- خدا (٤٥)
- عشق (۱۱)
- حسین (٧)
- رمضان (٦)
- علی (٥)
- توبه (٥)
- زینب (٤)
- شهادت (۳)
- دل (۳)
- عاشورا (۳)
- دوست (۳)
- دنیا (۳)
- موعظه (۳)
- امام خمینی (۳)
- کورایم (۳)
- صفایی (٢)
- کورائیم (٢)
- گنه (٢)
- ذیحجه (٢)
- زهرا (٢)
- فراموش (٢)
- فاطمه (٢)
- زیبایی (٢)
- غیبت (٢)
- قرآن (٢)
- کوفه (٢)
- غفلت (٢)
- غافل (٢)
- آخرت (٢)
- مهدی (٢)
- سفر (٢)
- اشک (٢)
- مرگ (٢)
- هدیه (٢)
- عمر واقعى (٢)
- روزی (٢)
- عید (٢)
- امام (٢)
- کربلا (٢)
- شیطان (٢)
- محبت (٢)
- آدم (٢)
- ادریس (۱)
- یوسف (۱)
- سلیمان (۱)
- از دیدگاه خدا (۱)
- نورچشم (۱)
- صدیق (۱)
- استاد (۱)
- خـــــون (۱)
- جمعه (۱)
- مادر (۱)
- پدر (۱)
- میلاد (۱)
- مهمانی (۱)
- هدف (۱)
- نماز (۱)
- خانه (۱)
- خشم (۱)
- تعلیم (۱)
- ویروس (۱)
- غدیر (۱)
- شیعه (۱)
- حج (۱)
- عقل (۱)
- دو (۱)
- عاقبت (۱)
- سرانجام ها (۱)
- علم خداوند (۱)
- دختر (۱)
- منتظر (۱)
- محمد (۱)
- تربیت (۱)
- سایه (۱)
- موفقیت (۱)
- گریه (۱)
- حکمت (۱)
- ایمان (۱)
- انسان (۱)
- مجلس (۱)
- آرزو (۱)
- خامنه ای (۱)
- انتخابات (۱)
- پول (۱)
- رضا (۱)
- زن (۱)
- انتظار (۱)
- خانواده (۱)
- لحظه (۱)
- اشرفی (۱)
- خواب (۱)
- مرد (۱)
- عالم (۱)
- ضیافت (۱)
- خواستن (۱)
- شرم (۱)
- جهاد (۱)
- دجال (۱)
- الگو (۱)
- عیسی (۱)
- ام البنین (۱)
- بوشهری (۱)
- پاک (۱)
- انبیا (۱)
- عمل (۱)
- خودسازی (۱)
- بقیع (۱)
- بشارت (۱)
- نیکوکاران (۱)
- شناخت (۱)
- کور (۱)
- تجملات (۱)
- آداب (۱)
- اماما (۱)
- زینتگر براى شوهر (۱)
- سیزده (۱)
- مکافات (۱)
- اسرار (۱)
- بنده (۱)
- تمثیل (۱)
- استکبار (۱)
- خضر (۱)
- معصومه (۱)
- اولیا (۱)
- پرستار (۱)
- ائمه (۱)
- امام حسن عسگری (۱)
- شیطان پرستان (۱)
- لقمان (۱)
- آشتی (۱)
- دیدار (۱)
- امام حسن (۱)
- شوخی (۱)
- عوام (۱)
- پیامبر (۱)
- اربعین (۱)
- امامت (۱)
- خرمشهر (۱)
- گناه (۱)
- چهل (۱)
- قهرمان (۱)
- حساب (۱)
- شهوت (۱)
- جبهه (۱)
- مبارزه (۱)
- مسلم (۱)
- قم (۱)
- بهلول (۱)
- اعمال (۱)
- عرفه (۱)
- کوه (۱)
- مجنون (۱)
- مورچه (۱)
- تدریس (۱)
- پیام (۱)
- عبادت (۱)
- اداب (۱)
- باقر (۱)
- آیه تبلیغ (۱)
- اکمال دین (۱)
- ثار الله (۱)
- شهربانو (۱)
- مسیر عشق (۱)
- شیخ عبدالله کورائیمی (۱)
- لبیک (۱)
- موقع (۱)
- کریمه (۱)
- ذوالقعده (۱)
- اندزگو (۱)
- بهجت (۱)
- اویس (۱)
- ناظر (۱)
- سالک (۱)
- رجب (۱)
- ویندوز ویستا (۱)
- جزا (۱)
- خدیجه (۱)
- چنگیز (۱)
- سجاد (۱)
- خویشتن (۱)
- سیره (۱)
- خلیفه (۱)
- احد (۱)
- نسیبه (۱)
- خندق (۱)
- تبعیت (۱)
- افصل (۱)
یکوقتى هارون الرشید به بهلول اعتراض کرد که : چرا مرا به اسم صدا کردى و نگفتى یا امیرالمؤ منین مگر تو مرا نمى شناسى ؟ بهلول در پاسخ گفت : چرا من تو را خوب مى شناسم تو فراشباشى و دربان جهنم هستى .
هارون گفت : چطور؟ گفت : براى اینکه خداوند به تو قدرت و مقام داده نباید بگذارى کسى جهنمى شود. باید مرتبا کارت نهى از منکر باشد. اگر از عهده این ماموریت به در آمدى همه را که روانه بهشت کردى آن وقت خودت مى توانى به بهشت در آئى و اگر نتوانستى خود زودتر از دیگران به جهنم در مى آیى .
نوشته اند هارون گریه کرد، سپس گفت : درست گفتى کار من چه مى شود و وضع مرا چطور مى بینى ؟ بهلول گفت : خودت را به قرآن عرضه کن و قرآن رامیزان قرار بده . خداوند در قرآن فرموده است : ان الابرار لفى نعیم وان الفجار لفى جهیم نیکان در بهشت و بدان در جهنمند حال ببین از نیکان هستى یا از بدان ؟
در حیات القلوب مجلسى نقل شده که اسکندر در یکى از سفرهایش به شهرى رسید که قبرستان نداشت و کنار درب ورودى هر خانه اى یک یا چند قبر بود. پرسید مگر شما زمین براى دفن اموات ندارید؟ گفتند: چرا اما ما را عادتى است که هر کس از اهل خانه مرد جنازه اش را دور نبرند در همان خانه او را دفن کنند تا بازماندگان او فراموش نکنند که به او ملحق خواهند شد و روزى هم آنها خواهند مرد و دیگر جنایت و خیانت به دیگران نکنند.
این چه رفتارى است که تو با ما دارى ؟ آیا گمان کرده اى که از ما بى نیازى ؟
آرى ، بى نیازم .
تو را بى نیاز نمى بینم .بر خاک نشسته اى و سقف خانه ات ، آسمان است . از من چیزى بخواه تا تو را بدهم .
اى شاه !من دو بنده حلقه به گوش دارم که آن دو، تو را امیرند . تو بنده بندگان منى .
آن بندگان تو که بر من امیرند، چه کسانى اند؟
خشم و شهوت . من آن دو را رام خود کرده ام ؛ حال آن که آن دو بر تو امیرند و تو را به هر سو که بخواهند مى کشند. برو آن جا که تو را فرمان مى برند؛ نه این جا که فرمانبرى زبون و خوارى .
| وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟ |
| طالب مردى چنینم کو به کو |
سال 1380بود
ده هزار تومان در بانک واریزکردم
به همون خدایی که شاهده همون زمان که حساب باز کردم
به نیت حج عمره
بسم الله گفتم وگفتم ای خدا
من این حساب رو به نیت حج عمره یا زیارت خونه خودت
تا اینکه سال 85بد جوری عشق امام حسین در وجودم طنین انداخت
که شب وروز وخواب وخوراک نداشتم
همسرم هم مشغول خواندن درس بود
البته خودش قبلا با مادرش رفته بود
اون وقتی که دید من خیلی بی قرارم
اوایل سال 86
200000تومان داد
گفت برو تو که این قدر نیت صافه یه حساب برا خودت باز کن
شاید خدا خواست وبرنده بشی
منم با شور وعشق فراوان رفتم
۱۰۰۰۰۰تومان در یک بانک و
۱۰۰۰۰۰تومان دیگشم
رفتم همون بانکی که قبلا حساب داشتم
10000تومان باز کرده بودم به نیت حج عمره
زمانی که رفتم بانک
قبل از اینکه نوبتم بشه
گفتم ای خدا این حساب رو به نیت سفر کربلا باز میکنم
کمکم کن
بعد گفتم ای خدا هم مکه وهم کربلا
بعدش یکدفعه به خودم اومدم گفتم نباید توقعم بشه
همون کربلا کافیه
زمانی که نوبت من رسید
گفت خانم چقدر در حسابت پول داری
گفتم 10000تومان
گفت چقدر میخوای واریز کنی گفتم 100000تومان
یکدفعه کارمند بانک گفت اشتباه نمیکنی/
منم گفتم نه
گفت کارت قرعه کشی نداشتی
گفتم نه همین دفتر چه قرض الحسنه
خلاصه بعد از کلی پرسش وپاسخ به من گفت
خانم با پولی که الان واریز کردید به حساب
720000تومان به حسابتون هست
من اولش تعجب کردم
اما خدایش ذوق زده نشدم مثل بعضیها
اما بعدش بهم گفت اشتباه شده
گفت سال 84
یه 10000تومان برنده شدی
نا امید شدم اما خدایش خدا را شکر کردم
گفتم اگر حق من هست که گیرم میاد
اگر هم نه حلال ومبارک صاحبش باشه
اما دفترچه قدیمو برداشت
وشماره همراهمو یاد داشت کرد
دفترچه جدید با تاریخ همون روز برام باز کرد
خالاصه اومدم از بانک بیرون با همسرم تماس گرفتم وجریان رو گفتم اخه ایشون خودشون هم کارمند بانک هستند
گفتند من الان سرم شلوغه وخودت باهاش صحبت کن
منم گفتم روم نمیشه واز این حرفها
اومدم سوار ماشین شدم واومدم بیام منزل
همسرم تماس گرفتند وگفتند چکار کردی
گفتم هیچ ولش کردم
از ماشین که پیاده شدم
باز تماس گرفتند گفتم میای با هم بریم که منم میام
والا خودم تنهایی نمیرم
گفت تاریخ افتتاح دفترچه جدید مال کیه گفتم امروز
منظورم همون تاریخی که رفتم
فکر کنم 6فروردین بود
گفت بر گرد منم میام بانک
همسرم اومد دفترچه رو بهش نشون دادم
گفت بیا بریم پیش رئیس شعبه
ما رفیتیم پیش رئیس شعبه
با رئیس شعبه صحبت کردیم وجریان رو بهش گفتیم
زمانی که رئیس شعبه اومد پیش کارمندش
دفتر چه جدید با 720000تومان به من تحویل دادند
گفت این خانم سال 1382یک هزینه سفر زیارتی حج عمره برنده شدن
ما پولشو واریز کردیم به حسابشون
ما فقط حساب سال 1384دیدیم خبری نبوده
به همین خاطر این اشتباه پیش اومده بود
باور کن
خلاصه این طور شد که من هزینه یک سفر حج عمره برنده شدم
همه ما اینطور هستیم ولی اسباب را میبینیم باید مسبب الاسباب را دید
خودآرایى و تزیین در نهاد زن قرار گرفته است ، اما زن به عنوان جنس مخالف مرد، حتى اگر خود را نیاراید، باز هم جذاب و داراى کشش است به همین جهت در اولین مراسم خواستگارى در آفرینش - داستان خلقت آدم و حوا - دیدیم که چگونه آدم همنشینى و نگاه به حوا را مایه انس و آرامش خویش یافته بود، و آن را به خداوند اظهار داشت . این سرمایه خداداد باید در مسیر تثبیت زندگانى مشترک به کار رود. اگر زندگى مشترک فقط سپرى نمودن چند ساعت و چند روز بود، شاید سهل انگارى و بى اعتنایى مشکل آفرین نبود؛اما زندگانى دراز مدت زن و شوهر باید پیوسته همراه با جاذبه عشق باشد تا هیچگاه گرد و غبار بى میلى و بى اعتنایى و دلسردى و ناامیدى بر صفحه درخشان آن ننشیند.
استفاده از زینت و آرایش ، جذابیت زن را تقویت مى کند و بر همین اساس است که رسول خدا صلى الله علیه و آله یکى از صفات زن خوب را خودآرایى براى شوهر بیان مى کند. زیرا مردى که به همسرش عشق و مهر مى ورزد، بیگانه را به حریم دل خود راه نمى دهد. در این حال ، بر سراسر زندگى آن دو، ابر آرامش و اطمینان سایه مى گسترد و اینجاست که آرام بخش بودن گل وجود زن ، مفهوم و عینیت پیدا مى کند.
اهمیت آراستگى زن براى شوهر تا آنجاست که در فرهنگ اسلام ، زن با هیچ بهانه اى نمى تواند درباره انجام این وظیفه در قبال همسرش بى اعتنا یا بى توجه باشد. البته شرایط مختلف زندگى مقتضى گونه هاى مختلف عمل به این وظیفه و خواهان برخورد شایسته و بایسته زن در آن شرایط مى باشد.
امام باقر علیه السلام مى فرماید: سزاوار و شایسته نیست که زن - درباره رسیدگى به سر و وضع خود و آراستن خویش بى عنایت باشد - و در زمینه آرایش و آراستن خود را بازنشسته کند، اگر چه به اندازه آویختن گردنبندى در گردن باشد و شایسته نیست که زن دستش را با خضاب - رنگ با حنا - زینت نکند، اگر چه با کشیدن دست روى حنا باشد و اگر چه این زن مسن باشد - سنى از او گذشته باشد
اماما، با مژگان نروبیده ایم گرد راه را، با اشک ، نشسته ایم غبار دل را.
اماما، نروبیده ایم غبار گناه از دل ، اما عاشقیم ، نمى دانیم این عشق سوزان ، در کجاى جانمان جاى گرفته که بى تابمان کرده .
اماما، شرمنده ایم که خانه دل را براى حکمرانى تو، پاک نساخته ایم .
اماما، از کاروان عاشقان تو، عقب مانده ایم . مرکب راهوار نداریم که به این کاروان شورانگیز، دست یابیم .
اماما، راه ، پیچاپیچ است و پر از گردنه هاى هراس انگیز، ما، بى پا افزار و توشه ، سرگردان .
اماما، خمینى آمد و گزید و برد و ما پس مانده ها و وازده ها، ترسیم که هیچگاه به آن آستان جلال راه نیابیم و غبار شویم و در هوا معلق و سرگردان ، نه آرامشى ، نه قرارى ، نه پناهى و نه منزلى .
اماما، بیم آن را داریم در عمق شب ، گم شویم و گرفتار رهزنان .
اماما، مى دانیم که خود، خود را به وادى هول انگیز بلا افکنده ایم ، اما هنوز، کورسویى از چراغ عشق ، در جانمان سو سو مى زند.
اماما، دریا آشنایان ، به عمق دریاى عشق فرو رفتند و ما در ساحل مانده ایم ، نه چشمى که آن همه زیبایى را ببینیم و نه انسى با امواج که با آنها در آمیزیم و نه پرتوى از عشق که به جان حقیقت راه یابیم .
اماما، عشق ، رخى نمود و جلوه اى کرد، ولى ما سرگرم بودیم و از شربت گواراى عشق ، ما را بهره اى نرسد.
اماما، نسیم عشق وزید و ما در غفلت بودیم ، اینکه بى نصیبى از نسیم عشق ، چگونه از این بیابان آتشناک رهایى یابیم و جانهاى پژمرده خود را با نسیم دل انگیز صبح ، شاداب کنیم .
اماما، راه دشوار است و رهزن ، بسیار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل مى سوزانند و به نرمى و گرمى ، راه مى بندند که ما راه مى نمایانیم .
قصود از طلب علم
ملاصدرا علم را براى مال و جاه نمى خواست و معتقد بود که طالب علم نباید در فکر جاه و مال باشد و مى فرمود: کسى که علم را براى مال و جاه بخواهد موجودى است خطرناک که باید از او برحذر بود. او در جلسات درس این اشعار را از مثنوى معنوى مى خواند:
بى گهر را علم و فن آموختن دادن تیغ است دست راهزن
تیغ دادن در کف زنگى مست به که افتد عِلم را ناکس بدست
علم و مال و منصب و جاه و قِران فتنه آرَد در کف بدگوهران
چون قلم در دست غدّارى فتاد لا جرم منصور بر دارى فتاد
- به این وبلاگم سر بزنید
- آیت اللّه شیخ عبداللّه کورائمی
- عکسهای کورایم (زیباترین نماز ظهر عاشورا )کورائیم
- چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸
- انسانهای متفاوت
- آموزش پارتیشن بندی ویندوز ویستا
- عید فطر، مظهر تجدید حیات(ماه شوال)
- طلایى ترین فرصت پاکسازى درون و بهترین پالایشگاه روح رمضان است .
- سلام بر رمضان المبارک
- مناسبتهاى ماه رمضان المبارک ماه مناجات و دعا
- روزی که دختران شرم را رها کنند چشمها نا بینا باید بشوند
- آمدن ماه رجب مبارک(این رجبیون)
- این جهان کوه است وفعل ما ندا
- متن کامل نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی
- من از مجنون عاشقترم!!!!
- آداب مجلس
- تعلیم وتربیت
- چه کسی میتواند آرزوی مرگ بکند ؟
- عارف کامل سالک الی الله(ایت الله العظمی محمد تقی بهجت) امروز بسوی خدا رفت
- فاطمه معصومه علیهاالسلام(بمناسبت وفات فاطمه معصومه)
- عیدتان مبارک
- شهادت امام حسن عسگری
- خداحافظی استاد صفایی بوشهری
- خداحافظی گرم استاد صفایی بوشهری با شاگردان
- اربعین حسینی یا چله عارفان؟
- کلمه های زندگی
- پرسشهاى خضر پیامبر و پاسخهاى امام علی علیه السلام
- در مورد اینکه مرد چگونه باید به زن خود پول برای خرج منزل و خودش بدهدبنویسید
- شهادت امام سجاد(علیه السلام)
- عزاداری کورایم
- اخبار
- اخلاق
- اداره کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل
- اوقات شرعی
- ايران صدا
- ایران سیما
- بانک پارسیان
- بورس اوراق بهادار تهران
- پاسخ شبهات دینی شما
- پست جمهوری اسلامی ایران
- پيام اردبيل
- پی سی دانلود
- تبيان
- تشخیص آنلاین وآفلاین در یاهو
- جستجو
- جستجو در پرسش و پاسخ:
- چه کتابی در مورد مسایل دینی میخواهی همه کتابها اینجاس اینجا را کلیک کن تا پیداکنی
- حجاب
- حوزه علميه
- خرید وفروش املاک
- دانشکده علوم حدیث
- دانلود
- راديو معارف گنجينه مسايل ديني
- رایانه واینترنت
- روزنامه جمهوری اسلامی
- روزنامه رسالت
- سبک بالان
- سوال از شما جواب از ما
- شهرداري كورائيم
- شهرداري كورائيم
- علماءومراجع
- قدس
- قمه زنی
- قوانين
- کیهان
- لینگستان
- محمد نصیری
- مرکز اطلاع رسانی فلسطین
- مسافر
- مشاوره
- نو اندیش
- نير
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
