کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸٧
خوشا دردى ! که درمانش تو باشى
خوشا راهى ! که پایانش تو باشى
خوشا چشمى ! که رخسار تو بیند

خوشا ملکى ! که سلطانش توباشى


خوشا آن دل ! که دلدارش تو گردى خوشا جانى ! که جانانش تو باشى

نویسنده: منصور - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٧

بسمه تعالی

 

همه ما دوست داریم بدانیم خدا ما را دوست دارد یا نه ؟نگاه بخودمان کنیم اول از همه خدا را دوست داریم یا نه ؟فقط لقلقه زبانه

 

ثانیا به آیات وروایات رجوع کنیم ببینیم در قالب کسانی هستیم که خدا دوستشان دارد یا نه ما در اینجا به ٢۷مورد اشاره میکنیم که خداآنهارا دوست می دارد

 

 باشد که کارهای را بکنیم که خدا ما را دوست دارد

 

1.    نیکوکاران را دوست دارد.

 

البقرة : 195   وَ أَنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین

 

َو در راه خدا انفاق کنید و (به واسطه ترک انفاق در راه جهاد، یا صرف آن در غیر راه خدا) خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید، و نیکى کنید که بى‏تردید خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

 

2.    پاکان را دوست دارد

 

البقرة : 222   وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ             

 

و از تو درباره عادت زنانه مى‏پرسند، بگو: آن نوعى آزار و ناراحتى است. پس از (آمیزش با) زنان در زمان عادت کناره‏گیرى نمایید و تا پاک نشوند به آنها نزدیک نشوید و چون (از عادت) پاک شدند (یا غسل کردند) از همان جا که خدا دستور داده با آنان آمیزش نمایید، همانا خداوند کسانى را که زود و زیاد توبه مى‏کنند و کسانى را که کوشا در پاکى‏اند دوست دارد.

 

3.    پرهیزگاران را دوست دارد

 

آل‏عمران : 76   بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ                    چرا، (مسلمین را بر شما حق است، زیرا) هر که به پیمان خود (در تعهد به دین) وفا نمود و تقوا پیشه کرد بى‏تردید خداوند پرهیزکاران را دوست دارد (و دوست خدا را بر غیرش حق است).

 

4.    صابران را دوست دارد

 

آل‏عمران : 146   وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ          و چه بسیار از پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنها جنگیدند، پس در مقابل آنچه به آنها در راه خدا رسید سست و ناتوان نشدند و خضوع و تسلیم نشان ندادند و خداوند صابران را دوست دارد.

 

5.    توکل کنندگان را دوست دارد

 

آل‏عمران : 159   فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ         

 

 پس به برکت رحمتى از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدى، و اگر بد خلق و سختدل بودى حتما از دورت پراکنده مى‏شدند. پس، از آنها درگذر و برایشان آمرزش طلب و در کارها با آنان مشورت نما، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، که بى‏تردید خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.

 

6.    عدالت پیشگان را دوست دارد

 

المائدة : 42   سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ     

 

    آنها سخت شنونده و پذیرنده دروغ و خورنده حرامند (مردمشان از علماى خود دروغ مى‏پذیرند و علمائشان از مردم رشوه مى‏گیرند) پس اگر به نزد تو آمدند خواهى میان آنها داورى کن یا از آنان روى برتاب، و اگر روى برتافتى هرگز هیچ زیانى به تو نمى‏رسانند، و اگر داورى کردى میانشان به عدل و داد داورى کن، زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.

 

7.    پاکیزگان را دوست دارد

 

التوبة : 108   لا تَقُمْ فیهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ                         هرگز در آن (مسجد به نماز) مایست، به یقین مسجدى که از نخستین روز (بنایش) بر پایه تقوا بنا شده (مانند مسجد قبا و مسجد مدینه و غیره) شایسته‏تر است که در آن به نماز ایستى مردانى در آن هستند که دوست دارند پاکیزه گردند، و خدا پاکیزگان را دوست دارد.

 

8.    جهاد گران را دوست دارد

 

الصف : 4   إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ          

 

  به یقین خداوند دوست دارد کسانى را که در راه او پیکار مى‏کنند که گویى بنایى پولادین‏اند. 

 

9.    خداوند انسان بشاش و گشاده رو را دوست میدارد

 

10.    خداوند خیر خواهان را دوست مى دارد

على علیه السلام فرمود: ان الله سبحانه و تعالى یحب ان یکون فیه الانسان للناس جمیله . خداوند دوست دارد مردم درباره همدیگر خوب فکر کنند و خیر خواه هم باشند.

 

11.    اصرار بردعا را دوست دارد

رسول خدا(ص ) فرمود خداى تعالى دعا کننده مصر را دوست دارد ولید بن عقبه هجرى روایت کرد که از اباجعفر باقر (ع ) شنیدم که مى فرمود:به خدا قسم بنده مومنى نیست که اصرار بر برآورده شدن نیازش از خدا کند جز آنکه خداى تعالى آنرا بر مى آورد. ابوالصباح از امام صادق علیه السلام نقل کرد که خداى تعالى از اصرار مردم به همدیگر بدش مى آید ولى اصرار در نزد خودش را دوست دارد. و خداى تعالى دوست دارد که از او درخواست شود و آنچه که پیش اوست از او درخواست شود.

 

12.    در کتاب کافى حدیثى از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمود؛ ((هر که بخواهد بداند که خدا او را دوست دارد باید اطاعت او رانماید و از ما پیروى کند مگر نشنیدى قول خدا را که مى فرمایدقل ان کنتم تحبون الله فاتبعونى یحببکم الله آل عمران

 

13.          خدا بعضی صداها را دوست دارد

 

 

 

گاهى اجابت بنده اى به تاخیر مى افتد چون بنده اى شایسته است و در نزد  خداى جایگاهى بزرگ دارد و علت تاخیر اجابت آن است که خداى تعالى دوست دارد صداى او را بشنود

از جابر بن عبد الله روایت شده که پیامبر (ص ) فرمود: بنده اى خداى رامى خواند و خدایش او را دوست دارد پس به جبرئیل مى گوید حاجت این بنده را برآور ولى به تاخیر بیاندازد زیرا دوست دارم همیشه صدایش را بشنوم ، و بنده اى خداى را مى خواند، و خداى تعالى او را دشمن دارد، بنابراین به جبرئیل مى فرماید: اى جبرئیل !حاجت این بنده مرا به عجله برآور زیرا از صدایش بدم مى آید.

 

14.    بیاد مرگ بودن را دوست دارد     امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله یک شب پنجشنبه براى افطار در مـسـجد قبا بود، و فرمود: آیا آشامیدنى هست ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى از شیر مسکه برگرفته با عسل آمیخته خدمتش آورد، چون بدهان گذاشت و چشید، کنارش زد و فرمود: دو نـوشـابـه ایـسـت کـه بـا یـکـى از آنـهـا از دیـگـرى بـى نـیـازى حـاصـل مى شود، من اینرا نمى آشامم و تحریم نمى کنم ، ولى براى خدا تواضع مى کنم زیرا هر که براى خدا تواضع کند، خدایش بلند گرداند و هر که تکبر کند، خدایش پست کـنـد، و هـر کـه در زنـدگـى اقـتصاد ورزد، خدا روزیش بخشد، و هر که ولخرجى کند، خدا محرومش سازد، و هر که بسیار بیاد مرگ باشد خدا او را دوست دارد

 

15.    صله رحم را دوست دارد          در حدیث معتبر فرمود که من ضامنم براى کسیکه صله رحم کند، آنکه خدا او را دوست دارد و روزیش را فراخ کند، و عمرش را زیاد کند، و او را داخل بهشت کند، فرمود که بوى بهشت از هزار ساله راه شنیده میشود، آنرا نمیشنود عاق پدر و مادر وقطع کننده صله رحم و مرد پیر زناکار.

 

16.    نرم رفتاری را دوست دارد                                                   عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ وَ یُعْطِی عَلَى الرِّفْقِ مَا لَا یُعْطِی عَلَى الْعُنْفِ

ترجمه :

 امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند نرم رفتار است و نرمى را دوست دارد و بر مدارا و نرمى پاداشى عطا مى کند که بر سخت گیرى و درشتى چنین پاداشى نمى دهد.

 

17.    قلبت چگونه است                                                                                       عن ابیجعفر علیه السالم قال : اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا فانظر الى قلبک ، فان کان یحب اهل طاعه الله و یبغض اهل معصیته ففیک خیر والله یحبک

امام باقر (ع) فرموده است : اگر خواستى بدانى در تو خیر و خوبى وجود دارد به دلت نظر افکن ،اگر دیدى قلبت اهل طاعت خدا را دوست دارد و اهل معصیت خدا را دشمن دارد در تو خیر و خوبى وجود دارد و خداوند هم دوستدار توست

 

18.    خدا محکم کاررا دوست دارد                           چنانکه روایت شده وقتى خبر وفات ((سعد بن معاذ)) که یکى از صلحاى امت و اجلاى اصحاب حضرت رسالت پناه (صلى الله علیه و آله و سلم ) بود به آن جناب رسید، فورا با اصحاب خود عازم تشییع گردیدند، تشریف آوردند، دستور غسل و کفن دادند و خود بدون نعلین و ردا او را تشییع فرمودند، گاه جانب راست تابوت و گاه طرف چپ آن را مى گرفتند تا آن را به قبرش رساندند، سپس حضرت خود به درون قبر فرود آمدند و او را در قبر خواباندند، خشت بر آن چیده ، گل طلبیدند، ما بین خشتها را با آن مسدود نمودند، چون از دفن فارغ شدند و خاک ریختند، وجه استحکام قبر را چنین بیان فرمودند: ))به درستى که من هر آینه مى دانم این قبر به زودى کهنه خواهد شد و از هم فرو خواهد ریخت ، لیکن خداوند بزرگ دوست دارد وقتى بنده اى کارى مى کند، آن را محکم کند((

 

19.    محب حسین را دوست دارد             پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

حسین از من و من از حسینم ، خداوند دوست دارد کسى را که حسین را دوست دارد، حسین سبطى است از اسباط

 

20.    اخلاق پسندیده را دوست دارد  امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: بر شما باد به بزرگوارى هاى اخلاقى زیرا خداوند عزوجل اخلاق پسندیده را دوست دارد و از اخلاق نکوهیده بپرهیزید زیرا خداوند عزوجل آنها را دشمن مى دارد و بر شما باد به تلاوت قرآن ، - تا آنجا که فرمود بر شما باد به خوش خلقى زیرا خوش ‍ خلقى صاحب خود را به درجه روزه دارى که شبها را به عبادت قیام مى کند مى رساند و بر شما باد به نیکى با همسایگان زیرا خداوند به این امر نموده است و بر شما باد به مسواک زدن زیرا مسواک زدن پاکیزه کننده دهان و سنتى نیکو است و بر شما باد به انجام واجبات الهى و بر شما باد به اجتناب نمودن از حرامهاى خداوند.

 

21.    عمر جوانى در حال عبادت

قال رسول الله -صلى الله علیه وآله -:

ان الله یحب اشاب الذى ینفى شبابه فى طاعة الله

خداوند جوانى را که عمر خود را در عبادت خدا به سر مى برد، دوست دارد. (کنزالعمال ، ج 43060

 

22.     دل غمگین را دوست دارد                         عـمـار دهـنـى گـویـد: شـنـیـدم عـلى بـن الحـسـیـن عـلیـهـمـا السـلام مـیـفـرمـود: خـدا هـر دل غـمـگـیـنى را دوست دارد، و هر بنده سپاسگزارى را دوست دارد، روز قیامت خداى تبارک و تـعـالى بـیـکـى از بـنـدگـانـش مـیـفـرمـایـد از فـلانـى سپاسگزارى کردى ؟ عرض میکند: پـروردگـارا! من ترا سپاس گفتم ، خدایتعالى فرماید، چون از او سپاسگزارى ننمودى ، مـرا هم سپاس ‍ نگفته ئى ، سپس امام فرمود: شکر گزارترین شما خدا را کسى است که از مردم بیشتر شکر گزارى کند.

 

23.          سپاسگزاری را دوست دارد

 

24.          اصلاح بین مردم را دوست دارد

 

امـام صـادق (ع ) مـیـفـرمـود: صـدقـه اى را که خدا دوست دارد، اصلاح میان مردمست ، زمانیکه اختلاف و فساد یابند و نزدیک ساختن آنها بیکدیگر زمانیکه از هم دور شوند

 

25.صدقه را دوست دارد

 

26. بندگان ومخلوقاتش را دوست دارد دست بندگان را بگیر

۲۷. توبه کنندگان را بیش از همه دوست دارد

........

ما این چندمورد را جمع کردیم امیدوارم از کسانی باشیم خدا دوستمان دارد

 

نویسنده: منصور - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

حیراتم بر عالمی که چطور نظاره گر تاریخی است که پر ازدرد ورنج است

خدایا کجا بنشینم وبه کدامین قبر اشاره کنم وبا صدای بلند داد بزنم ای اهل عالم قبر مادر مظلومم زهرا اینجاست

نویسنده: منصور - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

1- زندگى و تغافل و تجاهل

على (علیه السلام ) فرمود:
نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل1.
نیمى از عقل بر تابیدن جهالت است و نیمى دیگر خود را به غفلت زدن است .
انـسـان هـاى بـزرگ مـنـش و خردمند خود را از بسیارى چیزها کنار مى کشند و اگر چیزهایى دیـدنـد یـا شـنـیـدند که پرداختن به آن ها در شانشان نیست ، بزرگوارانه از کنارش مى گذرند.
قرآن مى فرماید:
و اذا مروا باللغو مروا کراما. اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما2
هنگامى که به کار بیهوده بر مى خورند بزرگوارانه از کنار آن مى گذرند و اگر مردم نادان آن ها را مخاطب قرار دهند با سکوت و سلام به آن ها پاسخ مى دهند.
و نیز فرمود:
و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه (3)
و چون سخن بیهوده بشنوند، از آن روى گردانند.
على (علیه السلام ) مى فرماید:
من اشرف افعال الکریم غفلته عما یعلم 4
از بهترین رفتارهاى افراد شریف و بزرگوار گذشت است از آن چه مى دانند.
و در جاى دیگر فرمود:
من لا یتغافل و لا یقض عن کثیر من الامور تنقضت عیشته
کسى که در بسیارى از امور، خود را به بى خبرى نزند، زندگى برایش تنگ مى شود.

 

2- عقل زندگى و پرهیز از امور غیر ضرورى

 

امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
من اشتغل بالفضول فاته من مهمه المامول 5 .
هرکه خود را به کارهاى غیر لازم مشغول سازد، کارهاى لازم را تباه مى کند؟
انـسـان وقـتـش عزیز و فرصت هایش پربها و کوتاه است و از فرصت هاى پیش آمده باید بـیـشـتـریـن اسـتـفـاده را بـبرد. از این رو همیشه باید به کارهاى مهم و اولویت بندى شده بپردازد

 

3- دخالت بیجا نکردن

 

 پیامبر صلى الله علیه و اله مى فرماید:
اعظم الناس قدرا من ترک ما لا یعنیه 6 .
بـزرگ تـرین مردم از نظر قدرت و منزلت کسى است که به کارهاى بیهوده در نیاید که به او ربطى ندارد.
از جـمـله زیـبایى ها و نشانه هاى عقل زندگى ، مداخله نکردن در امور دیگران است . برخى مـردم در مسائلى که در قبال آن وظیفه اى ندارند، دخالت مى کنند و اظهار نظر مى نمایند و بـه اصـطلاح ، خود را نخود هر آشى مى دانند؛ این کار افزون بر آن که وقت را تلف مى کـنـد و انـسـان را از کـارهـاى خـودش بـاز مـى دارد، عـوارض زیـانـبـار اجـتـمـاعـى نـیز به دنبال دارد؛ مانند ایجاد کدورت ، دشمنى ، به وجود آمدن اختلاف و درگیرى ، ایجاد فتنه و آشوب و بسیارى از خلاف شرع ها و امور حرام ؛ مانند غیبت ، تهمت و اهانت به دیگران .
از این رو احادیث اسلامى به شدت از این کار نهى کرده اند و فرموده اند که مومن باید از آن چـه بـه او مـربوط نمى شود، دورى کند. ترک ما لا یعنیه تعبیرى است که در احـادیث به کار رفته و مقصود از آن یعنى : هر سخن و هر کارى که مقصودش ، تو نباشى و به تو کارى ندارد و تو در آن کار دیده نشده اى ، و به تو مربوط نیست .
رسول خدا صلى الله علیه و اله فرمود:
من حسن اسلام المرء ترکه ما لا یعینه .
از نشانه خوب مسلمان بودن ، دورى کردن از امورى است که به آدمى مربوط نیست .

 

4- عقل زندگى و مدارا با مردم

على (علیه السلام ) مى فرماید:
ثمره العقل مداره الناس 1) .
میوه عقل ، سازگار بودن با مردم است .
درست است که هرکس داراى سلیقه و فکر و نظر ویژه خود است ولى نمى توان در خانه را بـه روى خـود بـست و از مردم فاصله گرفت یا با همه درگیر شد؛ تنها راه درست در عین عمل به وظیفه . مدارا کردن است

 

 

5- عاقبت اندیشى و عقل زندگى

 

امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
اعقل الناس انظرهم فى العواقب2.
داناترین مردم آن است که بیش تر از همه به فرجام کار بنگرد.
آینده نگرى از نشانه هاى عقل زندگى است که مى تواند آدمى را از درافتادن به مهلکه ها حفظ کند.
انسان هاى کوته فکر، که جمود فکرى دارند، هیچ گاه درست به آینده نمى نگرد و عواقب کـار را بـررسـى نـمى کنند. شرایط و اوضاع مختلف را نمى نگرد و مطالعه و بررسى نـمـى کـنند و همین امر باعث عقب افتادگى ، پشیمانى و سرگردانى در زندگى مى شود و خـسارات فراوانى در پى مى آورد و چنین کسانى همیشه تاوان بى فکرى و کوته نظرى و بى دقتى و بى احتیاطى خود را باید پس بدهند.
انـسـان عـاقـل و مـومـن و خـردمـنـد، آیـنـده نـگـر و دورانـدیـش اسـت و بـه مـسـائل و شـرایـط، خـوب دقـت مـى کـند و تصمیم گیرى درست دارد و در نتیجه از بسیارى خسارت ها و آثار بد و مخرب بى فکرى در امان است .
بـرخـى کـسـان فـقـط مـنـافـع زودگذر کار خود را مى بینند، ولى معایب و عواقب بد آن را تدبیر نمى کنند.

 

6- عقل زندگى و دوراندیشى

 

امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
العقل یوجب الحذر.
عقل ، مایه دوراندیشى است .
لازمه زندگى ، به کار بردن حزم و دور اندیشى است .
على (علیه السلام ) فرمود:
الحزم کیاسه .
دور اندیشى گونه اى زیرکى و تیز هوشى است .
ده ها حدیث و سخن زیبا از حضرت على (علیه السلام ) و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام ) درباره حزم وارد شده است و سفارش کرده اند که انسان در امور زندگى باید دوراندیش و مـحـکـم کـار باشد. همه جوانب کار را ببیند و سبک و سنگین کند، خیر و شر آن را در نظر گیرد. مصالح دینى و اجتماعى را بسنجد و آن گاه براى انجامش برخیزد.
حـزم پـیـش از عـزم اسـت ، یـعـنـى تفکر و دور اندیشى باید پیش از تصمیم به انجام کار باشد. از این رو یکى از راه هاى دوراندیشى مشورت است .

 

7- تدبیر و نظم در امور

 

 امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
لا عقل کالتدبیر3) .
هیچ عقلى مانند برنامه ریزى نیست
.
از رموز موفقیت انسان در زندگى داشتن برنامه و نظم است . برنامه ریزى و تقسیم کار و اسـتـفـاده بـهـیـنـه از زمـان و مـکـان و امـکـانـات ، از اصول مدیریت و عقل زندگى است

 

8- تحصیلات عالى و کمالات جهان

 رو به پیشرفت است و دانش براى زندگى در جهان امروز ضرورتى انکار ناپذیر است .
انـسـان امـروزى نمى تواند از قافله دانش عقب بماند که خسارت بسیار خواهد برد. انسان مـسـلمـان ، کـه رو بـه کـمـال و رشد است ، امکان ندارد به علم و دانش بى توجه و از علوم زنـدگـى بـى اطـلاع بـاشد. درس خواندن و کسب دانش و تحصیلات عالى امروزه چراغ راه انسان است . صرف نظر از مسئله مدرک یا شغل ، کسب معلومات هدفى مقدساست . فهمیدن و فـهـمـانـدن و عـالم شـدن از مـقـتـضـیـات عـقـل زنـدگـى اسـت . تـنـبـلى از تـحـصیل علوم یا دلسردى یا بى اعتنایى به آن مایه عقب ماندگى است . جوان مسلمان به مقتضاى اسلام و عقل باید در تحصیل علوم پیشرو باشد.
تـوصـیه ما به جوانان به ویژه جوانان مومن و مذهبى این است که بیش از دیگران در پى عـلم و تـحـصـیـل بـرونـد کـه هـم مـقـتـضـاى دیـن اسـت و حـکـم عقل و زندگى .
عقل همیشه دنبال پرواز به سوى دانش است ، چنان که امام على (علیه السلام ) فرموده است :
العقل مرکب العلم .

9- استفاده از نظریه هاى دیگران

 

10- پند گرفتن

11- رازدارى

12- برنامه دخل و خرج

13- کم گویى و گزیده گویى

14- انتخاب بهتر

15- محبت

16- حد و مرزها

17- دورى از خودخواهى و غرور

18- خودشناسى

19- خودشناسى و اصلاح نفس

20- خرده گیرى از دیگران

21- پرده پوشى

22- شیوه برخورد با نادانان

23- پرهیز از جدال و بگومگوها

24- دورى از پستى

25- ادب و کمال

26- اعتراف به جهل

27- عذر خواهى و عذر پذیرى

28- استقامت در زندگى

29- صداقت در زندگى

30- دورى از بدگویى

31- جایگاه شناسى

32- کار هدفدار و ارزشمند

33- خویشتندارى

34- پرهیز از طمعکارى

35- حفظ حرمت دیگران

36- حق محورى

37- دورى از مواضع تهمت

38- عدالت خواهى

39- خوشرفتارى با مردم

40- پرهیز از مردم آزارى

 

 


1 غرر الحکم ، ص 240

2 فرقان ، 73.

3 قصص ، 55..

4 بحار، ج 75، ص 49

5 غرر، ص 451.

6 بحار، ج 71، ص 276.

1 تصنیف الغرر، ص 53.

2 تصنیف الغرر ص 52.

3 غرر، ص 354..


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

همیشه پاک
الحمدلله الذى جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا
حضرت على (علیه السلام ) مى فرماید: ستایش خداى را که آب را پاک و پاک کننده آفرید، نه نجس (و آلوده کننده ).
غیر از این هر گونه که بود زیبا نبود؛
اگر همه زشت بودند و یا همه زیبا،
اگر همه استعدادها یکسان بودند،
اگر همه مردم خوب بودند و یا همه بد؛
و اگر جهان آمیزه اى از گوناگون ها نبود، هیچ چیز معنا نداشت .
پاکى و ناپاکى نیز در کنار هم معنا مى دهند.
زندگى زیباست چون بعضى چیزها ناپاک و نجس اند و بیشتر چیزها پاک .
پاک ها اگر با نجس ها ارتباط برقرار کنند آلوده مى شوند، آلوده ها قابل تطهیر و پاک سازى هستند. از اینها که بگذریم اخلاق پاک داریم و اخلاق ناپاک و آلوده ، و همچنین عقاید پاک و عقاید ناپاک و آلوده ، و از همه بالاتر جان هاى پاک و جان هاى ناپاک و آلوده .
کمال انسان در آن است که بکوشد آلوده نشود و اگر مبتلا به آلودگى شد، خود را پاک کند.

نویسنده: منصور - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

حکیمى گفت : آدمى زادگان ، چه بینوایند! اگر آنچنان که از نیازمندى مى ترسند، از آتش مى ترسیدند. از هر دو نجات مى یافتند. و چنان که به دنیا علاقه مى ورزند، به بهشت اشتیاق مى ورزیدند، هر دو را در مى یافتند. و چنان که به ظاهر از بندگان خدا مى ترسند، در باطن ، از خدا مى ترسیدند، در هر دو دنیا نیکبخت مى شدند.

نویسنده: منصور - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧

دو نکته

 اول : یکى از حکما، دنیا را به عالم خواب تشبیه نموده که آدمى در آن حال هر چه از خوشى و ناخوشى مى بیند و خیال مى کند که آنها حقیقت دارند همین که بیدار شد اثرى از آنها نمى بیند. این دنیا نیز همین طور است ؛ همچنانکه روایت شده : الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا: (1) همه مردم در خوابند، وقتى مردند، مى دانند و هوشیار مى گردند (که تخت و تاج و ملک مال همه بى اثر و از آنها سودى نمى برند). این قدر طول امل ره مى دهى در دل چرا

مصحف خود را به این خط مى کنى باطل چرا

عیش دنیا احتلام خواب غفلت بیش نیست

از خیالى این قدر آلودگى اى دل چرا

دوم : منقول است پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر روى حصیرى خوابیده بود و پهلوى مبارکش نقش حصیر گرفته بود، عمر گفت : یا نبى الله ! چه شود اگر بر فرش از این نرمتر خوابى ؟)): سرور کاینات فرمودند: مالى و للدنیا ما مثلى و مثل الدنیا الا کراکب سار فى یوم صائف فاستظل تحت شجره ساعه من نهار ثم راح و ترکها؛ (1) مرا با دنیا چه کار! مثل دنیا نیست مگر مانند سوارى که در روز گرمى به راه رود و ساعتى در سایه درختى توقف کند، و بعد از آن به راه خود رود و آن درخت را واگذارد. حاصل اینکه آدمى مسافرى است که از دیار نیستى به این دنیا مى آید و به شهرستان عالم جاودانى مى رود و این دنیا به مثابه درختى است که بر سر راه واقع شده ، در آن مقدار کوتاهى توقف مى کند و روانه مقصد مى شود، و همچنانکه آدمى نباید در بین راه منزب کند و آنجا را براى خود محل و ماءوى قرار دهد، همچنین نباید انسان این قدر علاقه جاودانه بگستراند؛ زیرا عاقل و دانا فکر مى کند جایى که مردم هر دو احتمال کوچ کردن در آن مى دهند رحل اقامت انداختن و متوجه مقصد نشدن و مملکت باقى را فراموش کردن از طریقه عقل و دانش بیرون است . بعضى دنیا را به ((سایه )) تمثیل کرده اند که در واقع متحرک و روان است و در نظر ساکن

 



(1) مجموعه ورام ، ج 1، ص 145 و 150. محجه البیضاء، ج 6 ص 10.

(1) مجموعه ورام ، ج 1، ص 145 و 150. محجه البیضاء، ج 6 ص 10.

نویسنده: منصور - دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧

گواهان آدمیان
خداوند به آدمى مى فرماید:
یَابْن َآدَمَ!
1.مَلائِکَتی یَتَعاقَبُونَ بِالَّیْلِ وَالنَّهارِ لِیَکْتُبُوا عَلَیْکَ ما تَقُولُ وَ تَفْعَلُ مِن ْقَلیلِک َوَکَثیرِکَ.
2. فَالسَّماءُ تَشْهَدُ بِما رَاءَتْ مِنْکَ.
3. وَالاَْرْضُ تَشْهَدُ عَلَیْکَ بِما عَمِلْتَ عَلى ظَهْرِها.
4. وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ یَشْهَدْنَ عَلَیْکَ بِما تَقُولُ وَ تَفْعَلُ.
5. وَ اءَنَا مُطَّلِعٌ عَلى مَخْفیّاتِ خَطَراتِ قَلْبِکَ.
6. وَ لاتَغْفَلْ عَنْ نَفْسِکَ.
7. فَإِنَّ لَکَ فِی الْمَوْتِ شُغْلٌ شاغِلٌ.
8. وَ عَنْ قَلیلٍ اءَنْتَ راحِلٌ.
9. وَ کُلُّ ما قَدَّمْتَهُ مِنَ الْخَیْرِ وَالشَّرِ حاصِلٌ بِلازیادَةٍ وَ نُقْصانٍ.
10. وَ تَسْتَوفی غَدا ما کُنْتَ فاعِلا.

اى فرزندآدم !
1. فرشتگانم [که ماءموران منند]، شب و روز در پى تواَند و مراقب اعمال تو، تا آنچه را مى گویى و انجام مى دهى ، چه کم و چه زیاد، بنویسند.

۲.پس آسمان هم گواهی میدهد به آنچه از تو دیده است
3. و زمین هم به آنچه روى آن انجام مى دهى گواهى مى دهد.
4. و خورشید و ماه و ستارگان نیز بر گفتار و کردارت گواهند.
5. و من خود بر اندیشه هاى پنهانى قلبت آگاهم .
6. و [اکنون که چنین است و گواهان گوناگون احاطه ات کرده اند و همگى مراقب تواَند،پس ] خودت نیز از خویشتن غافل مباش .
7. زیرا مرگ [در پیش است ] و گرفتارى فراوان در انتظار تو است [و به توشه بسیارنیازمندى ].
8. و هنگامه کوچ و رحلت تو نزدیک است .
9. و آنچه را از پیش فرستاده اى ، چه نیکى و چه بدى ، بى کم و کاست ، آماده است .
10. و فردا[در آینده اى نزدیک ] آنچه را عمل کرده اى کاملا درمى یابى .
ما آدمیان در جهانى زندگى مى کنیم که چشمانى تیزبین و همیشه بیدار، نظاره مان مى کنندو تمامى گفتار و رفتار و کردارمان را با دقت و امانت ثبت و ضبط مى نمایند. پدیدههاى پیرامون ما، آیتها و ماءموران خداوندند و همگى سمیعند و بصیرند و هوشمند، گرچه با نامحرمان ، خاموشند:

جملهْ اجزاء، در تحرّک ، در سکون

ناطقان که : ((إِنّا إ لَیْهِ راجِعُون .

جملهْ اجزاءِ زمین و آسمان

با تو مى گویند روزان و شبان :

((ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم

با شما نامحرمان ما خامُشیم

خامشیم و نعره تکرارمان

مى رود تا پایتخت یارمان .))

و هنگامه برپایى دادگاه عدل الهى ، که پرونده هامان گشوده مى شود، حضور مى یابندو بر آنچه دیده و شنیده اند، گواهى مى دهند. و برتر از این همه ، خودخداوند، نظاره گرمان است و علاوه بر اعمالمان ، بر اندیشه هاى پنهان و موجهاى خفیفى که بر شیارهاىمغز و لایه هاى قلبمان مى گذرد نیز آگاه است و همه را به حساب مى آورد.

اللّه تویى ، از دلم آگاه تویى

درمانده منم ، دلیل هر راه تویى

گر مورچه اى دم زند اندر ته چاه

آگه زِ دَمِ مورچه در چاه تویى

به یاد داشتن این نظارت فراگیر، سبب هشیارى آدمى مى شود و او را از فرو افتادن درغفلتها و تباهیها باز مى دارد.

نویسنده: منصور - دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧

تمثیلهاى عبرت آموز
خداى رحمان به آدمیان مى فرماید:
یَابْن َآدَمَ!
1. مَثَلُ الْعَمَلِ بِلاعِلْمٍ، کَمَثَلِ الرَّعْدِ بَلامَطَرٍ.
2. وَمَثَلُ الْعِلْمِ بِلاعَمَلٍ، کَمَثَلِ الشَّجَرِ بِلاثَمَرٍ.
3. وَمَثَلُ الْعِلْمِ بِلازُهْدٍ وَخَشْیَةٍ، کَالْمالِ بِلازَکاةٍ وَ الطَّعامِ بِلامِلْحٍ وَکَزَرْعٍ عَلَى الصَّفا.
4. وَمَثَلُ الْعِلْمِ عِنْدَ الاَْحْمَقِ، کَمَثَلِ الدُّرِّ وَالْیاقُوتِ عِنْدَ الْبَهیمَةِ.
5. وَمَثَلُ الْقُلُوبِالْقاسیَةِ، کَمَثَلِ الْحَجَرِ الثّابِتِ فِی الْماءِ.
6. وَمَثَلُ الْمَوْعِظَةِ عِنْدَ مَنْ لا یَرْغَبُ فیها، کَمَثَلِ الْمِزْمارِ عِنْدَ اَهْلِ الْقُبُورِ.
7. وَمَثَلُ الصَّدَقَةِ بِالْحَرامِ، کَمَثَلِ مَنْ یَغْسِلُ الْعَذَرَةَ بِبَوْلِه !
8. وَمَثَلُ الصَّلاةِ بِلازَکاةِ الْمالِ، کَمَثَلِ الْجَسَدِ بِلارُوحٍ.
9. وَمَثَلُ الْعَمَلِ بِلاتَوْبَةٍ، کَمَثَلِ الْبُنْیانِ بِلااءَساسٍ.
10. اءَفَاءَمِنُوا مَکْرَ اللّهِ؟! فلایَاءْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ.

اى فرزندآدم !
1. عمل و کردارِ بدون دانش و معرفت ، همانند
((
رعدِبى باران ))
است .

۲.علم بدون عمل همچون درختی است که ثمر ندارد
3. و دانشِ بدون زهد و خشیت ، همچون
((
ثروت بى زکات و غذاى بى نمک و کِشت و کار برسنگ صاف ))
است .
4. و دانشْ نزد احمق ، به مانند
((
دُرّ و یاقوت نزد چهارپایان ))
است .
5. و دلهاى سخت شده و قساوت اندود، مانند
((
سنگِ فرورفته در آب ))
است . [و همچنان کهآبْ در سنگ نفوذ نمى کند، موعظه نیز در دلهاى قساوت آلود، اثر نمى بخشد.]
6. و موعظه نزد کسى که به آن میل و رغبت ندارد، چونان
((
ساز و آهنگ نزد مردگان ))
است.
7. و صدقه دادن با مال حرام ، مانند
((
شستن مدفوع با ادرار))
است !
8. و نماز بدون زکاتِ مال ، همسان
((
بدن بى روح ))
است .
9. و عمل و کردار بدون توبه [و بازگشت به خداوند] چونان
((
ساختمان بى پایه واساس ))
است .
10. آیا مردمان از مکر و تدبیر خداوند، غفلت ورزیده و خود را از آن در امان پنداشته اند؟!پس ، کسى خویشتن را از تدبیر و کیفر خداوند در امان نمى بیند، مگر مردمان زیانکار.

نویسنده: منصور - دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧

غفلت چرا؟!
خداوند رحمان به آدمى مى فرماید:
یَابْن َآدَمَ!
1. إِذاکانَ اللّهُ تَعالى قَدْ تَکَفَّلَ لَکَ بِرِزْقِکَ فَطُولُ اهْتِمامِکَ لِماذا؟!
2. وَ إِذا کانَ الْخَلْقُ مِنّی حَقّا فَالْ بُخْلُ لِماذا؟!
3. وَ إِذا کانَ إِبْلیسُ عَدُوّا لی فَالْغَفْلَةُ لِماذا؟!
4. وَ إِذا کانَ الْحِسابُوَالمُرُورُعَلَى الصِّراطِ حَقّافَجَمْعُ المالِ لِماذا؟!
5. وَ إِنْ کانَ عِقابُ اللّهِ حَقّا فَالْمَعْصیَةُ لِماذا؟!
6. وَ إِن کانَ ثَوابُ اللّهِ تَعالى فِی الْجَنَّةِ حَقّا فَالاِسْتِراحَةُ لِماذا؟!
7. وَ إِن کانَ کُلُّ شَىٍّْءٍ بِقَضائی وَ قَدَری فَالْجَزَعُ لِماذا؟!
8. لِکَیْلا تَاءْسَوْا عَلى ما فَاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتیکُمْ.
(7)
اى فرزندآدم !
1. اگر خداوند، رزق و روزى ات را به عهده گرفته است ، پس نگرانى و تلاش طولانى[و بیجا و حرص بر دنیا] چرا؟!
2. و اگر آفرینش همه اشیاء، به راستى از آنِ من است ، پس بخل ورزیدن چرا؟!
3. و اگر شیطان ، دشمن من [و تو] است ، پس غفلت چرا؟!
4. و اگر حسابرسى و عبور از صراط، حقّ است ، پس جمع کردنمال چرا؟!
5. و اگر کیفر خداوند، حق است ، پس گناه کردن چرا؟!
6. و اگر پاداش و ثواب خداوند متعال در بهشت ، حق است ، پس استراحت [و سُستى ] چرا؟!
7. و اگر همه چیز [و تمامى حوادث جهان ] به قضا و قَدَر من است ، پس بى تابى و جَزَعو 8. براى آنچه از دستتان مى رود تاءسّف نخورید و نیز براى آنچه به شمایان مىدهم شادمانى نکنید [و مغرور نشوید، زیرا اینها همه وسیله امتحان الهى است ].
کمتر عاملى را مى توان نشان داد که چونان ((غفلت ))، آدمى را به ((هلاکت )) افکند. منشاءبسیارى از تباهیهاى مردمان و انحطاط جوامع بشرى ، غفلت است . از این روى ، ادیان الهى، انسان را به هشیارىِ همیشگى فرا مى خوانند و او را از ((خود فراموشى )) و ((خدافراموشى ))
بر حذر مى دارند.

هر آن کو غافل از حق ، یک زمان است
در آن دم کافر است ، امّا نهان است
اگر آن غافلى ، پیوسته بودى
درِ اسلام بر وى بسته بودى
این همه تاءکید اسلام بر مراقبت از خویشتن و محاسبه نفس ، براى رهانیدن آدمیان از دام غفلت است .
غیر ره دوست ، کىْ توانى رفتن ؟!
جز مِدْحَتِ او کجا توانى گفتن ؟!
هر مدح و ثنا که مى کنى ، مدح وى است
بیدار شو اى رفیق ! تا کى خفتن ؟!(8)

نویسنده: منصور - دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧
سعدى مى نویسد دانشمند نکوکارى به در خانه توانگرى رفت و گفت : چنین به من رسیده که تو چیزى از مال خود نامزد ارباب استحاق کرده اى و من بسیار مستحق و محتاجم ، آن مرد بهانه آورده گفت : من آنچه گفته ام نامزد کوران نموده ام و تو کور نیستى دانشمند گفت : تو اشتباه نموده اى کور حقیقى من هستم که روى از رزاق خلق برتافته در به چون تو بخیل شتافته ام و روى از توانگر گردانید و رفت ، آن مرد از سخن وى متاثر شد خادمى را از عقبش روانه نمود خادم هر چند در خواست کرد که مراجعت نماید قبول نکرد.

 

نویسنده: منصور - یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
سیره عملی امام روح الله
ساعت خبر: 21:25 - تاریخ خبر: 31/02/1387

بررسی و درک ابعاد مختلف شخصیت عمیق امام خمینی (رض) بی تردید نیازمند تسلط و ژرف نگری تاریخی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است و ظرفیتی بسیار فراتر از گزارشهای خبری می طلبد ، با اینهمه تاملی در رخداد ها و گفته ها و ناگفته های سالهای بازگشت تا رحلت ایشان می تواند در درک جوهره نظری و سیره عملی امام راحل قدمی کوچک بر شمرده شود . به فضل الهی .. 

http://www.iribnews.ir/MainContent.aspx?news_num=153387

نویسنده: منصور - شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

گویند: یکى از علماى بزرگ پس از پایان تحصیلات خود، در حوزه علمیه نجف اشرف ، هنگامى که مى خواست به زادگاهش برگردد، به حضور استادش براى خداحافظى رفت .
هنگام خداحافظى و جدا شدن ، به استاد عرض کرد، پند و موعظه اى به من بیاموز!
استاد به او گفت : ((بعد از تمام این زحمتها، آخرین اندرزم کلام خدا است (و آن آیه 14 سوره علق است ) این آیه را هرگز فراموش مکن ، و آن این است :
الم یعلم بان الله یرى : ((آیا انسان نمى دانست که خدا همه چیز را مى بیند))
آرى عالم ، محضر خداست ، و ما همواره باید در خاطر داشته باشیم که هر کار مى کنیم ، خدا مى بیند تا آنجا که حتى به خیانت مخفى چشمها، و به آنچه که در سینه ها مخفى است آگاه مى باشد

نویسنده: منصور - جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧

پیام حضرت امام خمینى ره
به مناسبت عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از تلگرافاتى که در فتح خرمشهر به این جانب رسیده است ، سپاس ‍ بى حد بر خداوند قادر که کشور اسلامى و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود؛ و این جانب با یقین به آن ماالنصر الا من عند الله از فرزندان اسلام و قواى سلحشور مسلح که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة الله الاعظم اروحنالمقدمه الفدا را از جنگ گرگان آدمخوار که آلتهایى در دست ابرقدرتان خصوصا آمریکاى جهانخوارند، بیرون آورد و نداى الله اکبر را در خرمشهر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخار لااله الا الله را بر فراز آن شهر خرم که با دست پلید جنایتکاران غرب به خون کشیده شده و خونین شهر نام گرفت ، - به اهتزاز درآورد - تشکر مى کنم و آنان فوق تشکر امثال من هستند.
آنان به یقین مورد تقدیر ناجى بشیریت و برپاکننده عدل الهى در سراسر گیتى روحى لتراب مقدمه الفداء مى باشند. آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمى مفتخرند. مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نورچشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق عظیم که با توفیق الهى و ضایعات کم و غنائم بى پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکرینى این ابر جنایتکار دهر به تباهى کشیده شدند، سرافرازانه براى اسلام و میهن عزیز افتخار ابدى هدیه آوردید و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانى هستند که ستاره درخشنده پیروزیهاى آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانى خواهد کرد و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانى هستند که ستاره درخشنده پیروزیهاى آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانى خواهد کرد و مبارک باد بر ملت عظیم الشاءن ایران ، این چنین فرزندان سلحشور جان برکفى که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانى که در دو جبهه جنگ با دشمنان باطنى و دشمنى ظاهرى پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و براى اسلام سرافرازى آفریدند و هان اى فرزندان قرآن کریم و نیروى ارتشى ، سپاهى ، بسیجى ، ژاندارمرى شهر بانى و کمیته ها و عشایر و نیروهاى مردمى داوطلب و ملت عزیز، هشیار باشید که پیروزى هرچند عظیم و حیرت انگیز است ، شما را از یاد خداوند که نصر و فتح در دست اوست غافل نکند و غرور شما را به خود جلب نکند که این آفتى بزرگ و دامى خطر ناک است که با وسوسه شیطان به سراغ آدم مى آید و براى اولاد تباهى مى آورد و من با آنکه به همه شما اطمینان تعهد به اسلام دارم ، از تذکرى که براى مؤ منان نفع دار باید غفلت نکنم ، چنانچه از نصیحت مظلوم ، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن مى گویند و من به پیروى از آنان به شما اطمینان مى دهم که اگر از اطاعت بى چون و چرا آمریکا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حکم اسلام و قرآن کریم رفتار کنید، از ما جز خیر و پشتیبانى نخواهید دید و شما بدانید آن قدر که ابرقدرتهاى کوچک و حکومتهااى ضعیف هستید، پشتیبانى نمى کنند و شما عاقبت این جنایتکار و همقطار جنایتکارش شاه مخلوع را به عیان دیده اید. قدرتهاى بزرگ پیش از آنکه از شما استفاده نمایند، از شما طرفدارى نمى کنند و شماها را براى منافع خویش به هلاکت مى کشند و من نصیحت برادرانه به شما مى کنم که کارى نکنید که قرآن کریم براى برخورد با شما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم ، و یقین بدانید که امثال حسنى مبارک مصرى و حسین اردنى و دیگر هم جنایتکاران آنان براى شما نفعى ندارند و دین و دنیاى شما را تباه مى کنند و اگر به نشستهاى خود بخواهید طرح کمپ دیوید یا فهد را که مرده اند، زنده کنید - که ما خطر بزرگ براى کشورهاى اسلامى خصوصا حرمین شریفین مى دانیم - اسلام به ما اجازه سکوت نمى دهد و این جانب در پیشگاه مقدس خداوند تکلیف الهى خود را اداء نمودم ، اکنون دست تضرع و دعا به سوى خالق یکتا بلند کرده و به قواى مسلح اسلام و فداکاران قرآن کریم و میهن عزیز ایران دعا مى کنم و سلامت و سعادت و پیروزى آنان را خواستار هستم . سلام و درود بى پایان برفرماندهان قواى مسلح و بر رزمنداگان فداکار و بر ملت ایران عزیز و سرشار از شادیها.
والسلام على عباد الله الصالحین
روح الله الموسوى الخمینى
سوم خرداد 1361

نویسنده: منصور - جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧

اهمیت فتح خرمشهر 
فتح خرمشهر از دو جهت حائز اهمیت خاص بود:
جهت اول اینکه : با این پیروزى بزرگ ، جنگ وارد مرحله نوینى شد و قواى اسلام با تهاجمات کوبنده خود مرحله به مرحله پیروزیهاى تازه اى را به ملت مسلمان ایران و همه ملتهاى مسلمانى که عاشق و شیفته انقلاب اسلامى هستند و چشم امید به این نهضت دوخته اند، هدیه کرد.
بابى جدید بر روى سلحشوران ایران گشوده شد تا با حملات برق آسا و دلاورانه آنها دشمن زبون دیوانه وار به استفاده از سلاح هاى شیمیایى مجبور شد.
دشمن مى دانست که این مرحله از جنگ با اسرائیل پیشین ، تفاوتى فاحش ‍ دارد و یورشهاى سهمگین و بى باکانه لشکریان اسلام را هیچ گونه پاسخگو نیست .
این درماندگى و بیچارگى باعث شد، تا دشمن به سلاحهاى شیمیایى پناه ببرد اما زمان کوتاهى نگذشت که این سلاح نیز کهنه شد و راهى براى نجات رهایى خصم از دام مرگ و ذلت گشوده نشد.
جهت دوم اینکه : این فتح عظیم باعث شد آمریکاى جهانخوار و سایر قدرتهاى استعمارى حساب کار خود را بکنند و از موضع تهاجم و حمله ، به موضع دفاع بیفتند؛ آنان پیش از این مى پنداشتند که عراق خواهد توانست پس از پیروزى بر ایران جایگزین رژیم دست نشانده سابق و ژاندارم اصلى منطقه که در اثر انقلاب اسلامى از میان رفته بود، گردد تا حافظ و نگهبان منافع آنان در منطقه شود؛ لیکن پس از فتح خرمشهر، نه تنها اندیشه تصرف در ایران غیر ممکن شد، بلکه هول و وحشت سقوط رژیم دست نشانده صدام هم سراپاى وجود ناپاکشان را فرا گرفت و آنها را وادار کرد که کوشش ‍ و تلاش بکنند تا شاید صدام را از سقوط نجات دهند.

نویسنده: منصور - پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧

گریه را به ما آموختند تا موقع تولد ندا سر دهیم که ما زنده ایم.از گریه ما همه خندان شدند .دانستیم که گریه یعنی زندگی.

شیر خوردن را آموختیم چون گرسنه گشتیم با گریه گفتیم که ما بدنبال چیزی هستیم که ادامه حیات یابیم به ندای ما جواب دادند دانستیم که ادامه حیات با گریه است .

چرا تا بزرگ شدیم گریه را فراموش کردیم ؟چرا فکر میکنیم اگر گریه کنیم غرورمان میشکند؟!. نیمه های شب عالم وآدم منتظر اشک منو تو هستند

چرا ناله نمیکنی ؟

چرا با معبودت نجوا نمیکنی؟

 تا کی گرفتار اینخانه سنگی وسیمانی چرا باید غافل زیست ؟

مگر نه این است که میگوییم عاشق خداییم پس چرا سحری خلوتی با یار نداریم؟ لاشه شب وبطال نهاریم

بیدار باید شد نخلستان صدای گریه "علی "علیه السلام را به یاد دارد

هجره "رسول خدا"صلی الله علیه واله نصف شب گریه دوست را فراموش نکرده که میگفت "خدایا مرا چشم به هم زدنی به خودم وامگذار"صورت بر زمین میگذاشت عاشقانه میگریست

مگر نبود که" زهراسلام الله علیها "اشک چشم جمع کرده بود یعنی خدایا عاشقتم .دوریت برایم سخته

مگر نه این است مدینه گریه تنهاترین سردار" امام حسن "علیه السلامرا فراموش نکرده

دانی که چرا "عرفات" عرفات شد "حسین بن علی" با اشک چشم دعای عرفه را یادگار گذاشت

دانی چرا کربلا کربلا شد چون قبل از خون عشاق صدای گریه عشاق شب کربلا را زینت داد عاشقان میگریستند وعالم ملکوت نظاره گر بو خدایا چه زیبا بود ان دل شب آن شب عاشورا وچه زیبا زمزمه کردند وچه زیبا خلوتی داشتند

امام سجاد چه عاشقانه نجوا کرد وصحیفه ای یادگار نهاد

بیا بر سر سفره یار نشینیم وعاشقانه مناجات با یار کنیم

بیا قطره اشکی در دل شب برای خدا بریز وبگو خدایا این قطره فقط بخاطر تو ببین که عالمی را این قطره سیراب می کند وجهنمی را خاموش

بیا در این غوغای وانفساه این دنیای تار ودودی بگو "فقط بخاطر تو" خدایا میگریم"فقط بخاطر تو"  میخندم "فقط بخاطر تو" میروم "فقط بخاطر تو" کسب وتجارت میکنم "فقط بخاطر تو"درس میخوانم "فقط بخاطر تو"بخشش میکنم "فقط بخاطر تو"چشم از گناه میبندم"فقط بخاطر تو" گوش از گناه باز میدارم "فقط بخاطر تو"

 

با صدای بلند بگوفقط بخاطر تو فقط بخاطر تو

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :