کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - جمعه ۸ شهریور ۱۳۸٧

رمضان نشانه ضیافت الله 

 

 

 

سه نفر از خارج مدینه مى خواستند خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم برسند شبانه وارد مدینه شدند و گفتند: اگر بخواهیم هر سه نفر ما میهمان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم باشیم ممکن است سبب مزاحمت ایشان بشود بنابراین یکى از آنها گفت : من به منزل پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مى روم ، دومى گفت : من هم به منزل على (علیه السلام ) مى روم ، سومى گفت : من هم به مسجد مى روم تا میهمان خانه خدا باشم .

فردا هر سه نفر آنها در مسجد جمع شدند و یک به یک ماجراى شب گذشته خویش را تعریف کردند میهمان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مرا در خوراک شیر خودش ‍ شریک کرد و سیر شدم و خوابیدم . دومى گفت : من هم با على (علیه السلام ) هم خوراک شدم و سیر شده و خوابیدم . سومى گفت : من هم گرسنگى کشیدم و درست خوابم نبرد: در این هنگام وحى بر پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم نازل شد که به میهمان ما بگو: اگر پذیرایى بهتر از گرسنگى بود ما از تو پذیرایى مى کردیم

نویسنده: منصور - پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧

امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصارى فرمود: اى جابر! این ماه رمضان ، است هر کس روز آن را روزه بدارد و پاسى از شب آن را عبادت کند و شکم و فرج خود را حفظ کند و زبانش را نگاه دارد از گناهانش خارج مى شود، همان گونه که از ماه بیرون مى رود پس جابر عرض کرد: یا رسول الله ! چه حدیث خوبى ! حضرت فرمود: بله جابر! اما چه شرایط سختى دارد!

نویسنده: منصور - چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧
اى دوست ز رحمت دل اگاهم ده
در ماه دعا سیر الى اللهم ده
ماه رمضان و ماه مهمانى توست
در محفل مهمانى خود را هم ده

سلام بر تو اى رمضان
رمضان ! اى ماه نور و پاکى ، اى حجم وسیع صفا و خلوص ، اینک تو آمدى ، مقدمت گرامى باد.
رمضان ، تو قصیده بلند فضیلتى ، رمضان ، تو دشت وسیع رحمتى ، تو اقیانوس ‍ فراخ برکتى .
رمضان ! اینک تو با تمام خلوص و صفایت بسراغمان آمده اى ، اینک تو با تمامى توان و توشه ات ، بیاریمان آمده اى تا دستمان گیرى و از گرداب گناه و فساد و معصیت و نافرمانیهاى یکساله مان ، رها ماه سازى ، اینک تو آمده اى تا با تلاشت ، تارهاى ضخیم غفلت و عصیانى را که بدور خویش تنیده ایم ، بگسلى و در فضاى پاک و مطبوع توبه و استغفار به تفرجمان گمارى که با تمام وجود سر تا پا نیازمان ، به استان رب رویم و کوبه درگاه ملکوتیش را بصدا در اوریم که : ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سئیاتنا و توفنا مع الابرار.
آرى اى رمضان ، اى چکامه پر شور عشق ، اى سرود پر سوز عرفان ، آمده اى تا درس طریقتامان اموزى و چون سالکى پیر و شیخى پر سوز و گداز، در سلک عشق الهى ، به سلوکمان وادارى که غلها و زنجیرهاى دست و پاگیر زمینى را بگسلیم و دستى بر آسمان بر اریم و پروازى روحانى به عالم ملکوتیان نمائیم و حجاب ضخیم عالم ماده را از هم بدریم .
رمضان ! اى پیر دیر، اى خانقاه عشق .
اینک تو آمده اى تا دلهاى معصیت اندود و غبار گناه گرفته ما را جلا بخشى و آینه دلمان را صیقل زنى که فقط و فقط نور حق را انعکاس دهد و روشنى عشق الهى را نمایانگر باشد.
رمضان اى فریاد گر پر سوز، اى منادى عشق و شور:
اینک تو آمده اى تا دستمان گیرى و به کلاس دعایمان برى . ارى ، دعا و نیایش ‍ نیایش عارفان حقیقى خداى ، دعاى شوریدگان واقعى حضرت رب الا رباب ، سرود شیفتگان وادى عشق کمال مطلق ، سرود امامان پاک تشیع .
آمده اى تا در کناره بحر عمیق ابو حمزه سیرمان دهى و از اقیانوس عشق و شور و گذار افتتاح ما را جرعه اى نوشانى . که شورى در سرمان افتد و شررى بر جانمان و خداى را بخوانیم که :
اللهم عرفنى نفسک ، اللهم عرفنى نفسک ،
اللهم اجعلنا من اخص عارفیک و اخلص عبادک :
بار الها، ایزدا، خودت را بما بشناسان ، خدایا دلهامان ، بنور معرفتت روشن فرما، بار معبودا، شراره هاى آتش عشقت ، بر خرمن وجودمان انداز که سراپا و هماره در ان سوزیم ،
بار پروردگارا، ایزدا، چنانمان کن که از خاصان وادى عرفان و عشق تو باشیم و از سالکان حقیقى سبیل تو. و از خالصان رهپوى
طریق عبودیتت قرارمان ده .
ارى رمضان ، تو پیام اور معنویتى ، تو رسول درگاه ربوبیتى .
مقدمت گرامى باد.

نویسنده: منصور - سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧

امام و گریه هاى ماه رمضان

سرّ اینکه امام خمینى (رض ) ملاقاتهاى خودشان را در ماه مبارک رمضان تعطیل مى کردند این بود که بیشتر به دعا و قرآن و خلاصه به خودشان برسند. مى فرمودند: خود ماه رمضان کارى است .

در هر کار و هر حالى به یاد خدا بودند. ذکر و دعا و مناجات و گریه هاى نیمه شبشان هرگز قطع نشد.

از لحظه هاى آخر عمرشان اگر چه فیلمبردارى شده است ولى هنوز بخشى از آن را نشان نداده اند. چنانچه این فیلمها بطور کامل نشان داده شوند مى بینید که چگونه محاسن مبارکشان را در دست گرفته اند و زار زار گریه مى کنند.

آخرین ماه رمضان دوران حیاتشان به گفته ساکنان بیت متفاوت از دیگر ماه رمضانها بود. به این صورت که امام (ره ) همیشه براى خشک کردن اشک چشمشان دستمالى را همراه داشتند ولى در آن ماه رمضان ، حوله اى را نیز همراه برمى داشتند تا در هنگام نمازهاى نیمه شبشان از آن هم استفاده کنند

امامبدرستیکه براى هر چیزى اساس و بنیادى است و اساس و بنیاد این دین (اسلام ) علم است و یک عالم فقیه براى شیطان از هزار عابد بدتر است .

حضرت محمّد بن عبداللّه صلى الله علیه و آله نهج الفصاحه

نویسنده: منصور - سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧

پرسش :

چه نقدهای کلی بر شیطان پرستان ها وارد است؟


پاسخ :

در سایت «شیطان پرستهای تهران» به نقل از «کتاب شیطان» ص 52، آمده است که: «شیطان پرستی، روشنایی سپید یک مذهب نمی باشد، بلکه مذهبی بشری، دنیوی، و شهوانی است که همة این قاعده توسط شیطان می باشد و همه این ها در تاریکی مطلق یافت می شود.»
[1]
تاریکی مطلق را یکی از رهبران گروه شیطان پرست، این گونه توضیح می دهد: «مراسم تاریکی تقریباً یک ساعت به طول می انجامد که انجام هر کاری برای رضایت شیطان در آن مُجاز است و مثلاً سکس یکی ازکارهایی است که باید در جمع و به بدترین و سخت ترین شکل ممکن صورت گیرد. برخی عقیده دارند کارهای ما وقیحانه وحشیانه و البته وحشتناک است، مانند اینکه برای مجازات بعضی از افراد گروه، قسمتی از اعضاء بدن آنها را جدا و یا مجروح می کنیم و این کارها مورد پسند شیطان است و ما مجبور به پیروی از آن قوانین هستیم».
و می افزاید: «در این مراسم هفته ای یک بار در یک شب خاص دور هم جمع می شویم و مراسم مذهبی نزدیکی به شیطان را انجام می دهیم و بعد از آن تا صبح به تفریح و رقص می پردازیم.»
[2]
در صفحه ای دیگر می نویسد: «حرف های شیطان حرفهای خداست، اما بی تعارف و بدون حاشیه، شیطان زبان صریح خداست. فرامین شیطان را بشنوید و به کار گیرید.» خدا شیطان را به خاطر جسارتش دوست دارد. شما نیز به شیطان به خاطر جسارتش عشق بورزید.
[3]
در «کتاب مقدس شیطان» مؤلف آن از زبان شیطان نُه بیانیه ذکر کرده که بیانیة پنجم به این شرح است:
«شیطان بازگو می کند، کینه جویی و انتقام بهتر از گستاخی است.»
[4]
و در همان سایت آمده است که: شیطان وجود ندارد، بلکه وجود شیطان یک سمبل و نشانه است، تا اندازه ای فرازمینی، اصولاً وجود ندارد، مگر اینکه در افکار شخصی احساس شود. شیطان پرستی بر شیطان استوار است همانند یک اصل فرجامین، ترجیحاً پرستش یک جسم بی روح، شیطان به مردم الهام می بخشد و باعث تحریک آنان می شود، شیطان یک نماد مستقل و مخالف با خدا است. شیطان پرستی دارای فرقه های مختلف می باشد و در عرصه تغییر افکار تلاش می کند و شیطان جانشین خوبیهاست.»
[5]
این مطالب بیانگر ایدئولوژی و به عبارتی دیدگاه آنان به جهان و انسان می باشد. شیطان پرستها در ایدئولوژی خود برای انسان الزاماً تعریفی دارند که بیان شد.
به چند نقد اساسی که بر این گروه، وارد است. اشاره می شود.
الف. در دیدگاه آنان، انسان، دارای فطرت، حقیقت جویی، کمال طلبی، عدالت خواهی، و... نیست بلکه انسان را در یک مقطع و لحظه خاصی که از آینده و گذشته بریده است، تعریف می کنند، که جز شهوت چیزی برایش معنی ندارد. نگاه شیطان پرستان به انسان فقط مادی، جنسی، و شهوی است، یعنی از حیوان پَست تر و کمتر و آلوده تر. حتی مبارزه با ظلم و ستم و قتل و جنایت در اندیشه آنان هیچ جایگاهی ندارد و حتی ذکری از آن نیست، بلکه در صدد جلوگیری از چنین مبارزاتی هستند. به دلیل این که در برنامه هایشان تنبیه و مجازات بدنی در حد وحشتناکی وجود دارد و تمام ارزشهای انسانی و اخلاقی از قبیل رعایت احترام به حقوق دیگران، ایجاد زمینه رشد و ترقی افراد جامعه، بحث خانواده و تربیت فرزند، نقش سازنده مادر و پدر در محیط خانواده و اجتماع، روابط اجتماعی و... و گوئی برای اینان معنا و مفهومی ندارد.
در این جا به تناقضات آنها به اجمال اشاره می کنیم:
1. شیطان پرستی روشنایی سپید یک مذهب نیست، بلکه مذهبی بشری، دنیوی و شهوانی است. که در تاریکی مطلق یافت می شود.
سؤال: اگر این مذهب نبود بشر با چه خلائی روبرو بود. بدین گونه که وجود این مذهب آیا بر بدبختی بشر می افزاید یا از آن می کاهد. در تاریکی مطلق هر کسی مجاز به هر کاری است، جنسی، سکسی، و تجاوزگری... مگر خوی درندگی حیوانی غیر از این است. این گروه ها بر صفات منفی بشر (که دوست دارد یله و رها ‌باشد و بر حریم دیگران پای گذارد،) می افزاید و زمینه را برای ارتکاب آن فراهم می کند و تشویق هم می نماید. لذا باید گفت، این مذهب به شقاوت بشر بیشتر می اندیشد تا به سعادت او.
2. وجود مذهب و ایدئولوژی برای تعدیل افکار و رفتار بشر ابداع می شود. یعنی بشر به دلیل کمال خواهی گاهی به اشتباه افتاده به زیاده خواهی روی می آورد. مکتب و مذهب هست که با یک سری دستورالعمل هایی، افزون خواهی بشر را تعدیل می کند. ولی متأسفانه مذهب مدعی (شیطان پرستی) و قیحانه می گوید: برای رضایت شیطان انجام کارهای سکسی به بدترین و سخت ترین شکل ممکن هم مُجاز است و هم صورت می گیرد.
3. انتقام جویی و کینه از جسارت بهتر است. حال آنکه قبلاً گفتند جسارت ارزش دارد و باید جسارت شیطان را دوست داشت چرا اینجا انتقام جویی و کینه توزی معیار عمل می شود؟!
4. از همه مهمتر اینکه شیطان وجود ندارد. بلکه وجود هستی است. شیطان سمبل است. اولاً اگر وجود ندارد، چگونه سمبل شد؟! سمبل و نشان چیزی است که وجود داشته باشد و قابل دسترسی باشد و قابلیت الگوپذیری داشته باشد. و اگر شیطان وجود ندارد چگونه الگو می شود؟! چگونه به او نزدیک شویم. مگر با مفاهیم صرف می شود زندگی کرد؟! از گزینه شیطان وجود ندارد استنباط می شود که از مفاهیم است نه از مصداقها، پس اگر از مفاهیم است یا باید از چیزی انتزاع شده باشد یا اعتباری صرف باشد که هر دو برای پرستش ناکارآمد و ناکافی است.
5. شیطان را یک جسم بی روح می داند. یعنی پرستش جسمی بی روح. آیا جسم بی روح قابل پرستش است آن هم توسط فردی که خودش روح دارد؟! آیا این ترجیح بلامرجح نمی باشد؟!
6. شیطان سمبل مخالف با خدا است. آیا پرستش او آدمی را به خدا نزدیک می کند یا به شیطان؟! اگر به شیطان نزدیک می کند، پس از ‌خدا دور می کند چون مخالف خدا است و اگر به خدا نزدیک می کند از خودش دور می کند که باز خلاف فرض و باطل است، و اگر بگوییم به هر دو نزدیک می کند اجتماع نقیضین و محال است.
خلاصه، ابداع و ترویج این گونه فرقه ها چیزی نیست، جز شهوت پرستی و در حیوانیت خود فرو رفتن. شیطان پرستها در حالی چنین ادعاهای باطلی دارند که بسیاری از فرقه های مسیحیت، همانند بسیاری از ادیان دیگر اعتقاد دارند که موجود و یا هیولائی به نام ابلیس یا شیطان وجود دارد که منشاء تمام مصائب انسان است. طبق گفته انجیل خداوند قدرت مطلق جهان است. و چیزهای خوب زندگی از خدا و چیزهای بد از شیطان می باشد. این نظریه در میان بابلی ها هم مطرح بود. بدین گونه که به دو خدا قائل بودند، خدای خوبی و روشنائی و خدای بدی و تاریکی. و این دو خدا تا نابودی یکدیگر با هم در جنگ بودند.
[6] بنابراین وجود شیطان، و دعوت او به شر و بدی، امری اجماعی و مسلم بین همه ادیان آسمانی است. در انجیل، آیه 24؛ 6، واژه «Satan» یا شیطان، که کلمه ای عبری است به این معنا آمده و واژه «devil» هم به معنای ابلیس است.[7] در دین اسلام به صراحت آمده که دشمن آشکار شما شیطان است.[8]
نتیجه اینکه شیطان هم وجود دارد. هم بالذات منشاء خیر نیست و دشمنی خود را با انسان‌های موحد، بیان داشته است، بنابراین پرستش این موجود با این خصوصیات و دشمنی آشکار او با انسان‌ها، خاموش کردن چراغ فطرت و افتادن در دام مکر و حیله های اوست.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. www.Satanizm.Persianblog.com
2. www.Dhygb.Perganblog.com
3. www.Persianblog.Com /user/alibitaraf
4. www.Anwm.com/f-VAB-F.htm
5. www.soknan.com/cstories.Asp?Id=30736
[1]. www.shayton 300.blogs pot
[2] .www.dhygb persionblog.com
[3] .www. persionblog.com/user/ olitarat. لینک ساعت 12، شیطان معصوم
[4] . آنتون دانزو رلاوی، کتاب مقدس شیطان، سال 1969، سایت شیطان پرستان تهران.
[5] . WWW.Persianblog.com/user/alibifarat.
[6] . www. farsi Bitle Basic and Evitbtm.
[7] . www.farsibook htm. Htm
[8] . اسراء، 53-3.

http://www.andisheqom.com/index.php

نویسنده: منصور - دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧

خواستم تنها بمانم تنهای تنها  اما دیدم نیستم تنهای تنها

هر جا روکردم دیدم تو با منی رفیق ومونس وهم دمی

صدایت کردم دیدم چه با صفا جوابم دادی نگاهت کردم دیدم همه چیز تویی

دیدم رفیقترین رفیقم دلسوز ترین یارم تویی

هر جا بخواهم در کنارمی هر جور بخواهم تو یارمی

شیفته ات شدم در نهان وآشکار با تو نجواها کردم آنقدر کریمی همه راشنیدی

آنقدر بزرگواری خطاهایم را میبخشی دیدم خیلی مهربانی مرا تنها نگذاشتی روز به روز نازم کردی

نعمت تازه بخشیدی روزیم دادی

راستی تو کیستی ؟

مونسم،آرزویم،عشقم،همدمم،معبودم،خالقم،رازقم،محبوبم،دلسوزم،نازکشم،تنهاترین یارم،

آری تو خدای منی

خدایا با خاک چه میخواهی بکنی ببخش که گرفتارم اجابت کن که محتاجم

ذلیلم وحقیرم و فقیرم وجز در تو در دگر نمیشناسم

غفلتم حهالتم مرا واداشت تا گناهی بکنم اما بخود آمدم دیدم با کریمی روبرو هستم بابی باز کرده اسمش را توبه گذاشته

داخل شدن از این در چه لذیذ است چون به پیامبر ش گفته بگو سلام علیکم خدایت مهربان است

ای مهربان یارم ،یاریم کن

ای بخشنده ترین بخشایشگر، ببخش مرا

وای دلنواز ترین محبوب ،اذن خلوتم ده

گفتم بهترین دلنوازترین.......ولی نظیری در عالم نیست که مقایسه کنم

با صدای بلند میگویم الله اکبر

ای خدا دوستت دارم تو همانی که من دوست دارم مرا هم آن کن که تو میپسندی

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادوستت دارم

نویسنده: منصور - یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله از محلى عبور مى کردند. در راه به جمعیتى برخورد مى نمود که در بین آنها مرد با قدرت و نیرومندى در حال زورآزمایى بود، و سنگ بزرگى را که مردم آن را سنگ زورمندان و وزنه قهرمانان مى نامیدند از روى زمین بلند مى کرد. تماشاگران با مشاهده زورآزمایى ورزشکار، او را تحسین و تشویق مى کردند.
پیامبر صلى الله علیه و آله پرسید: این اجتماع مردم براى چیست ؟ عده اى ، وزنه بردارى آن قهرمان را به عرض رسانده و گفتند: شخصى در اینجا زورآزمایى مى کند.
فرمود: به شما بگویم مرد قوى و قهرمان کیست ؟ قهرمان کسى است که اگر شخصى به او دشنام داد غضب نکند و تحمل نموده ، و برنفس غلبه کرده و بر شیطان نفس پیروز گردد

نویسنده: منصور - یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

وقتى لشگریان چنگیز مغول به ایران وحشیانه حمله کردند، همه جا حمام خون براه انداختند. چنگیز پس از ورود به هر شهرى از مردم مى پرسید: من شما را مى کشم یا خدا، اگر مى گفتند: تو مى کشى همه را مى کشت ، و اگر مى گفتند: خدا مى کشد، باز همه را مى کشت . تا آنکه به شهر همدان رسید. قبلا افرادى نزد بزرگان همدان فرستاد که آنها به نزد من بیایند که صحبتى با آنها دارم .
همه حیران بودند که چه کنند، جوان شجاع و هوشیارى گفت : من مى روم ، گفتند: مى ترسیم کشته شوى ؟ گفت : من همه مثل دیگرانم ، و آماده رفتن شد. یک شتر و یک خروس و یک بز تهیه کرد نزد اردوگاه چنگیز آمد و به حضور او رسید گفت : اى سلطان اگر بزرگ مى خواهى این شتر، اگر ریش ‍ بلند مى خواهى این بز، اگر پرحرف مى خواهى این خروس ، و اگر صحبتى دارى من آمده ام .
چنگیز گفت : بگو بدانم من این مردم را مى کشم یا خدا؟ جوان گفت : نه تو مى کشى و نه خدا، پرسید: پس چه کسى مى کشد؟ گفت : جزاى عملشان

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :