کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧

ناظر بودن خداوند
اگر انسان یقین کند و ایمان بیاورد که تمام عوالم ظاهر و باطن محضر ربوبى است و حق تعالى در همه جا حاضر و ناظر است

 با حضور حق ، و نعمت حق ، امکان ندارد مرتکب گناه شود.

تا کى مى خواهید در خواب غفلت بسر برید؟

از خدا بترسید، از عواقب امور بپرهیزید، از خواب غفلت بیدار شوید، شما هنوز بیدار نشده اید، هنوز قدم اول را برنداشته اید قدم اول در سلوک یقظه است

ولى شما در خواب بسر مى برید، چشمها باز و دلها در خواب فرو رفته است .

اگر دلها خواب آلوده و قلبها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمى بود،

اینطور آسوده خاطر و بى تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمى دادید

 اگر قدرى به امور اخروى و عقبات هولناک آن فکر مى کردید به تکالیف و مسؤ لیتهاى سنگینى که بر دوش شماست ، بیشتر اهمیت مى دادید.

شما عالم دیگرى هم دارید، معاد و قیامتى نیز براى شما هست (مثل سایر موجودات که عود و رجعت ندارند نمى باشید) چرا عبرت نمى گیرید؟

 چرا بیدار و هوشیار نمى شوید؟ چرا اینقدر با خاطر آسوده به غیبت و بدگویى نسبت به برادران مسلمان خود مى پردازید و یا استماع مى کنید

نویسنده: منصور - سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧

باخود میگفتم که چه بنویسم از کجا وبرای که بنویسم با خود غرق در فکر بودم که یادم آمد که ماها چقدر فراموشکاریم

فراموش میکنیم اصل ما چه بوده  بعد مغرور شده وبخود ظلم میکنیم یادمان باشد اصل ما آب بد بو گندیده بنام (منی)بوده

فراموش میکنیم سفری در پیش داریم وبسوی او در حرکتیم هیچ مسافری حاضر نیست بارش سنگین بشه بارت را سنگین نکن

فراموش میکنیم مرگی هست بدیگران نظاره کرده وغافلیم از اینکه فردا هم نوبت ماست ومارا تشییع خواهند کرد

فراموش میکنیم خدایی هست وناظر وحکیم ما را میبیند وچشمهای خود را میبندیم مبادا خدا ما ببیند وگناه میکنیم

فراموش میکنیم ما خلیفه خدا هستیم همه چیز بخاطر ما خلق شده وما برای خدا خلق شده ایم دوستمان دارد

فاموش میکنیم که تشکر ازخدا هم لازم است از همه تشکر کرده واز خدا غافلیم چرا؟

همه ما تلفن داریم همراه وثابت اما تاحال نشده تلفنی زنگ بزند وما راحت باشیم همه میگوییم جوابش را بده اما چرا غافلیم از زنگ تلفن خدا اذان میگویید وضو بگیرخدایت پشت خط است جواب بده وحرفی بزن

فرا موش میکنیم ما همه اعضای یک پیکریم وبه قله باید برسیم چرا دست همرا نگیریم

چرا باید فراموش کار باشیم

فراموش نکن خدا هست

فراموش نکن مرگ هست

فراموش نکن که مسافری

فراموش نکن تلفن خدا زنگ میزند

فراموش نکن افتخار عالمی

فراموش نکن خلیفه خدا هستی

 

 

نویسنده: منصور - شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧
  • به خود مینگرم وبه آنان که پرده پندار دریدند میگویم:
    خدایا ، این چه بیتوته است که در دار الخلوت انس محمّد (ص) را با تو بوده. و این چه طعام و شراب است که با دست خود این موجود شریف را چشاندى و از همه عوالم وارهاندى. آن سرور را رسد که فرماید:لى مع اللّه وقت لا یسعه ملک مقرّب و لا نبىّ مرسل. 
  • آری چه لذت وچه شیرینی داشت باید قابل یود ورسید
  • چه چیز مانع از رسیدن به توست ای خدای من

  • آری انکه مانع است حب اغیار است دردل

  •  بار خدایا ، حبّ دنیا و تعلّقات آن ما را از بارگاه قدس و محفل انس تو محجوب نموده، مگر تو با لطف خفىّ خود از ما افتادگان دستگیرى فرمایى و جبران ما سبق را فرمایى، تا بلکه از خواب غفلت انگیخته شده راهى به محضر قدس پیدا کنیم.
  • وقبل از آنی که بگوییم

    «رَبّ ارْجِعُونِ لَعَلِّىْ اعْمَلُ صالِحا» خدایا مرا برگردان امید است که دیگر کارهایم نیک و پسندیده باشد. بخود آییم وعمل کنیم
  • در این دنیاست که باید از یار محبت یاران را خواست تا قلب آباد گردد پس بگو

  • خدایا محبّت خود، و محبت آنانکه تو را دوست مى‏دارند، و محبت هر چیزى که ما را به حبّ تو نزدیک مى‏کند روزى ما فرما. و چنان اسباب حبّت را براى ما فراهم کن که تو را و هر که تو را دوست مى‏دارد دوست داشته باشیم.
  •  
  • حال به خودت بیا وبگو
    خدایا به خود ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و به ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود. بلکه بناچارى بیشتر جسارت کرده، ذلت و پستى خود را آشکار نموده، با قسمهاى بزرگى نیز آن را تأکید کرده و عرض مى‏کنیم: قسم به عزت و جلالت اى پروردگار ما
    حتما از دستورات تو سرپیچى، خود را هلاک کرده و بر تو مى‏شوریم و فاسد مى‏شویم، اگر با توفیق خود ما را نگهدارى نکنى و با عنایت خود بر ما خوبى نکنى. زیرا توان و نیرویى نیست مگر با یارى تو.
  • حال که فهمیدی رو سیاهی بگو که چه داری

    خدایا گناهان و کمى حیایم رویم را نزد تو سیاه کرده است. پس با روى نورانى آل محمد - درود تو بر آنان باد - به سویت روى آوردم تا مرا قبول نمایى و پناهم دهى‏
    خدایا تو منفورترین آفریده‏هاى خود، شیطان را اجابت نموده و به او مهلت دادى. پس همانگونه که خواسته او را برآوردى، خواسته مرا نیز برآور. او گناهکار بود و به درگاه تو دعا کرد. من نیز گناهکارم و تو را مى‏خوانم. پس همانگونه که او را از رحمت خود بهره‏مند نموده و او را اجابت کردى من را نیز اجابت فرما»

    خدایا ما در خوابیم و عمر خود را از دست در راههاى بیهوده دادیم. تو خود، ما را از این خواب گران برانگیز، و چشم ما را به راه راست بینا کن، و دل ما را از این دار الغرور منسلخ کن، و ما را از غیر خودت کور کن، و به جمال جمیل خود دل ما را روشنى ده إنّک ذو فضل عظیم.

    خدایا به چه زبانى، با چه بیانى و چگونه بیانى، سپاست گویم، ستایشت کنم و قدر نعمتهایت را تقدیر کنم.
    خدایا مرا از اهل قلم و علم و عمل قرار ده، قلمى که جز براى تقرّب به تو ننویسد و علمى که جز از تو از روى خشیت نترسد و عملى که جز براى احیاى کتاب و دین و کمک به خلق تو انجام نشود

     خدایا من از حضرت تو، یقینى مى‏خواهم که تو به قوّت آن یقین، مصیبتهاى دنیا را بر من آسان کنى‏
  • خدایا چنان کن در انجام کار           تو خشنود باشى و ما رستگار
نویسنده: منصور - شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧

خدایا ماها گنه کار ومانده در خاکیم گنه ماست که ما را خاک نشین کرده در دنیایی که پر از هیاهو است دنیای که پر از تزویر وریا کاری است چه باید کرد چگونه رفتار باید کرد باید رفت اما به کجا با کی ؟چگونه؟چرا درراهیم وراه را بلد نیستیم؟

چرا غافلیم اما بیدار نمیشویم

چرا اینقدر مغرور شدیم

مگر ما زخاک نبودیم

به خاک بر میگردیم

بیایید با خدا آشتی کنیم

خدایی که همه میشناسیم

خدایی که دوستمان دارد....

 

نویسنده: منصور - پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٧

روز١٧شوال یادآوار جنگی است که احزاب متحد شدند ودر سال ۵یا ۶هجری بر مسلمانان هجوم آوردند

سلمان مفتخر به منا اهل البیت شد

علی با اخلاصش ضربتی زد افضل از عبادت ثقلین شد

رسول خدا کلنکی زدو سه بار خبر از پیروزی ١در یمن٢در مغرب وشام٣در مشرق وایران داد

احزابى که به جنگ خندق آمدند عبارت بودند از:


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧

امروز1۵شوال 1429برابر با24/7/1387

1.     بنابر اختلافی که هست سالروز جنگ احد وشهادت حمزه سید الشهداست

داستان جنگ احد از آیه 121 سوره آل عمران به بعدآمده

یکى از علل پیدایش جنگ احد شکست مشرکین و یهود و در دو غزوه بدر و بنى

قینقاع بود، شرک به صورت حقد و کینه در دلهاى آنان راه یافته بود.

عوامل شکست : 

آل‏عمران : 152   وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراکُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُریدُ الدُّنْیا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُریدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْکُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧

شهید


شهادت : 23/7/1361 ش

 .
چشمه ایثار


از میلاد تا مدرسه


در سال 1281 شمسى ، در خمینى شهر کودکى متولد شد که عطاءالله نام گرفت پدرش مرحوم میرزااسدالله از علماى دین و مردى زاهد با زندگى ساده اى بود.
مادرش بانو))(نجمه (( فرزند مرحوم سید محمدتقى میردامادى ، زنى با ایمان و موقر، پاکدامن و صبور و فداکار بود.


پس از گذراندن دوره مکتب خانه ، در دوازده سالگى به توصیه پدر عالمش ،


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧

امام صادق (ع ) فرمود:

توبه ، ریسمان خداوند ومدد عنایت اوست وبنده باید در هر حالى بر توبه مداومت ورزد.

وهر گروه از بندگان را توبه اى است :

1 توبه انبیا وآن توبه از اضطراب ودگرگونى احتمالى باطن است ؛

2 توبه اولیا از اندیشه هاى گونه گون است ؛

3 توبه برگزیدگان که از غفلت در هر نَفَس است ؛

4 توبه خواص از پرداختن به غیر خداوند متعال است ؛

5 توبه عوام که توبه از گناهان است .

نویسنده: منصور - یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧

ربیع بن خیثم را گفتند: هیچ ندیدیم که کسى را غیبت کنى . گفت : (از خویش خوشنود نیستم ، تا به نکوهش دیگران بپردازم . سپس خواند:
بر خویشتن مى گریم ، بر دیگرى نمى گریم . آنچنان به خویش مشغولم ، که به دیگران نمى پردازم
.

نویسنده: منصور - یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧

اى فرو رفته به دریاى آرزوها! خداوند، تو را از این درماندگى نجات بخشد! عمر را در سرکشى و نادانى تباه کردى . درنگ کن ! اى فریب خورده ! درنگ کن ! روزگار جوانى گذشت و تو در غفلت مانده اى . و جامه کورى و گمراهى پوشیده اى . تا کى همچون چهارپایان سر گشته اى و به هنگام بهره گیرى از غنیمت ها در خوابى ؟ دیدگان تو، تنها در طلب است و نفس تو پیوسته بر مرکب هوى نشسته است . دلت از گناهان بهبودى نمى یابد. پس در روز حساب واى بر تو ((بلال )) پیرى در گوش هایت ((حى على الذهاب )) مى خواند و تو بى خبرى . غرق شده دریاى گناه هستى و به آن که پند مى دهد، گوش نمى دهد. بلندترین و طولانى ترین موعظه ها را نمى شنوى . دل تو در هر وداى سرگشته است و نادانى تو هر روز مى افزاید. در کسب بهره دنیوى حریص هستى و به صبح و شب مى کوشى . انسان در دنیا جهد زیاد مى کند و به آن چه مى خواهد، نمى رسد. براى خواسته اخروى خویش ، هیچ نکوشیده ایم . و چگونه در آخرت ، به مطلب خویش خواهیم رسید؟
شعر فارسى
از ابوسعید ابوالخیر

مردان رهش ، میل به هستى نکنند
خودبینى و خویشتن پرستى نکنند
آنجا که مجردان حق ، مى نوشند
پیمانه تهى کنند و مستى نکنند

از کتاب ((ریاض الارواح )) که بهاءالدین محمد عاملى به نظم آورده است

نویسنده: منصور - یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧

با مدعى مگویید اسرار عشق و مستى !                    تا بى خبر بمیرد در رنج خود پرستى

 

با ضعف و ناتوانى همچون نسیم ، خوش باش !        بیمارى اندرین غم ، خوشتر زتندرستى

 

در مذهب طریقت ، خامى ، نشان کفرست          آرى ! طریق رندان ، چالاکى است و چستى

 

عاشق شو! ارنه روزى ، کار جهان سر آید          ناخوانده نقش مقصود، از کارگاه هستى

 

آن روز دیده بودم . این فتنه ها که برخاست          کز سرکشى ، زمانى با ما نمى نشستى

 

خار ارچه جان بکاهد، گل عذر آن بخواهد             سهلست تلخى مى ، در جنب ذوق مستى

 

رخت شده دم طاووس و غنچه شد سر طوطى         زحلق بلبله باید گشود خون کبوتر

 

اى عیش ! خوش دلیر به من رو نهاده اى                یک لحظه باش ! تا غم او را خبر کنم

 

منجم گفت : دیدم طالعت را                                دروغى گفت ، من طالع ندارم .

نویسنده: منصور - چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧

امروز روز 8شوال مصادف با 17مهر 1387

سالروز تخریب قبور ائمه بقیع(علیهم السلام)در سال 1344هجری قمری بدست وهابیون افراطی

علاوه بر این قبور قبر منسوب به فاطمه زهرا(علیها السلام)

قبر مطهر فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین(علیه السلام)

قبر مطهر ام البنین

وقبر ابراهیم پسر رسول خدا

واسماعیل فرزند امام صادق

 وقبر دختران رسول خدا

وحلیمه دایه ومرضعه رسول خدا

قبور شهدای زمان پیامبر

راستی چرا اینطور شقاوت بخرج دادند وچرا این کار را کردند ؟

دکتر حسام عماد نجات یافته از فرقه منحرف وهابیت مطرح کرد: وهابیت قرابت زیادی به کمونیسم دارد

اشاره :دکتر حسام عماد شخصیت عربستانی است که به قول خود او نجات یافته از فرقه ضاله وهابیت می باشد. او مدتی در کیش وهابیت بوده اما با مطالعه کتاب سید قطب به انحرافی بودن این فرقه پی می برد و در نهایت با مطالعه کتاب شیخ صدوق به مذهب شیعه اثنی عشری روی می آورد. او در سخنرانی که در جلسه هفتگی انصار حزب الله داشت به تبیین ماهیت وعقاید وهابیون پرداخت که در ادامه گزارش سخنرانی وی را ازنظر می گذرانید .
    پیش بینی که غلط از آب درآمد
    دکتر حسام عماد درابتدا به پیش بینی وهابیون از آینده حمله به قبور بقیع اشاره می کند ومی گوید:
    وهابیون فکر می کردند می توانند با تخریب قبور و بارگاه مطهر ائمه بقیع (ع) یاد وخاطره و محبت آنان را از جان ودل مردم بیرون کنند. آنان فکر می کردند می توانند نورالله را اخفا کنند. خداوند متعال از این افراد به لوکره الکافرون ولوکره المشرکون یاد کرده است. به تعبیر قرآن یاد ومحبت اهل بیت(ع) همواره باقی خواهد ماند حتی اگر مشرکان بخواهند نورانیت اهل بیت(ع) را در دنیا خاموش کنند. وی در ادامه می افزاید: تخریب قبور ائمه بقیع(ع) نمونه ای از تلاش مشرکان برای خاموش کردن ونابود کردن نورانیت اهل بیت(ع) بود اما آنان هرگز به هدف خود نرسیدند وقرآن هم همین نتیجه را پیش بینی کرده است. حسام عماد می گوید: آمارها ونتایج مطالعات من نشان می دهد که از زمان تخریب این قبور تا به امروز نه تنها از محبت مردم نسبت به اهل بیت(ع) کاسته نشده بلکه فزونی یافته است.
    مظلومیت اهل بیت(ع) درکنار محبت مردم به آ نان
    دکتر حسام عماد به یک بحث روانشناسی در خصوص محبت مردم به اهل بیت(ع) اشاره می کند و می گوید: انسان اگر به یک انسان قدسی وآسمانی علاقه داشته باشد ودر کنارآن مظلومیت انسان آسمانی هم اضافه شود محبت به این انسان صد چندان می شود . طبیعتا هرگاه انسان عاشق یک انسان آسمانی می شود وبعد می بیند که این انسان آسمانی مظلوم واقع شده است علاقه اش افزایش بسیار پیدا می کند. وی درادامه سخنان خود به نقل ازیک روانشناس سنی مذهب گفت: اگر مظلومیت اهل بیت(ع) نبود شاید مردم آنقدر که امروز آنان را دوست دارند آن موقع دوست نمی داشتند لذا رابطه معنی دار میان عشق به اهل بیت(ع) و مظلومیت آنان وجود دارد. وی علت اصلی تخریب قبور اهل بیت(ع) را دشمنی با اهل بیت(ع)دانست وگفت: تخریب قبور اهل بیت (ع) ناشی از کینه دشمنان با ائمه (ع) است، حتی نخبگان آنان در دانشگاه ها به دشمنی با اهل بیت(ع) می پردازند . وی افزود: شما در دانشگاه های مدینه ، نجد، ریاض وامثالهم پایان نامه های متعددی در طعنه زدن به شخصیت امام علی(ع) ،توهین به امام حسین و توهین به حضرت زهرا(س) می بینید که تدوین کرده اند. وی در اثبات انحراف فکری وهابیون گفت: شما ببیند که در زمان حکومت عباسیان که قبور ائمه(ع) تخریب می شود موضوع شرک مطرح نبوده است .آنها دراین اواخر شرک را بهانه دشمنی با اهل بیت (ع) قرار داده اند، آنها در کتاب هایشان به طرق مختلف به اهل بیت(ع) توهین می کنند و آنان رامشرک قلمداد می کنند.
    نویسنده یکی از این کتابها می نویسد که علت ایجاد فتنه در اسلام فاطمه (س) بوده است زیرا وی به جای آنکه با خلیفه مسلمین بیعت کند علیه او قیام کرده است واین مخالفت باعث شده است که تفکر مخالفت با خلفا وبزرگان اسلام در درون حسین(ع) کاشته شود و او نیز علیه خلیفه زمان خود قیام کند. حسام عماد می گوید: این نویسنده قیام امام حسین(ع) علیه یزید را باعث عقب ماندگی جهان اسلام معرفی کرده است . آنها معتقدند که اگر اهل بیت(ع) نبودند هم اکنون اسلام در دایره وسیعی گسترش پیدا کرده بود.
    دکتر حسام عماد یکی دیگر از اعتقادات انحرافی وهابیون را بزرگنمایی دروغین شخصیت شیخ محمد عبدالوهاب دانست. وی گفت درمدارس وهابی، مساجد آنان ،روزنامه ها، رسانه ها، کتاب های درسی و...آنقدر به بزرگنمایی شخصیت عبدالوهاب پرداخته اندکه گویا او شخص اول جهان اسلام است. وی به مقایسه مداوم شخصیت پیامبر (ص) وعبدالوهاب توسط وهابیون اشاره کرد وگفت: هنگامی که ما زندگی شیخ عبدالوهاب را در مدارس میخواندیم می دیدیم که در همه متون نوعی مقایسه بین دو شخصیت وجود دارد، یک شخصیت محمدبن عبدالله (ص) ودیگری محمدعبدالوهاب . اگر به کتب وهابیون درمدارس و دانشگاه ها توجه کنید می بینید که می گویند زمانی که پیامبر اسلام (ص) مبعوث شد دنیا غرق درشرک بوده است ، همچنین زمانی که محمد عبدالوهاب به دنیا آمده نیز جهان غرق در شرک بوده است . وی در ادامه گفت: آنها از همان کودکی به گونه ای به بچه ها آموزش می دهند که همواره دو شخصیت پیامبر اسلام (ص) و محمد عبدالوهاب را درکنار هم مجسم کنند و به آنها بقبولانند که تنها دو شخصیت در اسلام هستند که بیشترین اهمیت را دارند یکی محمدبن عبدالله (ص) و دیگری محمدعبدالوهاب . دکتر عماد افزود : شما اگر به کتاب سیره محمد عبدالوهاب نگاهی بیندازید ، درمقدمه این کتاب می بینیدکه نویسنده یک مقایسه ای را میان دو شخصیت مسلمان که یکی پیامبر اسلام(ص) است ودیگری محمدعبدالوهاب انجام می دهد. حتی آنان در مقایسه های خود گاهی مقام محمدعبدالوهاب را ازپیامبر اسلام(ص) نیز بالاتر می بردند و افتخارات او رابیش از افتخارات پیامبر(ص) عنوان کردند.
    به طور مثال می گفتند جنگ های عبدالوهاب بیش از جنگ های پیامبر (ص) بوده است ، ویا می گفتند که پیامبر(ص) 10 سال با شیطان جنگیده است اما محمد عبدالوهاب 20 سال با مشرکین جنگیده است ویا درجای دیگری می گفتند که مشرکان زمان محمدعبدالوهاب ملعون تر از مشرکان زمان حضرت پیامبر(ص) بوده اند.
    حکم شرک و اعدام برای مخالفان محمد عبدالوهاب
    دکتر حسام عماد می گوید: یکی دیگر از انحرافات فکری این فرقه این است که مخالفان محمدعبدالوهاب را مشرک و محکوم به اعدام می دانند. برادر عبدالوهاب یعنی سلیمان عبدالوهاب را می خواستند به جرم مخالفت با برادرش اعدام کنند .روز اعدام یک نفر از میان جمعیت گفت: حضرت پیامبر(ص) مخالفان خود را اعدام نکرد پس سلیمان را هم نباید اعدام کرد. در اینجا هم شما نوعی مقایسه بین محمد عبدالوهاب با پیامبر(ص) را می بینید . در فرهنگ وهابیت مخالفت با محمد عبدالوهاب دشمنی با پیامبر خدا(ص) است وهیچ گونه تفکیک و تفاوتی میان این دو شخصیت قائل نیستند . از نظر آنان هم محمد عبدالوهاب و هم پیامبر اسلام (ص) برای ایجاد توحید و جنگ با مشرکان به دنیا آمده اند.
    تعبیراتی که برای معرفی محمد عبدالوهاب به کار برده اند
    وهابیون بر این اعتقاد هستند که امت پیامبر اسلام (ص) به شخصیت محمدعبدالوهاب درمقابل همه امت های دیگر افتخار می کند از او تحت عنوان شیخ وجود یاد می کنند.
    درخصوص کتاب توحیدعبدالوهاب
    وهابیون می گویند هرگونه کتاب توحیدی که از قرن چهارم هجری به بعد نوشته شده عین شرک است. این شخصیت رها یافته از وهابیت می گوید:
    یعنی کتاب های توحید فخرالدین رازی، طبری، سیدقطب، تفسیر آیات توحیدی المیزان آیت الله طباطبایی (ره) عین شرک است. و به تقسیم بندی آنان از انسان ها اشاره کرد و گفت: آنها انسان ها را به دو گروه تقسیم می کنند. گروه اول معتقد به فهمیدن آیات توحیدی قرآن براساس تفسیر شیخ محمد عبدالوهاب هستند و اینها مسلمانند اما گروه دوم کسانی هستند که آیات توحیدی قرآن را براساس تفسیری غیر از تفسیر محمدعبدالوهاب می فهمند که کافر و مشرکند لذا یا باید توبه کنند یا اعدام شوند.
    مقایسه نامه های پیامبر (ص) با نامه های محمد عبدالوهاب
    دکتر حسام عماد در این خصوص می گوید: مقایسه دیگری که وهابیون بین پیامبر (ص) و محمد عبدالوهاب انجام می دانند مقایسه نامه های پیامبر (ص) به سران کافر کشورهایی مثل ایران، روم، یمن و ... و نامه های محمد عبدالوهاب به سران کشورهای اسلامی است. در حالی که نامه های عبدالوهاب به علما و مفتیان جهان اسلام بوده و نه سران کافر. اگرچه محمد عبدالوهاب در طول زندگی خود ادعای پیامبری نکرد اما او این روحیه را داشت که خود را پیامبر بداند. وی به یک داستان اشاره و می گوید: روزی برادرش سلیمان به او می گوید ارکان اسلام چندتاست. او می گوید: اسلام 5 رکن دارد اما سلیمان به او می گوید: 6 رکن دارد. عبدالوهاب به او می گوید: چرا می گویی 6 رکن. سلیمان گفت: خود شما هم به یک رکن تبدیل شده اید به طوری که اگر کسی شما را قبول نداشته باشد کافر می شود. حسام عماد در ادامه سخنان خود می گوید: یکی دیگر از افتخارات عبدالوهاب حرکت در میدان جنگ علیه کفار است جالب است که همه جنگ های او در سرزمین های اسلامی بود و از شبه جزیره عرب بیرون نرفته است.
    کمونیسم و وهابیت:
    دکتر حسام عماد به شباهت زیاد کمونیسم و وهابیت اشاره می کند و می گوید:
    یکی از ویژگی های فرقه وهابیت این است که قرابت زیادی به کمونیسم دارد. به دلیل همین نزدیکی است که جوانان وهابی خیلی زود به دام کمونیسم می افتند و در میان آنان رواج زیادی دارد. بارزترین وجهه مشترک این دو عدم اعتقاد به معنویت است. من یک دوست شیعه دوازده امامی دارم که او می گفت من در ابتدا کمونیست بودم، سپس وهابی شدم و بعد از 2 سال شیعه شدم. من در ملاقاتی که با او داشتم از او پرسیدم که چه شد شما از کمونیسم به وهابیت گرایش پیدا کردید؟ او گفت من کمونیست بودم ودورترین مکتب از خدا و معنویت کمونیسم است. من وقتی عقاید وهابیت را خواندم متوجه شدم که خیلی به عقاید کمونیسم نزدیک است. در هر دو مکتب هیچ گونه اعتقادی به عالم غیب و روحانیت وجود ندارد.
    اثرگذاری سیدقطب در حسام عماد
    وی معتقد است سیدقطب بیشترین اثر را در رهایی او از وهابیت داشته است و باعث شد که او از توحید وهابیت به توحید شیعه گرایش پیدا کند. وی می گوید: البته ایشان (سیدقطب) اعتقاد کامل به توحید شیعه ندارد اما خیلی به توحید شیعه نزدیک شده است. محمد عبدالوهاب اصرار داشت که توحید او توحید عبودیت است اما سیدقطب اصرار داشت که توحید پیامبران توحید ربوبیت است. دلیل سیدقطب هم اصرار حضرت ابراهیم (ع) در دعا بر کلمه ربنا بود. هم اکنون توحید سیدقطب باعث شده است که ایشان پس از نگارش توحید خود بلافاصله توسط عبدالناصر در سال 1966 اعدام شود. ولی توحید محمد عبدالوهاب باعث شده ارتباط عمیق میان حاکمان آل سعود وعالمان درباری برقرار شود اما توحید سیدقطب باعث تفکیک میان حکومت های ظالم و رهبران دروغین و عالمان معتقد به عنوان توحید واقعی شده است. حسام عماد در ادامه می گوید: پس از آنکه کتاب توحید سیدقطب در عربستان منتشر شد مردم بلافاصله علیه آل سعود قیام کردند. توحید سیدقطب در عربستان به عنوان توحید انقلابی مطرح است و توحید شیخ محمد عبدالوهاب به عنوان توحید درباری ساخته می شود. اگر کسی توحید محمد عبدالوهاب را مطالعه می کرد شیفته حاکمان می شود حال می خواهد این حاکمان آل سعود باشند یا صدام یا عبدالناصر. در جهان عرب کتاب توحید سیدقطب درست در مقابل توحید محمد عبدالوهاب است و اگر کسی این کتاب را بخواند محکوم به اعدام می شود. وی افزود: خود من وقتی کتاب توحید سیدقطب را خواندم از وهابیت فاصله گرفتم و پس از آن به کتاب توحید شیخ صدوق رسیدم. سیدقطب می گوید: من با مطالعاتی که در قرآن داشتم و با مطالعه ای که در تاریخ داشتم هرگز ندیدم که پیامبران برای نابودی قبور گذشتگان فرمانی از سوی خداوند گرفته باشند. قبل از آمدن پیامبران قبور و آرامگاه ها وجود داشته اند اما توسط پیامبران ویران نشده اند. مثلاحضرت موسی (ع) وقتی از سوی خداوند به پیامبری برگزیده می شود اولین دستوری که می گیرد این است که به سوی فرعون حرکت کند نه به سوی تخریب قبور و آرامگاه های گذشتگان.

  ر
نویسنده: گزارش از عباس خسروانی

وزنامه رسالت >
شماره 6278 6/8/86 > صفحه 7 (حرف امروز ) > متن

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1508920قبور بقیع قبل از تخریب

 

نویسنده: منصور - یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧

در قرآن تمثیل هاى فراوانى ذکر شده است از جمله : تمثیل انفاق در راه خدا به دانه پر برکت .

 تمثیل زندگانى دنیا به بازى وسرگرمى

 تمثیل اعمال کافران به خاکستر در برابر باد.

 تمثیل حق وباطل به آب زلال وکف روى آب

 تمثیل عالم بى عمل به حیوان

 تمثیل افراد بى ایمان به چهارپایان

 تشبیه منافقان به چوبهاى خشک

 در اینجا به سه نمونه از آن اشاره مى کنیم :

1. تمثیل روشن براى بیان ضعفها

قرآن مى فرماید: یا ایها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون اللّه لن یخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له و ان یسلبهم الذباب شیئا لایستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب ما قد روا اللّه حق قدره ان اللّه لقوى عزیز

 اى مردم ! مثلى زده شده است ، به آن گوش فرا دهید؛ کسانى را که غیر از خدا مى خوانید هرگز نمى توانند مگسى بیافرینند، هر چند براى این کار دست به دست هم دهند، و هرگاه چیزى از آن ها برباید نمى توانند آن را باز پس  بگیرند. هم این طلب کنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبان (هم این عابدان و هم آن معبودان ) آن ها خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند خداوند قوى و شکست ناپذیر است .

2. تمثیل گویایى براى غیبت کردن

قرآن کریم براى این که مردم را از غیبت کردن برحذر دارد و قبح و زشتى این عمل را کاملاً مجسّم سازد آن را در ضمن یک مثال گویا بیان مى کند و مى فرماید آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد ایحبّ احدکم ان یاءکل لحم اخیه میتا به یقین همه شما از این امر کراهت دارید فکر هتموه تعبیر به (مرده ) به خاطر آن است که غیبت در غیاب افراد صورت مى گیرد و آنان همچون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند.

3. مثال جالب براى مقام والاى مجاهدان

خداوند براى مقام و منزلت مجاهدان در راهش ، مثالى جالب ذکر مى کند، به این صورت که خود را خریدار و مؤمنان را فروشنده معرفى کرده ، مى گوید: خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را خریدارى مى کند و در برابر این متاع ، به آنها بهشت مى دهد ان اللّه اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه و چون در هر معامله اى در حقیقت پنج رکن اساسى وجود دارد که عبارتند از: خریدار، فروشنده ، متاع ، قیمت و سند معامله خداوند در این آیه به تمام ارکان آن اشاره نموده ، خود را (خریدار) و مؤمنان را (فروشنده ) و جان ها و اموال را (متاع ) و بهشت را (ثمن و قیمت ) براى این معامله قرار داده و به دنبال آن به (اسناد) معتبر و محکم این معامله که پنجمین رکن است اشاره کرده ، مى فرماید: این وعده حقى است بر عهده خداوند که در سه کتاب آسمانى (تورات ، انجیل ، قرآن ) آمده است . وعدا علیه حقا فى التوراة و الانجیل و القرآن

تمثیل در روایات

1. مَثَل مؤمن : قال الکاظم علیه السلام : المؤمن کمثل کفتى المیزان کلما زید فى ایمانه زید فى بلائه

 مؤمن همانند دو کفه ترازوست ، هر اندازه در ایمانش فزونى باشد در گرفتاریش فزونى است .

قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل المؤمن کمثل الارض منافعهم منها و اذا هم علیها

 مثل مؤمن همانند زمین است ، منافع و سودهاى مردم از آن است و آزار و اذیت مردم بر آن .

2 مثل مؤمنان در محبت

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل المؤمنین فى توادّهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد اذا اشتکى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمّى

 مثل مؤمنین در دوستى و رحمت و عطوفت ورزیدن به یکدیگر، همانند یک پیکر است هنگامى که عضوى از آن به درد آید سایر اعضا گرفتارى بیدارى و تب پیدا مى کنند.

3. مثل اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل اهل بیتى کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق

 مثل اهل بیت من همانند کشتى نوح است ، هر کس بر آن سوار شود نجات یابد و هر که تخلف ورزد غرق گردد.

4. مثل عالم بى عمل

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل من یعلّم الناس ‍ الخیر و ینسى نفسه کمثل المصباح الذى یضیئ للناس و یحرق نفسه

 مثل کسى که به مردم خیر و خوبى بیاموزد و خود را فراموش کند، همانند چراغ است که براى مردم نور و روشنایى بخشد و خود بسوزد.

5. مثل همنشین صالح

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل الجلیس ‍ الصالح مثل العطّار ان لم یعطک من عطر اصابک من ریحه

 مثل همنشین شایسته چون عطرفروش است اگر از عطرش به تو نبخشد، از بوى عطرش ‍ بهره مند شوى .

6. مثل دانشمندان

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : ان مثل العلماء فى الارض کمثل النجوم فى السماء یهتدى بها فى ظلمات البرّ و البحر

 همانا مثل دانشمندان در زمین ، مانند ستارگان آسمان است که در تاریکى ها خشکى و دریا به وسیله آن ها هدایت حاصل مى شود.

7. مثل برادر دینى :

 مثل الاخوین مثل الیدین تغسل احدهما الاخرى

دو برادر (دینى ) همچون دو دست باشند که یکى دیگرى را بشوید.

8. مثل حریص به دنیا:

 قال الباقر علیه السلام : مثل الحریص على الدنیا مثل دودة القزّ کلما ازدادت من القزّ على نفسها لفّا کان ابعد لها من الخروج حتى تموت غمّا

مثل حریص بر دنیا همانند کرم ابریشم است که هر اندازه بر اطراف خود تار بتند او را از بیرون آمدن باز دارد تا از روى اندوه بسیار بمیرد.

9. مثل نمازهاى پنج گانه

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل الصلوات الخمس کمثل نهر جار عذب على باب احدکم یغسل فیه کلّ یوم خمس مرّات فما یبقى ذلک من الدّنس

 مثل نمازهاى پنجگانه همچون نهرى است که آب گواراى آن بر جلو در خانه یکى از شما جارى باشد و هر روز پنج مرتبه خود را در آن بشوید و هیچ آلودگى از وى به جاى نماند.

10. مثل تعلیم علم در کودکى

: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله : مثل الذى یتعلّم فى صغره کالنقش فى الحجر و مثل الذى یتعلّم فى کبره کالذى یکتب على الماء

 مثل کسى که در کودکى علم فرا گیرد، چون نقش بر روى سنگ باشد و کسى که در بزرگى دانش آموزد همچون نوشتن بر آب باشد

 

نویسنده: منصور - یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧

مثل شمامثل آن زنى است که رشته خود را محکم مى تابید و باز مى گشود چه شما نیز رشته ایمان را ببستید و باز گسستید و به کفر برگشتید، نیست در میان شما خصلتى و شیمتى جز لاف زدن و خود پسندى کردن و دشمن دارى و دروغ گفتن و به سَبْک کنیزان تملّق کردن و مانند اَعدا غمّازى کردن ، مَثَل شما مَثَل گیاه و علفى است که در مَزْبَله روئیده باشد یا گچى است که آلایش قبرى به آن کرده شده باشد پس بد توشه اى بود که نفسهاى شما از براى شما در آخرت ذخیره نهاده و خشم خدا را بر شما لازم کرد و شما را جاودانه در دوزخ جاى داد از پس آنکه ما را کشتید بر ما مى گریید. سوگند به خدا که شما به گریستن سزاوارید، پس بسیار بگرئید و کم بخندید؛

نویسنده: منصور - یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧

خون مبارک سیدالشهداء و تربت مقدس و اشک چشم گریه کنندگان بر مصائب او نور است بر مومنین و نار و آتش است بر کافرین .

 

لقطر الماء فى الاصداف درا                 و فى بطن الافاعى صار سما

 

 

یعنى آب دریا در صدفها اگر قرار بگیرد تبدیل به درّ گرانبها مى شود و اگر در شکم افعیها قرار بگیرد تبدیل به سمّ مار و افعى مى شود. حال مَثَل خون مقدس حسین (ع ) مانند همان قطره آب است که اگر بر چشم کور و نابینا و دست و پاى فلج و شَل دختر یهودى بچکد موجب بینایى و شفاى او مى گردد و اگر همان خون مقدس بر ران نحس نجس و پلید عنید ابن زیاد مى چکد سوراخ مى کند و به زمین فرود مى رود و ران آن کافر را متعفّن مى کند.

نویسنده: منصور - شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧

یکى از پادشاهان بنى اسرائیل ، خانه اى ساخت و در وسعت و تزیین آن ، سعى بسیار کرد. پس دستور داد، تا از عیب آن جویا شوند و هیچکس بر آن عیبى نگرفت جز سه زاهد که گفتند: در آن ، دو عیب هست . یکى این که ویران مى شود و دیگرى آن که صاحبش مى میرد. پادشاه گفت : خانه اى هست که از این دو عیب در امان باشد؟ و آنان گفتند: ارى . خانه آخرت ! پس ، پادشاه سلطنت را رها کرد و با آنان به عبادت پرداخت . پس از چندى ، آنان را وداع گفت . گفتند از ما چه دیدى که ترا ناخوش آمد؟ گفت : هیچ ! جز این که مرا مى شناسید و اکرام مى کنید. پس ، با کسى مى نشینم که مرا نشناسد.
اى خواجه ! به کوى اهل دل منزل کن !

                                        وز پهلوى اهل دل ، دلى حاصل کن !

خواهى بینى جمال معشوق ازل                   

                                                                   آیینه تو دلست ، رو در دل کن !

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :