کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧

 

واقعه غدیر بصورت پرسش وپاسخ (سوالات غدیر) ١٧سوال

 

پرسش 01

 

آیه تبلیغ چه آیه‏ای است و چه موقعی بر پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نازل شد؟

پاسخ: آیه‏ی 67 سوره‏ی مائده است خداوند می‏فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّرسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ» ای رسول ما ابلاغ کن آن چیزی را که بر تو نازل کردیم که اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالتت را انجام نداده‏ای و خدا تو را از کینه دشمنان در امان می‏دارد.

و هنگامی که رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از حَجَّةُ الْوِداع برمی‏گشتند در سرزمینی به نام غدیر خُم این آیه بر حضرت نازل شد. [[1]] .


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧

بسمه تعالی

  1. چرا یادمان رفته که مستمندان دست یاری دراز کردند بسوی توانمندان مگر نه این است که: در روز عاشورا وقتى که حسین (علیه السلام ) را به شهادت رساندند، و بدنش را عریان گشت ، آثار خراشیدگى در پشت حضرت دیده شد، از امام سجاد (علیه السلام ) علت آن را پرسیدند.

امام سجاد (علیه السلام ) فرمود: این خراشیدگیها، اثر انبانها و ظرفهاى پر از طعام است که پدرم ، آن ها را به پشت مى گرفت و به منزلهاى یتیمان و بیوه زنان و مستمندان مى برد.

 

ویا خود سید الساجدین امام صادق (علیه السلام ) فرمود: روزى وقتى که امام سجاد (علیه السلام ) روزه بودند دستور داد گوسفندى را ذبح کردند و قطعه قطعه نموده پختند و هنگام غروب کنار دیک آمد، و فرمود کاسه ها را بیاورید، همه غذا را در میان آن کاسه ها ریخت و فرمود: بین فلان طایفه از اول تا آخر تقسیم کردند، دیگر غذا نماند، و خود با کمى نان و خرما افطار کردند.

 

  1. چرا یادمان رفته که خدا منتظر گنه کاران است

حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود در کوه طور عرض کرد: یا اله العالمین (اى معبود جهانیان ).

جواب شنید: لبیک (یعنى نداى تورا پذیرفتم ).

سپس عرض کرد: یا اله المحسنین (اى خداى نیکوکاران ) همان جواب را شنید سپس عرض کرد: یا اله المطیعین : (اى خداى اطاعت کنندگان ) باز همان پاسخ را شنید.

سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران ).

سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک لبیک .

موسى (علیه السلام ) عرض کرد: خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادى ؟!

خداوند به او خطاب کرد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکى و اطاعت خود، اعتماد دارند، ولى گنهکاران جز به فضل من ، پناهى ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه کسى پناهنده شوند؟!.

 

 

  1. چرا یادمان رفته که کسب وکار طلب حلال صدقه از خداست

داود بن سرحان مى گوید: روزى دیدم امام صادق (ع ) با دست خود، مقدارى خرما را با پیمانه ، مى سنجد، عرض کردم : ((قربانت گردم ، اگر به بعضى از فرزندان و غلامان ، دستور مى دادى تا این کار را انجام دهند، بهتر بود!)).

امام در پاسخ من فرمود:((اى داود! زندگى یک انسان مسلمان ، سامان نمى یابد، مگر با سه کار: 1- دین و احکام آن را بشناسد. 2- در گرفتارى ها، صبر و تحمل کند. 3- اندازه گیرى در معاش زندگى را به نیکوئى حفظ نماید.

و فرمود: (جدم ) على بن الحسین (ع ) وقتى که صبح مى شد، به دنبال کسب و کار، از خانه بیرون مى آمد، شخصى عرض کرد: ((اى پسر رسول خدا کجا مى روى ؟)).

فرمود: ((اتصدق لعیالى )) میروم تا براى افراد خانواده ام ، صدقه تهیه کنم ، او پرسید: ((آیا صدقه طلب کنى ؟!)).

فرمود: ((من طلب الحلال فهو من اللّه صدقة علیه )) ((هر کس که (با کار و کاسبى ) کسب مال حلال کند، آن مال از جانب خدا، صدقه براى او است )).

 

  1. چرا یادمان رفته خالقی داریم وبر در خلق نامرد سر خم میکنیم

شخص همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به خانه او مى آمد تا کمکى مادى نصیبش شود. عمر از دست او خسته شده و به او گفت : اى آقا به در خانه خدا هجرت کرده اى یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و از تعلیمات قرآن بیاموز، که تو را از آمدن به درب خانه ام بى نیاز مى سازد.

او رفت ، و ماهها گذشت و دیگر نیامد. عمر جستجو کرد و اطلاع پیدا کرد که او از مردم دورى کرده و در جاى خلوتى به عبادت اشتغال دارد.

عمر به سراغ او رفت و به او گفت : مشتاق دیدار تو شدم (و آمدم از تو احوال بپرسم )، فلانى بگو بدانم ، چه چیزى سبب شده که از ما دور گشتى و بریدى ؟!

او در پاسخ گفت : قرآن خواندم ، قرآن مرا از عمر و آل عمر بى نیاز ساخت . عمر گفت : کدام آیه را خواندى که چنین تصمیم گرفتى ؟

او گفت : قرآن مى خواندم ، به این آیه رسیدم (و فى السماء رزقکم و ما توعدون ، روزى شما با همه وعده ها که بشما دادند در آسمان (بامر خدا مقدر) است).)

با خود گفتم : رزق و روزى من در آسمان است ولى من آن را در زمین مى جویم ، پس براستى بد مردى هستم . عمر از این سخن تحت تاءثیر قرار گرفت و گفت : راست مى گوئى

 

  1. چرا یادمان رفته که حسین گفت:خدا با ماست

حضرت زینب کبرى (س ) توجه به سر برادر نمود، حضرت به او فرمود: ((یا اختاه اصبرى فان الله معنا))؛ خواهر جان ، صبر کن که خدا با ماست

 

نویسنده: منصور - دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧

روز عرفه:

این روز، روز دعا و طلب حاجت به درگاه الهى است فلذا با اینکه روزه‏اش مستحبّ مؤکّد هم هست ولى اگر کسى در اثر روزه، ضعیف شود و نتواند دعا کند، روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است‏

 

ماذا وجد من فقدک ؟

گویم : آن که خدا دارد چرا بى نور است ؟ تعبیر امام سید الشهداء حسین بن امام على علیه السلام در دعاى عرفه چه قدر شیرین و دلنشین و شیوا است که : ماذا وجد من فقدک و ماالذى فقد من وجدک ؟

آن کس که تو را دارد جانا ز چه محروم است ؟

                                               من که نشدم محروم تا با تو بپیوستم

 

- کى رفته اى ز دل که تمنا کنم تو را؟!


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

آخرین یادگار کربلا

زمین و آسمان اى شیعه در حزن و غم است امشب

                                 همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب

 امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون

                                  مدینه غمسرا از این غم و زین ماتم است امشب

 

الف : مختصرى از زندگى نامه امام باقر(ع )

حضرت امام محمد باقرعلیه السلام در سال 57 هجرى در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این نقل را روایاتى که دلالت بر این دارد که امام محمد باقرعلیه السلام به هنگام شهادت جد بزرگوارش در کربلا حضور داشته و سه سال از عمر مبارکش مى گذشته ، سازگار است .

در روز و ماه و ولادت آن حضرت مانند سال ولادت ،نقل هاى مختلفى ذکر شده است : در برخى نقل هااوّل رجب سال 57 هجرى  و در برخى دیگر سوم  و پنجم  صفرسال 57 هجرى آمده است ، امّا سوم صفر سال 57 هجرى از نظر محقّقین ترجیح دارد.

در سال شهادت امام باقرعلیه السلام آراء مختلفى هست : بعضى آن را روز هفتم ماه ذىالحجّه سال 114 مى دانند و برخى دیگرسال 117 و 118 و 116 هجرى ذکر نموده اند، ولى در بیش ترمنابع سال 114 هجرى روایت شده است

منابع روایى و تاریخى علّت شهادت آن حضرت را مسمومیّت دانسته اند به وسیله زین آغشته به سم به صورتى که بدن مبارک از شدّت تاءثیر سم به سرعت ورم کرده و سبب شهادت امام باقرعلیه السلام شده است

امام باقرعلیه السلام این چنین مظلومانه شهید شد و در بقیع ، کنار مرقد پدربزرگوارش اما سجّادعلیه السلام مدفون گردید. آن امام همام علیه السلام حدود19 سال پس از شهادت پدر در مقام امامت بود


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧

دیدم شب چهارشنبه است وشب عشق وعاشقان حضرتش سوی جای پای یار میروند تا بوسه برجای قدمهای ان یار بزنند

 اری جمکران

کوی عشق

با خود گفتم منتظرهستیم ازامام زمان چه میخواهیم امد! آماده هستیم !؟یا خود خواهانه بسوی او میرویم نمیدانم اما نجوا از دل میخواهد

هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانم

بیایید از حکایت دوست بگیم نه از درد خود

گاهی فکر میکنم خودخواهیم !

میگیم امام زمان به من بده یا تو بیا درد من درمان بشه

مگر من کیستم؟

یک چند میان خلق کردیم درنگ
ز ایشان به وفا نه بوى دیدیم نه رنگ
آن به که ز چشم خلق پنهان گردیم
چون آب در آبگینه ، آتش در سنگ

دنیا میگذرد بیاید به دل خود برسیم انوقت بشویم ما

مردى به سلمان از بى توفیقى خود براى برخاستن جهت نماز شب ، شکایت کرد. سلمان گفت : در روز گناه مکن

اگردل به او داده اى از آن به بعد غم نداشته باش و در هر گردنه و کتلى که قرار گرفته اى دست بر دامن ولى بنه و وجه او را در پیش روى خود ببین .

 

,
ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧

آداب ماه ذى الحجة  



1.      اولین کار، مراقبت ، رؤ یت هلال و خواندن دعاى آن است تا با یقین به زمان ، اعمال را در اوقات مخصوص آن به جا آورد.

2.       از کارهاى مهم اهل مراقبت ، شناخت شرافت و فضل این منزل شریف و شناخت زمانهاى مذکور و شناخت فواید آن است . گر چه درباره ماه رمضان وارد شده که بهترین ماههاست و روزهاى آن بهترین روزها و ساعتهاى آن بهترین ساعات است ؛ ولى درباره بعضى از روزهاى این ماه ، فضایلى بیش ‍ از ماه رمضان وارد شده است .

.


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧

بعضی از وقایع مهم ماه ذی حجه

  1. عید غدیر
  2. عید قربان
  3. خلافت ظاهری امیر المومنین علی علیه السلام
  4. روز مباهله
  5. نزول سوره هل اتی
  6. شهادت امام باقر علیه السلام
  7. بردن امام کاظم به زندان بصره
  8. انقراض دولت هزار ماهه بنی امیه
  9. مرگ منصور دوانیقی
  10. روز عرفه
  11. جنگ سویق
  12. نامه پیمبر به پادشان بزرگ جهان
  13. بیعت عقبه
  14. بخشیدن فدک به زهرا سلام الله علیها
  15. عزل ابو بکر از تبلیغ سوره برائت
  16. روز سد ابواب به مسجد پیامبر
  17. حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به کوفه
  18. واقعه حره
  19. خروج ابراهیم بن مالک اشتر برای جنگ با ابن زیاد

20. رحلت ابوذر غفاری


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧

شهادت امام جواد علیه السلام

امامت شط جارى نور است در بستر حیات . امتداد هدایت الهى است در زمین . چراغى که از فراز آسمان اویخته است و ادمیان در پرتو تابش ان به سمت سراپرده قدس گام مى سپرند. تاریخ حیات عقلى و عملى شیعه اکنده از حضور خردمندانه و آسمانى امت در ساحت نورانى امامت است . امام ، صراطى است که ادمیان را از هوت خشک زندگى ، به وادى سبز بندگى مى کشاند. تکامل در گرو اقتدا به نور است . بشریت اگر به امام ایمان بیاورد از قفس خسارت رها مى شود و در هوایى بیکران عبادت بال مى گشاید.

اندیشه امامت در تاریخ شیعه ، در زمینه هاى گوناگون عرفانى ، فکرى ، فلسفى و سیاسى تجلى یافته است .


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

گفتگو با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب

     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 گفتم: با این همه گناه آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!   توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     

گفتی: الیس الله بکاف عبده

     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

گفتم برای ذکرت با چی بیام چیست؟

گفتی: طه : 14   إِنَّنی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری

به یقین این منم خداى یکتا که جز من معبودى نیست، پس مرا پرستش کن و نماز را به یاد من برپا دار.

گفتم با ذکرت چه میابم؟

گفتی:گفتی به آرامش میرسی الرعد : 28 أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

آگاه باشید که دل‏ها تنها به یاد خدا آرام مى‏یابد

گفتم وقتی که قلبم مطمئنه شد قبولم میکنی؟

گفتی: الفجر : 27   یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ 28   ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً

به سوى پروردگار خویش بازگرد در حالى که تو از او خشنود و او از تو خشنود است.

گفتم حال که راضی شدی از من ایا لایق درگاهت شدم؟

گفتی: الفجر : فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى(29)وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ(30)

 پس در میان بندگان من درآى.

30 و در بهشت من داخل شو.

خدایا همان که گفتی بنده ام مرا کافی است

گر بگوی بنده ام                                       از عرش بالا رود خندهام

ولیگویم خدایا از در خویش به بهشتم مفرست من از تو تو را خواهم وبس

نویسنده: منصور - دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧

بسمه تعالی

چگونه میتوان خداوند تبارک و تعالی را بهتر شناخت و نیز ذاتش چگونه میباشد؟

جواب

1.     بدانیم خدا هست و این شناخت سبب میشود که انسان از صف ملحدان و شکاکان جدا شود و در صف خداشناسان و متألهان قرار گیرد و این نوع شناخت نه تنها برای ما امکان دارد بلکه پایه و اساس سطوح دیگر خداشناسی است.خیلی راهها داریم که ثابت میکنه خدا هست حال قدم دوم

2.     شناخت اوصاف و افعال الهی :پس از آنکه انسان اصل وجود خداوند را پذیرفتی درصدد شناخت تفصیلی اوصاف و افعال او بر میآی.حال قدم سوم

3.     راههای خدایابی و خداشناسی: اگر به راههای که آدمیان برای شناسائی خداوند در پیش میگیرند، نظر کنیم، باید گفت که هر انسانی راه مخصوص به خود دارد و هر کس به گونة او را مییابد و میشناسد از این دیدگاه راههای شناخت خدا، بیشمارند و از همین رو گفته شده است که «الطرق الی الله بعدد نفوس (انفاس) الخلائق»[1]راههای به سوی خدا به تعداد جانها (یا نفسها)ی مخلوقات است.ولی عمده ترین راههای شناخت خدا سه راه است: 1. راه عقل 2. راه تجربه 3. راه دل.


ادامه مطلب ...
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :