کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب

روز قدس فقط روز فلسطین نیست, روز اسلام است"

                                                                                           امام خمینی(ره)

 

"من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم."(صحیفه نور/جلد8/ص233 و 250 به نقل از کتاب شخصیت و دیدگاههای فقهی امام خمینی ص 188)

 "روز قدس یک روز جهانی است، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست، روزی است که باید مستضعفین مجهز شوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند، روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می نامند و عمل می کنند به آنچه باید بکنند و منافقین، آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی، در این روز بی تفاوت هستند، یا ملتها را نمی گذارندکه تظاهر کنند. روزقدس ، روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود. باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین، باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید وخواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جرثومه های فساد را به زباله دانها بریزند. روز قدس، روزی است که باید این دنباله روهای رژیم سابق در ایران و آن توطئه چینهای رژیم فاسد و ابرقدرتها در سایر جاها خصوصا در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند. روزی است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم و برادران لبنانی را از این فشارها نجات بدهیم، روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم، روزی است که باید جامعه مسلمین، همه، اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله هایی که مانده است از آنها، چه در ایران و چه در سایر جاها... روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سرجای خود بنشینند.

روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامی است، روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها، بیرق آن برافراشته شود، روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم(ص) می دانم و روزی است که باید ما، تمام قوای خودمان را مجهز کنیم و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند، خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب، با تمام قوا ایستاده ایم و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند و مسلمین نباید اجازه دهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند. روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیمهایی با توطئه گرهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهایی که شرکت ندارند، مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائیل و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام که در رأس آنها آمریکا و اسرائیل است. روز امتیاز حق از باطل است، روز جدائی حق از باطل است."( صحیفه نور/جلد8 ص4-232 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص 2-181)

"مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حق تعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است."(صحیفه نور/جلد15 ص75 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص3-182)

"هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی! بپاخیزید و مقدرات خود را بدست گیرید. تا کی نشسته اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کنند؟ تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های آمریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود؟ تا کی سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه آنان باشند؟ تا کی قریب یک ملیارد مسلمان در جهان و قریب صد ملیون عرب با کشورهای وسیع و ذخایر بی پایان، شاهد چپاولهای شرق غرب ستمگری و قتل عامهای غیر انسانی آنان و تفاله های آنان باشند؟ تا کی تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به ندای آنان جواب نمی دهند؟ تا کی به جای مقابله با دشمنان اسلام و برای نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامی و الهی غفلت نموده و کارهای سیاسی و برخوردهای سازشکارانه با ابرقدرتها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایتهای بی امان داده و شاهد قتل عامها باید بود؟ آیا سران قوم نمی دانند و ندیده اند که مذاکرات سیاسی با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنایات و سمتگریها افزوده خواهد شد؟

باید برای آزادی قدس از مسلسلهای متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و  بازیهای سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگه داشتن ابرقدرتها  به مشام می رسد کنار گذاشت. باید ملتهای مسلمان خصوصا ملت فلسطین و لبنان، کسانی را که با مانورهای سیاسی وقت گذرانی می کنند، تنبه نمده و زیر بار بازیهای سیاسی که نتیجه ای جز زیان و ضرر برای ملت مظلوم ندارد نروند. تا کی اسطوره های دروغین شرق و غرب ، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوقهای تبلیغاتی میان تهی آنان را وحشت زده می نماید؟ تا کی مسلمین از قدرت اسلام بزرگ غافلند؟ مسلمانانی که در نیم قرن آن فتوحات عظیم و تحولات شگرف را با دست خالی از ساز و برگ جنگی و دلی آغشته به ایمان و زبانی متذکر به الله اکبر به دست آورده و اسلام و توحید را در جهان قدرتمتد آن روز پایه گذاری نمودند... کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان که قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده های شرق و غرب و وابستگان و تفاله های آنان نهراسند و با اعتقاد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف  و فلسطین را سرلوحه برنامه قرار دهند و ننگ سلطه صهیونیست، تفاله آمریکا را از دامن خود بزدایند و روز قدس را زنده نگهدارند. امید است با زنده نگه داشتن از روز، بی تفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. و با قیام ملتهای شریف، بعضی از سران خائن را که به رغم مسلمانان و اسلام، دست در دست اسرائیل و چشم به فرمان امریکا بر خلاف مصالح مسلمین به زندگانی سیاسی ننگین خود و به زندگی جنایتبار خویش ادامه می دهند، از صحنه خارج و در گورستان تاریخ مدفون نمایند. حکام غاصبی که در جنگ بین کفاری چون اسرائیل و صدام با مسلمین، طرف کفار را گرفته و به اسلام و مسلمین ضربه وارد می کنند، از صحنه اسلام باید خارج شوند و از حکومت بر مسلمین باید برکنار گردند."(صحیفه نور/جلد 15 ص4-73 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص4-183)[1]

آرزوی دیرینة امام

(گفتگو با سفیر فلسطین)

 

داود رضایی چراتی

 

آرزوی دیرینه امام خمینی آزادی فلسطین و قدس شریف بود که از سالهای دور در کلام و رفتار امام تجلی می‌نمود. امام، این اندیشه را به عنوان سرنوشت دنیای اسلام همواره خطاب به ملل و دولتهای اسلامی تأکید کرد و آنان را از نقشه‌های شوم استکباری به سرکردگی صهیونیسم غاصب آگاه می‌ساخت. آرمان امام خمینی علاوه بر تأثیر بر تمامی عرصه‌های بین‌المللی، موجب شادابی روح مبارزه و ظلم‌ستیزی ملت بزرگ فلسطین گردید که این طراوت را می‌توان همچنان بر چهره مبارزان فلسطینی مشاهده کرد. بدون شکّ استمدادجوئی از اندیشه‌های امام خواهد توانست توطئه‌های جدید استکبار جهانی را نقش برآب سازد. طرح نقشه‌های مختلف استکباری از جمله «نقشه راه» بهانه‌ای شد تا با یکی از اعضاء هیئت مؤسس جنبش فتح و سفیر دولت فلسطین در ایران (آقای صلاح الدین زواوی) گفتگویی انجام دهیم که از نظر می‌گذرد:

 

  

حضور: ضمن تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، لطفاً در ابتدا مختصری از فعالیتهای خودتان را برای خوانندگان فصلنامه حضور شرح دهید.

صلاح الدین زواوی: من، صلاح‌الدین احمد زواوی هستم. در سال 1937 در منطقه الجلیل فلسطین به دنیا آمده‌ام و از همان آغاز انقلاب فلسطین در سال 1965 به این انقلاب پیوستم. تاکنون مناصب دیپلماتیک متعددی داشتم. در جنبش فتح به عنوان پیشاهنگ در پستهای سازماندهی مختلفی شرکت کرده‌ام. دبیر جنبش فتح در سوریه و عضو دفتر بسیج و سازماندهی مرکزی جنبش فتح بودم. بر کنفرانسهای متعددی برای سازماندهی جنبش فتح در کشورهای مختلف نظارت داشتم. در سال 1968 سفیر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در الجزایر و بعد سفیر این سازمان در برزیل، نماینده کل جنبش فتح در آمریکای لاتین، سفیر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در کنیا و همچنین نمایندگی سازمان را در کنفرانسهای منطقه‌ای و بین‌المللی عهده‌دار بودم. از سال 1981 تاکنون به عنوان سفیر دولت فلسطین در جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کنم.

حضور: به نظر شما چرا امام خمینی مسئله فلسطین را از اهم مسائل کشورهای اسلامی و مسلمین می‌دانست؟

زواوی: در ابتدا باید عرض کنم که امام راحل شخصیت تاریخی منحصر به فردی داشتند. این شخصیت دانشمند و پرهیزکار، مسائل جهان اسلام را با تمام وجود خود و از سر مسؤولیت احساس می‌کرد و غمخوار محرومان و مستضعفان بود. تردیدی نیست که مسأله فلسطین در صدر افکارش جای داشت و نقطه مرکزی جهادش علیه شاه بود. مواضع امام راحل در مورد فلسطین تأثیرات بسیاری داشت. اصلی‌ترین علت مخالفتش با شاه به خاطر سرسپردگی به آمریکا و نظام صهیونیستی بود. این مواضع سرسختانه عاقبت به بازداشت و تبعید وی از کشور انجامید. ولی زندان و تبعید نتوانست نظر امام را از مسئله فلسطین برگرداند. امام راحل دارای شخصیت عرفانی بود و بسیاری از مسائل را با دیدة دل درک می‌کـرد. بـه ایـن ترتیـب پرچم فلسطین همواره در کنار پرچم کشورش ـ ایران ـ در اهتزاز ماند.

امام می‌دانست که غرب استعمارگر با وجود اشغال بیت‌المقدس در مدتی نزدیک به دویست سال، در جریان جنگهای صلیبی عاقبت شکست خورد و ناگزیر شد عقب‌نشینی کند و به سرزمینش برگردد. از این رو دریافت که طرح صهیونیسم همانا جنگ صلیبی از نوع جدید است که غرب آن را با سرگذشتهای تاریخی یهود و نظریات دروغین و پوسیده پیوند داده است. این کیان همه جایی که غرب آن را در دل فلسطین، مرکز جهان اسلام و مرکز مقدسات اسلامی کاشت، می بایست پایگاهی برای سیطره بر تمام جهان اسلام باشد. از این رو امام پس از پیروزی، قاطعانه گفت: امروز ایران و فردا فلسطین. و فرمود: انقلاب ما تنها با آزادی فلسطین تکمیل می‌شود و آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کردند زیرا به خوبی دریافته بود که توطئه بزرگی علیه قدس شریف، مرکز تمدن و ادیان الهی در شرف تکوین است. امام مسائل را روشن می‌دید و می‌خواست این احساس خود را درباره خطر صهیونیسم به تمام مسلمانان و مستضعفان جهان منتقل کند. امام معتقد بود که مسأله فلسطین علاوه بر جنبه اسلامی، برای امنیت ملی ایران هم اهمیت دارد و صهیونیسم تمام جهان اسلام را تهدید می‌کند. از این رو دیدیم که 40 هزار مستشار آمریکایی را از ایران بیرون راند و نفت را از اسرائیل و آفریقای جنوبی قطع کرد. امام این بود که در این جا، که قبلاً دشمن صهیونیستی بر آن تکیه زده بود سفارتی برای فلسطین برپا داشت. امام فرزانه عصر خود بود و از مسائل زمان و غمهای ملت خود و ملل دنیا بیش از دیگران آگاهی فراوان داشت زیرا به ملکوت الهی نزدیک بود.

حضور: پیروزی انقلاب اسلامی بطور کلی در روند تحولات مبارزات مردم فلسطین چه نقشی داشته است؟

زواوی: بی‌تردید انقلاب اسلامی در ایران رویداد محلی و منطقه‌ای نبود بلکه رویدادی بین‌المللی بود که آثارش از منطقه‌ای معین و ملتی مشخص، بسیار فراتر رفت و ارزشهای بسیار والایی را در جهان جان دوباره بخشید و توانست عرصه‌های وسیعی برای خود در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بیابد، حتی به اروپا و آمریکای شمالی هم راه پیدا کرد. این عجیب نبود چراکه انقلاب اسلامی ارزشهای اسلامی را زنده کرد و به آنها حیات دوباره‌ای بخشید و سعی کرد تهمتهای ناروایی را که به دامان اسلام چسبیده بود بزداید و اسلام را در خور حل مشکلات بشریت و مسائل جهان معاصر ارائه کند. این انقلاب می‌تواند آینده‌ای در خور امت مسلمان و ملل مختلف دنیا پی‌ریزی کند و آنها را از چنگال قهر و ستم استعمار خارجی برهاند. طبعاً اهمیت مسأله فلسطین برای این انقلاب روشن است از این رو مبانی انقلاب اسلامی و ارزشهای جهادی آن و پیوند آنها با مسئله فلسطین روز به روز در میان فرزندان فلسطین به خاطر رنجی که از صهیونیسم کشیده‌اند رو به فزونی است. ایمان به پیروزی و توکل برخدا و تکیه بر جهاد و شهادت در میان فرزندان فلسطین به ویژه پس از شکست اسرائیل در لبنان به دست حزب‌الله و جنبش مقاومت ملی و اسلامی، رشد پیدا کرده و قوت بیشتری یافته است. آرمانهای امام و پیروزی انقلاب باعث شدند که امید ما به آزاد کردن سرزمین‌مان و مقدساتمان تقویت شود. به ویژه که تجربه‌های طولانی ما با جامعه بین‌المللی و سازمانها و طرحهای قدیم و جدید آن، چندان به کارمان نیامدند و ما را حتی یک گام به هدفمان نزدیک نکردند. بلکه بر شرارت دشمنان ما افزودند و اشکال تهاجم و طرحهای توسعه‌طلبانه دشمن را افزایش دادند. دشمن صهیونیستی تمام ارزشها و معیارها را نادیده گرفته و به هیچ فشاری در سطح بین‌المللی هم گردن نمی‌نهد. جز جهاد و شهادت بر ایمان راهی باقی نمانده، با آنکه این مهم هزینه‌ها و دردهای خود را دارد. به هر حال اینها همه از تأثیرات امام راحل و انقلاب اسلامی بود.

حضور: اصولاً آنچه امروز از طرف سازمانهای جهانی به عنوان کشور فلسطین به رسمیت شناخته شده بخش اندکی از فلسطین واقعی است. به عقیده شما چه مشکلاتی برای فلسطین امروز به عنوان یک کشور وجود دارد و در برابر جنایات مداوم صهیونیستها و عدم تمکین آنان به قطعنامه‌های سازمان ملل مسلمانان چه وظیفه‌ای دارند؟

زواوی: باید توجه داشت که فلسطین سرزمین اسلامی مقدسی است. این سرزمین نه فقط به مردم فلسطین، بلکه به تمام مؤمنان به قدسیت فلسطین تعلق دارد. از این رو هیچ کس نمی‌تواند از دست رفتن حتی یک وجب از خاک آن را نادیده بگیرد. اینجا باید به گفته مرحوم سلطان عبدالحمید در پاسخ هرتسل (پایه‌گذار صهیونیسم) اشاره کرد که وقتی هرتسل به او پیشنهاد کرد تمام بدهی‌های عثمانی را پرداخت کند و در مقابل اسکان یهودیان در فلسطین او را نیز غرق پول کند، آن سلطان در پاسخ گفت: اگر تمام طلای دنیا را به من بدهی حتی یک وجب از این خاک مقدس را به تو نخواهم داد. در پس این، دشمن صهیونیستی روابط خود را با کشورهای غربی و در رأس آنها انگلستان استحکام بخشید و انگلستان چندی بعد، یعنی از 24/7/1922 قیومیت فلسطین را برعهده گرفت. باید دانست که صدور وعده شوم «بالفور» در 2/11/1917 بخشی ناگسستنی از وظائف دولت قیمومیت بود و بر تأسیس وطنی ملی برای یهودیان در فلسطین اشعار می‌داشت. همچنین باید از ناکامی غرب در سیطره بر اماکن مقدس اسلامی و عقب‌نشینی وی از سرزمینهای اسلامی پس از اشغال دویست ساله آن یاد کرد. ولی غرب پس از آن صهیونیسم را پرورش داد و توصیه کنفرانس لندن ـ که نخست‌وزیر انگلیس در سال 1907 بانی آن بود ـ را پذیرفت، که تأکید داشت برای رسیدن به هدف، بهترین راه تشکیل مانعی بشری و قدرتمند در قسمتی از خاک منطقه است، یعنی همان جا که اروپا را به جهان کهن و به دریای مدیترانه متصل می‌کند. این منطقه که در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد می‌تواند با ملل منطقه دشمن و با کشورهای اروپائی دوست باشد و منافع آنها را پاس بدارد. این امر در سال 1948 در سرزمین فلسطین محقق شد و به این معنی که جهان غرب به یهودیان کمک کرد تا نظام صهیونیستی را در خاک فلسطین پی‌ریزی کنند. و به این شکل به رویاها و دعاوی تاریخی دروغین خود جامعه عمل بپوشاند. با اینکه قرارداد ظالمانه سازمان ملل متحد مبنی بر تقسیم فلسطین در 29/11/1947، تنها 56 درصد از خاک آن را به دولت یهودی اختصاص داده بود ـ یهودیان در آن موقع تنها 6درصد خاک فلسطین را در اختیار داشتند ـ و44 درصد باقیمانده را به فلسطینیان واگذار کرده بود، ولی دشمن صهیونیستی بیش از 78 درصد از خاک فلسطین را اشغال و اشغال خود را در ژوئن 1967 کامل کرد. و بر قسمتی از خاک مصر و سوریه چیره شده و باعث رانده شدن 800 هزار فلسطینی از کرانه باختری گردید. این تعداد البته غیر از آوارگان رانده شده از فلسطین در سال 1948 بود. هم اکنون نظام صهیونیستی دارای مدرن‌ترین و نیرومندترین سلاحهای نظامی در جهان است و به گفته مسؤولان آن انبار سلاحهای هسته‌ای آنان مشتمل بر 400 کلاهک هسته‌ای است و این البته غیر از موشکها و ضد موشکها و سلاحهای شیمیائی و بیولوژیکی و میکروبی اوست. با این همه از ترس فعالیتهای هسته‌ای صلح‌آمیز ایران همه جهان را به کمک خوانده است. در این دعوای باطل همه قدرتهایی که او را تا به امروز با اسلحه و دلارهای میلیاردی شان سرپا نگهداشته‌اند، حمایت می‌کنند. اسرائیل وحامیانش فراموش می‌کنند که کشورهای عربی بالاتفاق در کنفرانس سران بیروت در ماه سوم سال 2002 به او پیشنهاد داده‌اند که در مقابل به رسمیت شناختن کامل، نیروهای خود را از سرزمین اشغال شده عرب ( از جمله جولان و مزارع شبعا) و سایر اراضی فلسطین بیرون ببرد و بعد از برچیدن شهرکهای صهیونیستی و بازگشت آوارگان و سایر اراضی فلسطین که قطعنامه بین‌المللی 194/48 بر آن تأکید دارد، دولت مستقل فلسطین به پایتختی قدس را به رسمیت بشناسد. ولی اسرائیل با بی‌اعتنایی به این همه، بار دیگر کرانه باختری و نوار غزه را اشغال می‌کند و به کشتار ملت ما ادامه می‌دهد و تمام زیرساختهای دولت ما را از بین می‌برد و بیش از یک میلیون درخت زیتون و مرکبات را از ریشه درآورد، میلیارها دلار خسارت می‌زند و تازه بعد از اینهمه نقش یک قربانی را در مقابل جهانیان بازی می‌کند در حالیکه همچنان به جنایت خود ادامه می‌دهد. بدون تردید این دشمن سعی می‌کند بین ملل عرب و مسلمان شکاف ایجاد کند و این را قبلاً امام راحل خوب درک کرده بود و فرمود: اگر هر مسلمان یک سطل آب بر روی غده سرطانی اسرائیل بریزد قطعاً از بین خواهد رفت.

حضور: شما در بخشی از صحبتهایتان به تلاش اسرائیل در ایجاد شکاف در بین کشورهای اسلامی و گروههای اسلامی اشاره کردید. می‌دانیم که طبق تئوری بن گوریون(از پایه‌گذاران نظام صهیونیستی) اختلافات بین ملل عرب و ملل اسلامی بهترین استراتژی برای دولت یهود است. سؤال اینجاست که با توجه به تلاشهای بزرگان جهان اسلام بخصوص امام خمینی در جهت حفظ وحدت به عنوان جوهره پیروزی در همه عرصه‌ها، بویژه در مسئلة فلسطین، آیا فلسطین از درون هم به سوی وحدت پیش می‌رود یا نه؟

زواوی: در کل اکنون ما به سوی وحدت رهسپاریم و تصمیم داریم عوامل ضعف را از صفوف خود بیرون کنیم. ما همچنان بر جهاد پافشاری می‌کنیم به قدرت ایمان خود نیز اعتقاد داریم و این وجه مشترک همة ماست و این خود نشان از وحدت در درون محسوب می‌شود. ما به وعده الهی که فرمود: «وَ کانَ حقاً عَلَینا نَصرُ المُومنین» و همچنین به قول پیامبر(ص) که فرمود:‌ «شام را از العریش تا رود فرات بر شما خواهد گشود و مردان و زنان و کنیزکان‌تان تا روز قیامت در نبرد هستند» اعتقاد راسخ داریم. پیامبر اسلام از سرزمین ما عروج کرد و شاهد پیامبرانی چون عیسی، موسی، یعقوب، یوسف، اسحاق است. این نعمت و برکتی است که خداوند تنها به ملّت ما ارزانی داشته. پیغمبر اسلام فرمود:« هرکس بخواهد به بقعه‌ای از بقاع بهشت نظر کند، به بیت المقدس نگاه کند.» به هر شکل اینها الگوهای وحدت ما را تشکیل می‌دهند. هرچند که صهیونیستها به شدت به دنبال گسستن آن هستند.

 

از آنجایی که امام خمینی ادامه دهنده راه صالحان بود و کلام او برگرفته از روح قرآن است ما علاوه بر تلاش در جهت ایجاد وحدت بین گروهها در داخل، سعی داریم کشورهای اسلامی را نیز به وحدت دعوت کنیم چراکه ما هر شکستی که تاکنون تجربه کردیم و هر امتیازی که اسرائیلی‌ها از ما گرفته‌اند ناشی از تفرقه بین خودمان بوده. اما باید گفت که اسرائیل برای از بین بردن بنیان این وحدت تلاش بسیاری چه در بین گروههای فلسطینی و چه در جوامع بین‌المللی و یا سازمانهای بین‌المللی انجام می‌دهد. اما استراتژی کلی ما این است که به سوی وحدت حرکت کنیم هرچند که هنوز از ایده‌آل‌مان فاصله داریم.

حضور: اخیراً یکی از توطئه‌هایی که با نظر آمریکا و اسرائیل طراحی شده «نقشه راه» است که صحبتهای زیادی در محافل سیاسی از آن می‌شود. توضیح بفرمائید که اساساً این طرح چه هست؟ چگونه به وجود آمد؟ و آیا این طرح می‌تواند منافع واقعی ملت فلسطین را تأمین کند؟

 

در ابتدا باید بگویم که ما فلسطینی‌ها تجربه‌های فراوانی را از سر گذرانده‌ایم، صدها هزار شهید و اسیر و معلول داده‌ایم و تجربه پناهندگی، فرار و محرومیت از تمام نقاط دنیا درسهایی به ما داده که فهمشان برای کسانی که آنها را تجربه نکرده‌اند دشوار است.

 

نقشه‌های فریبکارانه دشمن صهیونیستی و هم پیمانانش و طرحها و پیشنهادهای رنگارنگی که برما عرضه شده کم نبوده به طوری که هنوز هم زنگ خطرشان در گوشمان طنین انداز است. خوب است که به عنوان مثال به تعدادی از آنها اشاره کنم:

 پس از شکست سال 1948: کمیسیونهای تحقیق، کتابهای سفید، کمیته کینگ براین، کمیته شاو، کمیته جان سیمپسون، طرح لودرمیلک، کنفرانسهای لندن و پاریس؛ اصول کندی، اصول جانسون، طرح راجرز، قطعنامه‌های 242، 338 شورای امنیت و دهها قطعنامه بعدی، طرحهای آلون وایبان و ملک حسن (1969)، و بیانیه 9 دولت بازار مشترک اروپا، بیانیه شوروی و آمریکا، بیانیه ونیز، قطعنامه شورای اروپا در لوزامبورک، طرح ریگان، طرح فاس، طرح برژنف، طرح ملک حسین(1984)، کنفرانس ژنو، قراردادهای اسلو، شرم الشیخ، طابا، وای ریور، کمپ دیوید دوم، و سرانجام اقدام کنونی طرح نقشه راه بوش که از آمریکا شروع شد و بعد از موافقت سازمان ملل و اتحادیه اروپا و روسیه جنبة بین‌المللی پیدا کرد.

پیش از این که به این طرح بپردازم، مایلم از مقام رفیع علمی و فرهنگی ملت ما و تجربه مبارزاتی طولانی آن یاد کنم. مبارزه ملت ما در طول صدسال اخیر هیچگاه متوقف نشده و فرزندان ملت ما هیچگاه از مبارزه مأیوس نبوده‌اند. و از این بابت خدا را شکر می‌کنیم زیرا ما با ماهیت این کشمکش و دول ذینفع در آن ـ ذینفع در ادامه و یا توقف آن ـ خوب آشنا هستیم.

به عقیده من دو طرح وجود دارند که در یک راستا عمل می‌کنند و در یک راستا مکمل یکدیگرند. طرح اصلی که همان طرح غربی است و می‌خواهد بر جهان اسلام و ثروتها و امکانات آن مستولی شود تا بتواند از آنجا بر تمام جهان مسلط گردد و دیگری طرح تابع (طرح صهیونیستی) که تلاش می‌کند طرح اصلی را در رسیدن به اهدافش یاری نماید. مطمئناً توهم تناقض بین این دو طرح و ابزارهای اجرایی آنها ما را از نبرد سختی که برای محافظت از سرزمین و ملت و مقدساتمان داریم، منصرف نمی‌کند. به طرح «نقشه راه» باید از این زاویه نگاه کرد. این طرح می‌گوید که دولت مستقل فلسطین تا سال 2005 یعنی تا دو سال دیگر تشکیل خواهد شد. و بند اول آن خواستار پایان اعمال خشونت‌آمیز (یا به تعبیری پایان انتفاضه) است و بر پایان عملیات شهرک‌سازی و حمله به شهروندان غیرنظامی و اجرای انتخابات در فلسطین براساس قانون اساسی فلسطین مصوب مجلس قانونگذاری فلسطین تأکید دارد. دشمن با این بند سعی دارد جنگ داخلی در فلسطین برپا کند. ولی رهبری فلسطین توانست آتش بس 3 ماهه را برقرار کند و به این شکل از یک سو شکست طرح را به گردن دشمن بگذارد و از سوی دیگر نقشه دشمن را برای ایجاد جنگ داخلی در صفوف ملت فلسطین نقش برآب سازد چرا که چنین جنگی، هم به حکم اخلاق و هم به حکم دین ما، حرام است.

ما می‌دانیم که دشمن در پی راه صلح مسالمت‌آمیزی که منجر به تشکیل دولت مستقل فلسطینی شود، نیست. بلکه می‌خواهد با جنگ داخلی، احتمال برپایی چنین دولتی را ناممکن سازد. می‌خواهد با این طرح ما به دست خودمان، خودمان را از بین ببریم. اما تجربه گذشت ده سال از قرارداد اسلو کافی است تا بفهمیم با دشمن مکاری سرو کار داریم که رویای دیرینی در سر دارد و آن برپایی دولتی است که از فرات تا نیل امتداد دارد. تجربه کمپ‌دیوید دوم نشان داد که دشمن صهیونیستی در پی سیطره بر مسجد مبارک الاقصی است و می‌خواهد معبد سلیمان را بر ویرانه‌های این مسجد بنا کند و آنچه در این مهم یاری‌اش می‌دهد، هم پیمانی‌اش با مسیحیت صهیونیستی در آمریکا است، یعنی همان مسیحیتی که اعتقاد دارد که برپایی اسرائیل در فلسطین وعده الهی است و انهدام مسجدالاقصی و برپایی مجسمه سلیمان بر ویرانه‌های آن ضرورتی برای بازگشت حضرت مسیح(ع) از آسمان و فرمانروایی یهودیان بر این منطقه به مدت هزار سال است و از این قبیل خرافات که تعدادی از رؤسای جمهور آمریکا از جمله بوش و همفکران کنونی‌اش از آن دم می‌زنند.

حضور: اشاره کردید که این طرح از آمریکا شروع شد. بفرمایید بانی اصلی آن چه کسی بود و این طرح به کدامیک از گروههای فلسطینی یا چه شخصی پیشنهاد شد و از زمان شروع تاکنون چه قسمتهایی از آن به مرحله اجرا درآمده است؟

زواوی: این طرح توسط کلینتون رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سال 2000 به شخص رئیس یاسرعرفات پیشنهاد شد که مسجدالاقصی از آن شما باشد و مناطق پائین آن را در اختیار یهودیان قرار دهید و چون یاسرعرفات پیشنهاد را نپذیرفت او را چنین تهدید کرد:

 1. من آخرین رئیس‌جمهور آمریکا هستم که با تو در کاخ سفید ملاقات می‌کند.

 

2. باید در انتظار این باشی که باراک و شارون دست به یکی کرده و علیه تو بجنگد و ما هم طبق اتحاد استراتژیک خود با اسرائیل و در کنار آنها خواهیم بود.

 3. همه کمکهای خود را به شما قطع می‌کنیم.

4. شما را در لیست سیاه تروریسم جا می‌دهیم.

 5. به هم پیمانان خود دستور می‌دهیم از شما رو برگردانند و شما را بیشتر در فشار گذارند.

6. کاری می‌کنیم که سفارت ما به شهر قدس منتقل شود.

 7. منتظر باشید شارون نیم میلیون فلسطینی را آواره کند، به طوری که علاوه بر آوارگان قدیم، دردسر تازه‌ای برایتان ایجاد شود.

8. درست است که در این صورت به یک قهرمان تبدیل می‌شوی ولی در منطقه هیچ رژیمی حاضر به همکاری با تو نخواهد شد.

 الان ما به خوبی می‌بینیم که تهدیدات کلینتون عیناً در سرزمین ما پیاده شده است. نمی‌توان باور کرد که دشمن تمام شهرها و روستاهای ما را از بین ببرد و تأسیسات و زیرساختهای ما را نابود و رهبران ما را ترور کند و حدود 8000 نفر از قهرمانان ما را در بند بکشد. و اراضی ما را مصادره کند و دیواری به طول 350 کیلومتر بین شهرها و روستاهای ما بکشد. آن وقت حاضر باشد ما دولتی برخوردار از حق حاکمیت برای خود داشته باشیم و با ما و برادران ما در جهان عرب و اسلام به حالت همزیستی زندگی کند. چطور می‌توان باور کرد کسی که شهرهای کاملی به نام شهرکهای مهاجرنشین در خاک ما بنا کرده (182 شهرک به اضافه 220 شهرک پراکنده دیگر)، حاضر خواهد شد به راه‌حلهای بین‌المللی گردن بنهد. و این شهرکها غیر از 220 سد خاکی است که بین شهرها و روستاهای فلسطینی کشیده تا ملت ما را وادار کند که یا در برابر این وضع مقاومت کند، یا دردهایش را بپذیرد یا از سرزمین فلسطین برود. واقعیت این است هدف دشمن صهیونیستی هم این است. می‌بینیم که بوش رئیس‌جمهور آمریکا دیوار را مشکلی قلمداد می‌کند و شهرک‌سازی را مانعی در راه صلح می‌شمارد، ولی فقط به همین بسنده می‌کند زیرا از این می‌ترسد که شارون ولابی صهیونیستی در آمریکا کاری بکنند که او در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا شکست بخورد.

حضور: با توجه به اینکه یکی از بندهای طرح «نقشه راه» تشکیل دولت مستقل فلسطینی تا سال 2005 است آیا نقاط روشنی در این طرح وجود دارد که برای مردم فلسطین مفید باشد؟

زواوی: طرح نقشه راه درست است که طرحی آمریکایی است ولی به سبب اینکه در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روسیه مورد ارزیابی واقع گردید و جنبه بین‌المللی پیدا کرده است. اگر این چهار تأیید کننده بخواهند صادقانه به تعهدات خود عمل نمایند و رژیم صهیونیستی را در فشار قرار دهند و آن را وادار به پذیرش آن نمایند علی‌القاعده باید به تأسیس دولت مستقل فلسطینی بیانجامد، یعنی آنچه آرزوی ماست. اما با این همه و به واسطه تجارب گذشته و رفتار این کشورها با نظام صهیونیستی که اغلب مثبت و در جهت مدارای با آنها بوده چندان به تشکیل دولت مستقل فلسطینی خوش بین نیستم.

حضور: گروههای مبارز فلسطینی امروز کدامها هستند؟ مبانی فکری آنها چیست و چه وجوه مشابهی دارند؟

زواوی: نخست باید بگویم که همة رزمندگان فلسطینی برپایی دولت فلسطین و برخورداری از حق حاکمیت به پایتختی قدس شریف را قبول دارند، آن هم بعد از برچیدن تمام شهرکهای صهیونیستی و رفتن شهرک نشینان و بازگشت آوارگان فلسطینی براساس قطعنامه شماره 194 سازمان ملل متحد. از این رو آتش بس فعلی توافقی است برای اینکه راه حل بین‌المللی بتواند فرصت اجرا بیابد. و ما الحمدالله به عنوان فلسطینی ید واحده و دل واحد هستیم و همه ما به خوبی از قدمی که بر می‌داریم آگاهیم و در دل همه کارهایمان به پشتیبانی ملت خود و وحدت ملی آن وابسته هستیم. وحدتی که دارایی گرانبها و ارزشمند ما محسوب می‌شود. از سوی دیگر نیز وحدت مسلمین و حمایت کشورها و ملل دوست نیز ما را دلگرم می‌کند. اما مسئله هویت رزمندگان فلسطینی پایه‌اش مسائل مشترک و اهداف هماهنگ است و این رزمندگان صرفنظر از این که چه مذهبی باشند یا قومی یا ملتی، همه اکنون مشغول فعالیت برای آزادسازی سرزمین فلسطین و پاسداری از شخصیت انسان مظلوم در این سرزمین هستند.

حضور: هدف این دیوارکشی اخیر صهیونیستها چیست؟

زواوی: هدف این دیوار تصرف اراضی جدید و جلوگیری از برپایی دولت مستقل فلسطینی است. طول این دیوار 350 کیلومتر و ارتفاعش در حدود 5 متر و از بتون آرمه ساخته شده و با سیمهای خاردار و تجهیزات الکترونیک و خندقهای عمیق مجهز است. همه اینها باعث می‌شوند که تأسیس دولت فلسطینی مستقل به مثابه یک رویا جلوه کند.

حضور: به نظر شما با توجه به دیدگاههای امام خمینی در مورد فلسطین این اقدامات و توطئه‌های دیگر بخصوص طرح «نقشه راه» چه تأثیری بر آرمان مردم فلسطین خواهد گذاشت؟ آیا آرمان مردم فلسطین به این ترتیب توسط آمریکا و اسرائیل و حامیان آنها به پایان خود نزدیک می‌شود؟

زواوی: سازش در قاموس امام راحل جایی نداشت. چون سرزمین فلسطین سرزمین اسلامی مقدسی است و نمی‌توان از یک وجب آن صرفنظر کرد و اینکه اسرائیل غده‌ای است سرطانی و ناگزیر باید از بین برود. بی‌تردید همه اینها صحیح است زیرا امام چنانکه می‌دانید به راه‌حلهای مرحله‌ای یا جزئی اعتقادی نداشتند. و معتقد بودند که امریکا و قدرتهای بزرگ نمی‌خواهند کاری برای فلسطین بکنند. چنانکه برایتان گفتم مسئله فلسطین تلاقی بین دو طرح اروپایی ـ آمریکایی در شکل وسیع آن از یک جهت و طرح صهیونیستی از طرف دیگر است. غرب، می‌خواهد بر جهان اسلام چیره شود و در رویای یهودیان فرصت خوبی برای برپایی رژیم اسرائیل در فلسطین است. آنها همین را برای برپایی «اسرائیل بزرگ» از فرات تا نیل مستمسک قرار داده‌اند. این هدف احتیاج به نیروی نظامی یا سلطه اقتصادی دارد، یعنی ابر اسرائیل ـ مقصودم از اسرائیل بزرگ ـ آن است که با نیروی نظامی محقق می‌شود. اما مقصود از «ابر اسرائیل نیرویی است که نه فقط با شیوه‌های نظامی بلکه با شیوه‌های دیپلماتیک و علمی و اقتصادی بر جهان مسلط می‌شود. هر کس بخواهد از نقشه‌های دشمن برای آینده و اتحاد استراتژیک بین آمریکا و نظام صهیونیستی سردر بیاورد باید نگاهی به عراق بیاندازد و درباره کشیدن نقشه دیگری برای منطقه فکر کند، نقشه «خاورمیانه جدید» که شیمون پرز به تفصیل در کتابش ـ که به فارسی هم ترجمه شده ـ توضیح داده است.

ضمناً از تلاش شما برای حفظ و گسترش آثار و اهداف امام و انتقال آنها به کشورهای اسلامی و معرفی هرچه بهتر این شخصیت عظیم برای همه دوستداران آزادی، تحسین و تشکر می‌کنم و با اغتنام فرصت به رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، جانشین امام و حافظ راه او درود می‌فرستم و برای ملت ایران که امام راحل عشق به آنان را در قلوب ما کاشت، همچنان که عشق به مردم فلسطین را در قلوب ایرانیان پدید آورد، آرزوی توفیق و سربلندی دارم.[2]

 

قدس و فلسطین دراندیشه روح الله

اشرف آشورى

1- از مصیبتهاى بزرگ مسلمین ، قضیه اسرائیل تجاوزکار است‏و از طرف شاه برخوردار از کمک است و دول اسلامى غالبا در این‏امر مهم حیاتى بى‏تفاوت هستند .صحیفه نور ، ج 2 ، ص 41 .

- در فلسطین یک عده محدودى از این صهیونیست‏ها ، از این‏یهودى‏ها ، یک قسم از این اسرائیل یک عده محدودى این قدر ممالک‏عربى را که بیش از صدمیلیون جمعیت دارد ، طورى کرده است که یابعضى‏شان تسلیم او شده‏اند ، بعضى‏شان هم نمى‏توانند هیچ‏کارى بکنند.

مى‏گویند آمریکا پشت‏سر اوست . خیر بى‏عرضه هستید ، بى‏عرضه‏اند. . . اگر این قدرت ، قدرت صد میلیونى عرب باهم مجتمع بشوند ،آمریکا هم نمى‏تواند کارى بکند ، اروپا هم نمى‏تواند هیچ جانمى‏تواند کارى بکند . اگر یک وقت استشمام این را کردند که این‏دول عربى مى‏خواهند باهم مجتمع بشوند ، یک کارى بکنند برهم‏بخورد این اجتماعشان ، مثلا رئیس جمهور مصر را ببرند به آنجا .صحیفه نور ، ج 2 ، ص 248 .

 

3- ما در قضیه فلسطین همیشه مخالف با شاه و اسرائیل وپشتیبانان آنان بوده و با شما همصدا بودیم و مظالم اسرائیل رابه ملت‏ها رساندیم و حال که ملت ایران در زیر چکمه دژخیمان شاه‏و در حصار تانگ‏ها و توپ‏ها و مسلسل‏هایى است که از سربازان‏اسرائیلى در خیابان‏هاى تهران براى کشتار ملت‏بى‏دفاع ایران ازآنها کمک گرفته ، با ملت مظلوم ما همصدا شوید .صحیفه نور ، ج 2 ، ص 107 .

 4- جهان عرب باید بداند امروز ضربه‏اى که صدام و سادات به‏آنها زده‏اند ، چنان وحشتاک است که تنها با اتحادشان مى‏توانندجبران نمایند . . . آیا وقت آن نرسیده است که ملت مبارز و غیورفلسطین بازى‏هاى سیاسى مدعیان مبارزه با اسرائیل را شدیدا محکوم‏نموده و با سلاح گرم سینه اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین رابشکافد ؟صحیفه نور ، ج 15 ، ص 125

5- روز قدس که همجوار شب قدر است ، لازم است که در بین‏مسلمانان احیا شود و مبداء بیدارى و هشیارى آنان باشد . . . درروز قدس که آخرین روزهاى شهرالله اعظم است ، سزاوار است که همه‏مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگى شیاطین بزرگ و ابرقدرت‏هارها شده و به قدرت لایزال الله بپیوندند . . .صحیفه نور ، ج 15 ، ص 73

6- هان اى مسلمانان جهان و مستضعفان گیتى . . . تاکى بایدقدس شما در زیر چکمه تفاله‏هاى آمریکا ، اسرائیل غاصب پایکوب‏شود ؟ تاکى سرزمین قدس ، فلسطین ، لبنان و مسلمانان مظلوم آن‏دیار در زیر سلطه جنایتکاران بسر ببرند و شما تماشاچى باشید وبعضى حکام خائن شما آتش بیار آنان باشند . . . تاکى به جاى‏مقابله با دشمنان اسلام و براى نجات قدس از اسلحه‏گرم و قدرت‏نظامى و الهى غفلت نموده و با کارهاى سیاسى و برخوردهاى‏سازشکارانه با ابرقدرت‏ها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت‏جنایت‏هاى بى‏امان داده و شاهد قتل عام‏ها باید بود ؟ . . .همان

7- روز قدس را زنده نگه دارند . امید است‏بازنده نگه داشتن‏این روز بى‏تفاوتى‏ها زائل شود و غفلت‏ها مرتفع گردد . . . ملت ودولت و مجلس و ارتش و سایر قواى مسلح ایران که امروز با وحدت‏اسلامى و انسجام الهى صف واحد هستند ، مصمم‏اند که . . . تابرگشت قدس و فلسطین به دامن مسلمین ، از لبنان و قدس عزیزپشتیبانى نمایند .همان .

 8- مسلمانان جهان باید «روز قدس‏» را روز همه مسلمین ،بلکه مستضعفین بدانند .همان .

9- از اول مبارزات ، قضایاى لبنان و فلسطین جزء مقاصد اصلى‏ما بوده است . . . اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله بگویند، ما قبول نداریم ، چرا که آنها مى‏خواهند سرما کلاه بگذحرند .آنها که صحبت از صلح مى‏کنند ، مى‏خواهند منطقه را به جنگ بکشند.صحیفه نور ، ج 15 ، ص 209

10- اسرائیلى که خون مسلمین را مکیده است و فلسطین را قدس‏را آن طور کرده است . . . حالا ما موظفیم که حافظ او باشیم ،همه تامین کنیم او را ! آن کسى که از اول که وارد شده است درقدس و فلسطین ، همه کارهایش غاصبانه بوده است ، حالا ما به‏رسیمت‏بشناسیم ، . . . اگر نقطه مثبتى که بعضى‏ها مى‏گویند این‏است که یکى از مواد این است که اسرائیل خارج بشود تا جنگ گذااز تا آن حدودى که در جنگ کذاست این از نقاط منفى این است .این معنایش این است که اسرائیل این همه جاها را که گرفته است ،مال خودش حالا یک چند جا را هم رها کند . . .صحیفه نور ، ج 15 ، ص 225 .

11- اگر ما همه از بین برویم بهتر است از این که ذلیل باشیم‏زیر دست صهیونسیم و زیر دست آمریکا

همان .

 12- ما اکنون نیز تکرار مى‏کنیم که تا ملت‏هاى اسلام ومستضعفان جهان بر ضد مستکبران جهانى و بچه‏هاى آنان خصوصااسرائیل غاصب قیام نکنند ، دست جنایتکار آنان از کشورهاى اسلامى‏کوتاه نخواهد شد و این غده سرطانى از بیت المقدس و لبنان اخراج‏نخواهد گردید .صحیفه نور ، ج 15 ، ص 158 .

13- همه دست‏به دست هم دادند که نگذارند که ملت فلسطین ،این راهى را که الان پیش گرفته است ، باقى باشد ، یا به صورت‏دلسوزى براى فلسطین که حیف فلسطین دارد چه مى‏شود . خوب است که‏مثلا یک قدرى مماشات کنند تا کار درست‏بشود و ملت فلسطین بداندکه اگر یک قدم عقب بگذارد ، راجع به همین معنایى که الان در دست‏دارد ، دو باره بر مى‏گردد به آن حال اول .صحیفه نور ، ج 20 ، ص 179 .

 14- ملت‏هاى مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب‏انزجار و تنفر خویش را از سازشکارى و مصالحه رهبران ننگین وخودفروخته‏اى که به نام فلسطین ، آرمان مردم سرزمین‏هاى غصب شده‏و مسلمانان این خطه را به تباهى کشیده‏اند ، به دنیا اعلام ونگذارند این خائنان بر سر میز مذاکره‏ها و رفت و آمدها ، حیثیت‏و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین (را) خدشه‏دار کنند که‏این انقلابى‏نماهاى کم شخصیت وخود فروخته به اسم آزادى قدس به‏آمریکا و اسرائیل متوسل شده‏اند .

صحیفه نور ، ج 20 ، ص 115 .

 15- عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین مى‏گذرد ،سکوت و سازش سران کشورهاى اسلام و طرح مماشات با اسرائیل غاصب‏بیشتر وحتى از تبلیغ و شعارهاى بیت المقدس هم خبرى به گوش‏نمى‏رسد . . . نکند اینان تصور کرده‏اند که گذشت زمان سیرت وصورت جنایت‏هاى اسرائیل و صهیونیزم را دگرگون ساخته‏است و گرگ‏هاى‏خون آشام صهیونیزم از فکر تجاوز و غصب سرزمین‏هاى نیل تا فرات‏دست‏برداشته‏اند .همان .

 

16- مسوولین محترم کشور ایران و مردم ما وملت‏هاى اسلامى ازمبارزه با این شجره خبیثه و ریشه‏کن کردن آن دست نخواهند کشید .

. . و با تشکیل هسته‏هاى مقاومت‏حزب الله در سراسر جهان اسرائیل‏را از گذشته جنایت‏بار خود پشیمان و سرزمین‏هاى غصب شده مسلمانان‏را از چنگال آنان خارج کرد . . . اطمینان مى‏دهم ملت ایران شمارا تنها نخواهد گذاشت .همان .

17- ما شاهد بودیم که درزمانى که مسلمین با کفار اسرائیل درحال جنگ بودند ، دولت ایران به امر شاه دولت اسرائیل را به‏رسیمت‏شناخت و علما مخالفت کردند . ما شاهد کمک‏هاى این مردسیاه دل به اسرائیل بودیم و در حالى که مسلمین را آواره‏مى‏کردند و به خاک و خون مى‏کشیدند ، نفت و اسلحه و کمک‏هاى دیگرى‏که بودجه آن از خون و دسترنج ملت ایران تهیه مى‏شد ، در اختیارآنها مى‏گذاشت . . . وظیفه اسلامى و ملى شماست که اضافه بر وظایف‏انقلابى‏تان در راه آزاد کردن سرزمین فلسطین ، در راه وحدت دول‏عرب و اتفاق کلمه آنها جدیت و فداکارى کنید . . . آرزوى ما آن‏است که سرزمین فلسطین و مسجد اقصى از صهیونیسم تطهیر شود ومردم فلسطین به سرزمین خویش باز گردند .صحیفه نور ، ج 20 ، ص 248

18- اکیدا شایسته و بلکه واجب است که قسمتى از وجوه شرعى‏مانند ذکوات و سایر صدقات به مقدار کافى به این مجاهدان راه‏خدا اختصاص داد به مجاهدانى که در صفوف نبرد و فداکارى به‏منظور ازبین بردن صهیونیسم کافر ضد بشرى مى‏جنگند .صحیفه نور ، ج 20 ، ص 138

19- . . . هنگامى که مى‏بینید خون‏هاى برادران و خواهران‏بى‏گناه شما در سرزمین‏هاى مقدس فلسطین جارى است و هنگامى که‏مشاهده مى‏کنید سرزمین‏هاى ما به دست صهیونیست‏هاى تبهکار ویران‏گشته ، در این شرایط هیچ راهى جز ادامه جهاد نمى‏ماند و برهمه‏مسلمانان واجب است که کمکهاى مادى و معنوى خود را در این جهادمقدس صرف کنند .همان .

 20- بهترین راه این است که مردم مسلمان ایران با همه‏امکاناتشان بکوشند داد و ستد خود را با صهیونیست‏هاى داخلى وغیر از آنان که در ایران هستند ، به طور کلى قطع نموده و ازلحاظ روحى ومادى آنان را مستاصل و بیچاره نمایند . نکته‏اى که‏هیچ‏جاى تردید در آن نیست ، اینکه وظیفه هر فرد مسلمانى که دردورترین نقاط جهان اسلامى به سر مى‏برد همان وظیفه‏ایست که خلق‏مسلمان فلسطین بدان موظفند . «المسلمون ید واحده على من‏سواهم یسعى بذمتهم ادناهم‏»همان .

21- براى آزادى سرزمین اسلامى فلسطین از چنگال صهیونیسم دشمن‏سرسخت اسلام و انسانیت چاره‏اندیشى کنید . از مساعدت و همکارى بامردان فداکارى که در راه آزادى فلسطین مبارزه مى‏کنند ، غفلت‏نورزید .

صحیفه نور ، ج 20 ، ص 156 .

 22- این اختلافات سران کشورهاى اسلامى است که مشکله فلسطین رابه وجود آورده ، نمى‏گذارد حل شود .

صحیفه نور ، ج 20 ، ص 157 .

 23- اسرائیل با تبانى و همفکرى دولت‏هاى استعمارى غرب و شرق‏زائیده شد و براى سرکوبى و استعمار ملل اسلامى به وجود آمد وامروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانى مى‏شود .

صحیفه نور ، ج 20 ، ص 186

24- امروز ماناظر جهاد مبارزین فلسطینى در راه سپردن سرنوشت‏فلسطین به فلسطینى‏ها هستیم ، ناظر مجاهدانى هستیم که جان برکف‏به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادى فلسطین وسرزمین‏هاى اشغال شده ، بپا خاسته‏اند ، ناظر آنچه که دیروزدست‏نشاندگان استعمار در اردن وامروز در لبنان بر سر این‏مجاهدان آوردند ، ناظر تبلیغات و توطئه‏هایى که علیه آنان به‏انحاء مختلف همگى به تحریک و به دست گماشتگان استمعار و به‏منظور جدا کردن گروه‏هاى مسلمان از مبارزان فلسطینى و به خاطربیرون کردن مبارزه از مناطق سوق الجیشى انجام مى‏گیرد ، هستیم .صحیفه نور ، ج 20 ، ص 193

25- در این موقع که آتش جنگ بین مسلمین و کفار صهیونیست‏شعله‏ور است و ملت اسلام براى احقاق حق خود از اسرائیل غاصب جان‏برکف نهاده ، در میدان‏هاى نبرد فداکارى مى‏کنند ، به امر شاه‏دولت ایران ، به مناسبت‏سالروز جشن دوهزارو پانصد ساله درسراسر کشورجشن بپاکرده‏است ; جشن براى شاهان خونخوارى که نمونه‏آنان امروز مشهود است . مسلمین براى مجد و عظمت اسلام و آزادى‏فلسطین در خاک و خون مى‏غلطند ، ولى شاه ایران براى رژیم مبتذل‏شاهنشاهى جشن و سرور به پا مى‏کند . مى‏توان گفت که این صحنه‏سازى‏ها و دستگیرى‏ها براى سرگرم کردن ملت ایران به مصیبت‏هاى خود ودور نگهداشتن اذهان از جنگ ملت اسلام با اسرائبل است .صحیفه نور ، ج 20 ، ص 206

26- ملت‏شریف و مسلمان ایران از هر راه ممکن برادران مسلمان‏خود را در آزادى سرزمین فلسطین و نابودى صهیونیسم کمک نمایند .همان ، ص 210

27- ما طرفدار مظلوم هستیم ، هرکسى در هر قطبى که مظلوم‏باشد ما طرفدار آنها هستیم و فلسطینى‏ها مظلوم هستند واسرائیلى‏ها به آنها ظلم کرده‏اند ، از این جهت ما طرفدار آنهاهستیم .همان ، ج 4 ، ص 3 .

 28- کمپ دیوید چیزى جز یک فریب و بازى سیاسى براى ادامه‏تجاوز اسرائیل به مسلمین نیست . من بیش از پانزده سال است که‏در اعلامیه‏ها و سخنرانیهاى خود اسرائیل را محکوم کرده و از ملت‏فلسطین و سرزمین آنان دفاع کرده‏ام . اسرائیل غاصب است و هرچه‏زودتر باید فلسطین را ترک کند و تنها راه حل این است که‏برادران فلسطینى هرچه زودتر این ماده فساد را نابود گردانند وریشه استعمار را در منطقه قطع کنند .صحیفه نور ، ج 4 ، ص 26 .

29- قدس مال همه مسلمانان است .صحیفه نور ، ج 10 ، ص 5 .

 30- کشورهاى اسلامى . . . با تمام نیرو از آرمان فلسطین ولبنان عزیز دفاع کنند . کشورهاى اسلامى باید از سازمانهاى آزادى‏بخش سراسر جهان دفاع کنند . ما توطئه مصر و آمریکا و اسرائیل‏را براى درهم کوبیدن نهضت‏بزرگ مردم مبارز فلسطین شدیدا محکوم‏مى‏کنیم .صحیفه نور ، ج 10 ، ص 79 .

31- ان‏شاء الله فلسطین آزاد بشود و بیت المقدس آن که مسجدهمه مسلمین است ، به حال اول برگردد .همان ، ج 14 ، ص 148 .

 32- بیت المقدس باید به مسلمین برگردد .همان ، ج 3 ، ص 105 .

33- اگر جلوى این جرثومه فساد گرفته نشود ، طمع او بر تمام‏منطقه است و او قناعت نمى‏کند برفقط فلسطین و مسجد اقصى .همان ، ج 6 ، ص 50 .

34- ما با کمونیسم بین‏الملل به همان اندازه در ستیزیم که باجهان‏خواران غرب به سرکردگى آمریکا و با صهیونیزم و اسرائیل‏شدیدا مبارزه مى‏کنیم .صحیفه‏نور ، ج 12 ، ص 19 .

35- سزاوارتر آن که با ملت‏بپا خاسته مظلوم در اراضى اشغالى‏فلسطین همصدا شده و از تظاهرات و قیام آنان در مقابل ستم‏هاى‏اسرائیل پشتیبانى عملى‏کنند .همان ، ج 16 ، ص 103 .

 36- ما باید فلسطین را ، قدس را آزاد کنیم .همان ، ج 16 ، ص 20

37- مساله قدس . . . یک مساله خصوصى به یک کشور و یا یک‏مساله مخصوص به مسلمین جهان در عصر اضرنیست‏بلکه حادثه‏اى است‏براى موحدین جهان و مومنان اعصار گذشته و حال وآینده از روزى‏که مسجد الاقصى پى‏ریزى شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستى‏در گردش است . و چه دردناک است‏براى مسلمانان جهان درعصر حاضرکه با داشتن آن همه امکانات مادى و معنوى در مرئى و منظر آنان‏به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالى قدرش این چنین جسارت واقع‏شود . . . و چه شرم‏آور است‏سکوت درمقابل این فاجعه بزرگ تاریخ‏و چه زیبا بود که بلندگوهاى مسجد الاقصى از همان روز که اسرائیل‏این عنصر خبیث دست‏به کار این جنایت عظیم شده بود ، به صدا درمى‏آمدند . اکنون که خون جوانان عزیز فلسطین دیوارهاى مسجد قدس‏را رنگین کرده است و در مقابل مطالبه حق مشروعشان از مشتى‏دغلباز با مسلسل جواب شنیده‏اند ، براى مسلمانان غیرتمند عارنیست که به نداى مظلومانه آنان جواب ندهند ؟صحیفه نور ، ج 16 ، ص 128 .

 38- تکلیف ملت‏ها در آستان روز قدس . . . آن است در اجتماعات‏و راهپیمایى‏هاى خود از دولت‏هاى خویش به طور جدى بخواهند که باقدرت نظامى سلاح و نفت در مقابل آمریکا و اسرائیل به مقابله‏برخیزند . من به سران فلسطینى نصیحت مى‏کنم که دست از رفت وآمدهاى خودشان برداشته و با اتکاء به خداوند متعال ، مردم‏فلسطین و اسلحه خویش تا حد مرگ با اسرائیل بستیزند ; چرا که‏این رفت وآمدها موجب مى‏شود که ملت‏هاى مبارز از شما دلسرد شوند.صحیفه نور ، ج 16 ، ص 228 .

39- مى‏گفتند بعد از فشار زیادى که روى ائمه جمعه آنجا (حجاز) آمد که راجع به فلسطین صحبت کنید آنها با چند کلمه دعا که‏خداوند مسلمین را از شر اسرائیل نجات دهد ، اکتفا کردند و همه‏کتک‏ها که حجاج ما خوردند وآن حبس‏ها را کشیده و اهانت‏شدند به‏خاطر این بود که اسم اسرائیل برده نشود ; چون آنان مى‏گفتنداین‏گونه حج ، خلاف سنت رسول الله و بدعت در اسلام است .صحیفه نور ، ج 17 ، ص 53 .

 40- مسلمانان و خصوصا مظلومان منطقه بدانند که اسرائیل باتغییر و تبدیل مهره‏ها که شاید براى اغفال رزمندگان فلسطین ولبنان باشد ، هیچ گاه از مقصد شوم خود که حکومت‏بر کشورهاى‏مسلمین از نیل تا فرات است ، منصرف نخواهد شد . کسانى که ازاسرائیل حمایت مى‏کنند باید بدانند که افعى گزنده را درحمایت‏خود قوى مى‏کند .صحیفه نور ، ج 18 ، ص 93 .[3]

 

 

یک سند تازه و منسوب به امام درباره فلسطین

رسول جعفریان

در اوائل سال 1327 ش مصادف با 1949 میلادى ماجراى فلسطین و نزاع میان مسلمانان و صهیونیستها بالا گرفت و در نهایت‏با حمایت کشورهاى غربى، کشور اسرائیل تاسیس شد . این مساله با اعتراض سراسرى مسلمانان روبرو شد و درایران نیز بسیارى از رهبران مذهبى - و نه ملى - دست‏به کار شده و با برپایى تظاهرات و نشستها و صدور اعلامیه‏ها همراهى خود را با جهان اسلام نشان دادند . (در این باره بنگرید به: آیین اسلام، س‏5، ش‏8، صص‏8، 10 - 11) در این میان، فدائیان اسلام و اتحادیه مسلمین و بسیارى از چهره‏هاى منفرد مانند مرحوم طالقانى، مرحوم سید غلامرضا سعیدى و عده‏اى دیگر، فعال بودند . مطبوعات مذهبى این دوره مانند نشریه آیین اسلام و دنیاى اسلام و پرچم اسلام، اخبار مربوط به فلسطین و همراهى شیعیان ایرانى را با فلسطین منتشر مى‏کردند . در این زمان، آیت الله سید محمد بهبهانى - فرزند سید عبدالله بهبهانى از رهبران روحانى مشروطه - از علماى موجه تهران بود . به همین مناسبت، وى از شمارى از علما دعوت کرد تا در این‏باره اندیشه کرده، نامه‏اى براى پاپ بنویسند . آن زمان، امام خمینى رحمة الله علیه گهگاه به تهران مى‏آمد و در محافل علما شرکت مى‏کرد . ایشان در نشستى که براى تدوین این نامه در منزل آیت الله بهبهانى تشکیل شد، شرکت کرد . قرار بر آن شد تا حاضرین، هر کدام متنى را بنویسند تا در جلسه بعدى، مورد بررسى قرار گرفته و یکى از آنها انتخاب و ارسال شود .

روز بعد علما در خانه مرحوم بهبهانى گرد آمدند و متنهاى تهیه شده توسط علما در جمع خوانده شد . در این میان، متنى که امام خمینى نوشته بود، مورد پذیرش قرار گرفت و از طرف مرحوم بهبهانى که عنوان رئیس العلمائى داشت‏براى پاپ ارسال شد .

همان زمان این نامه در نشریه آیین اسلام و دنیاى اسلام به چاپ رسید و جوابیه کوتاهى هم از سوى نماینده پاپ در ایران به آن داده شد که باز در مطبوعات وقت‏به چاپ رسید . بعدها حکایت این مطالب را امام خمینى براى آیت الله شیخ جعفر سبحانى که آن زمان از شاگردان ایشان بود، نقل کردند . چندى قبل حضرت آقاى سبحانى اصل مطلب را به بنده فرمودند و من با مراجعه به نشریه آیین اسلام، نامه را یافتم که تصویر آن را عینا در اینجا به چاپ مى‏رسانم .

به نظر مى‏رسد که نثر آن نامه، بخوبى مى‏تواند نشان دهد که قلم، قلم امام خمینى است . نامه بسیار با سیاست تنظیم شده و نکات مهمى را در ارتباط میان سه جامعه مسلمان، مسیحى و یهودى یادآور و از پاپ خواسته شده است تا در برابر تجاوز یهود موضعگیرى کند .

اکنون که بار دیگر مساله فلسطین اوج گرفته است، نامه آن رهبر عظیم الشان را که دغدغه فلسطین یکى از مهم‏ترین دغدغه‏هاى ایشان در تمام دوره زندگیشان بود . تقدیم خوانندگان عزیز مى‏کنم .

تلگراف آیت الله بهبهانى به پاپ اعظم

جناب قدسى خطاب پاپ اعظم واتیکان

لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود والذین اشرکوا و لتجدن اقربهم مودة للذین آمنوا الذین قالوا انا نصارى ذلک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لایستکبرون (سوره مائده آیه 82)

خبرهاى اسف انگیز فلسطین در محافل روحانى و ملى کشور ایران تاثیرات عمیقى کرده و نظر مراکز حساس روحانیت را به خود جلب نموده است .

فتنه‏انگیزى و ماجراجوئى جمعیت لجوج و حریص یهود چندان موجب تعجب نیست زیرا سوابق سؤ آنها روى تاریخ بشریت را سیاه کرده است و بحکم قضاوت تاریخ باید این جمعیت را دشمن نوع بشر دانست . تنها چیزى که مایه تعجب و تحیر بسیار است پشتیبانى پاره‏اى ملل مسیحى از آنها و برسمیت‏شناختن دولت پوشالى اسرائیلى است . همان مردمى که قلب عیسى مسیح را در آسمان رفعت جریحه‏دار کردند همان جمعیتى که مریم صدیقه را به ناسزا و بى‏ادبى یاد کرد . همان افرادى که امروز هم در محافل مذهبى آنها مریم پاک را به خلاف عفت‏یاد مى‏کند این ضربتهاى جگر خراش معنوى است که از این یک مشت جهود عنود به مذهب عیسوى وارد شد . در مقابل تنها کسى که به مخالفت آنها برخاست پیغمبر بزرگ اسلام بود که کتاب آسمانى خود را در دست گرفت و به جهانیان اعلان عظمت مسیح و عصمت مریم صدیقه را نمود . آرى اسلام در مقابل جمعیت‏یهود قیام کرد و دامن عفت مادر مسیح را از لوث ناسزاهاى آنها تنزیه نمود و یکسوره در شان مریم و عظمت او براى جهانیان و برسوائى یهود از منبع وحى دریافت نمود . اکنون ملت نصارى جبران خوبیهاى اسلام را بدین نحو مى‏نماید و با دشمنان عیسى مسیح دست‏برادرى میدهد و بر علیه مسلمین و اسلام قیام و اقدام مى‏کند؟

اینست پاداش ملت نصارى در مقابل خدمت اسلام به مسیح و مریم صدیقه، باز اینقدرها تعجب و تاثر ندارد که بعضى از رجال سیاسى دست دوستى و برادرى به دشمن عیسى و مادر معصومه‏اش بدهند لیکن در محافل مذهبى و ملى مسلمین یک نکته با کمال تعجب تلقى مى‏شود و آن نکته اینست که چه شده است که محافل روحانى مسیحیت‏به جاى آنکه دولتهایى را که با دشمنان مسیح دست دوستى داده و با آغوش باز آنها را پذیرفته‏اند به خطاى خود آگاه کند و ملل دیندار عیسوى را از خواب غفلت‏بیدار کند، به سکوت فرو رفته و وظیفه روحانى خود را انجام نمى‏دهد؟

اینک اینجانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصا پیروان و روحانیون مذهب مقدس شیعه ایران تنفر خود را از جمعیت متعدى یهودى و کسانى که با آنها همراهى مى‏نمایند به تمام ممالک عالم و مخصوصا بمقامات بزرگ روحانیت ملت مسیح اعلان مى‏کنم و از خداوند متعال نصرت مسلمین و خذلان متجاسرین را خواهانم .

در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم که به ملل مسیحى تذکر دهند که از این جمعیت‏یهود که دست تعدى به جان و مال مسلمین مظلوم دراز کرده‏اند پشتیبانى ننموده و عواطف چند صد ملیون مسلمین را براى خاطر یک مشت‏یهود فتنه جو جریحه‏دار ننمایند و البته این معنى در خور مقام روحانیت پاپ که همیشه رهبر و هادى ملت هستند مى‏باشد .

محمد الموسوى البهبهانى

متن بیانیه از تصویر ارائه شده واضح است . اما پاسخ نماینده پاپ بدین شرح است:

چون یک نسخه از تلگرافى که حضرت آیت الله بهبهانى به پاپ اعظم واتیکان در موضوع فلسطین مخابره نموده‏اند براى اطلاع نماینده پاپ در تهران فرستاده شده بود، اینک نماینده پاپ شرح زیر را در جواب ارسال داشته است:

بعد از عنوان: افتخار دارم که مراسله جنابعالى به ضمیمه کپیه تلگراف شما به حضرت آقاى پاپ را زیارت کنم . من در اقدام و نوشتن این موضوع به واتیکان قصور نخواهم کرد . لکن لازم است قبلا عرض کنم که قدسى م‏آب پاپ از قضایاى فلسطین خیلى متاثر است و در دهم اردیبهشت ماه [1327ش] به کلیه کاتولیک‏هاى دنیا دستور داده است که دعا کنند که قضیه فلسطین منجر به خونریزى نشود و صلح و صفا را در فلسطین از خدا بخواهند . و رونوشت نامه پاپ به ضمیمه ارسال مى‏شود . احترامات فائقه را تقدیم مى‏دارم .[4]

 

 

 

 

 

فلسطین در چشم‏انداز امام خمینى

سرویس سیاسى "حضور"

دیار فلسطین، محل ظهور و موطن و مزار حضرت موسى (ع) و زادگاه و مزار حضرت عیسى و نخستین قبله گاه مسلمین، همواره کانون توجه و احترام مذاهب بزرگ دنیا و همه ملل جهان است. مسلمانان همواره اکثریت مطلق جمعیت فلسطین را دارا بودند وقرن‏ها در سایه حکومت مسلمین، همه مذاهب و فرق در همزیستى کامل زندگى کردند اما از هنگامى که با دسایس استعمارى،تسلط انحصارى صهیونیزم و نادیده گرفته حقوق اکثریت‏ساکنان آن دیار آغاز شد، به پایگاه استعمار در منطقه و کانون تهدید وتفرقه در منطقه حساس خاورمیانه تبدیل گردید.

 در نیم قرن اخیر مبارزات آزادیبخش مسلمانان مظلوم فلسطین افت و خیزهاى فراوانى را پشت‏سر گذاشت و وابستگى اغلب حکومت‏ها در سرزمین‏هاى اسلامى به استعمار، مسلمانان مجاهد فلسطین را از پشتوانه وسیع هم کیشان محروم ساخته وجنبش ضدصهیونیستى را به نوعى رکود کشانیده بود. با وقوع انقلاب اسلامى ایران در سال 1357، روح جدیدى در کالبد مبارزات ضدصهیونیستى دمیده شد. اگر در یک تحلیل جامع و کلى تر بخواهیم به عوامل و موانع اوجگیرى مبارزات ملت فلسطین پس ازانقلاب اسلامى اشارتى داشته باشیم مى‏توان گفت که وقوع انقلاب اسلامى و به تبع آن نفوذ معنوى و شخصیت امام خمینى ومواضع وى جزو عوامل اوجگیرى مبارزات و تحول روش و ایدئولوژى مبارزه و سرانجام پیدایش انتفاضه بود. اما موانع آن بطورکلى در این بود که "انقلاب اسلامى در مرحله‏اى از پیشرفت تکنولوژى و اوج تکامل صنعتى دنیاى غرب واقع شد که در برابر مسائل و دشوارى‏هاى بسیار پیچیده‏اى براى تداوم راه خود و تقویت جنبش‏هاى موازى قرار مى گرفت که امپریالیزم رسانه‏اى، تنها به عنوان نمونه‏اى از آن موانع، قادر بود در افکار عمومى مردم جهان و حتى در داخل کشور، رسوخ کرده و با بهره‏گیرى از روشهاى پیچیده روانشناختى و خبرى در سطحى وسیع دست‏به سمپاشى، تاثیرگذارى و مقابله بزند و جهان را علیه اهداف انقلاب اسلامى متحد سازد و یا آنرا در جنگى نابرابر قرار دهد که یک طرف آن متکى به آواکس‏ها و ماهواره‏ها و پیچیده ترین و پیشرفته ترین امکانات باشد و طرف دیگر متکى به نیروهاى انسانى مومن و فداکار." (1)

انقلاب اسلامى در چنان شرایطى پیروز شد و خط مشى حمایت از جنبش‏هاى آزادیبخش و نیز مبارزات فلسطین را در پیش گرفت. در زمانى که جهان در آستانه ورود به دوران تمدن سوم، عصر رایانه ها، عصر انفجار اطلاعات و پیدایش تکنولوژى ارتباطات دوسویه و آمیزش‏هاى فرهنگى، وحدت جهانى و ظهور علائم فروپاشى ابرقدرت شرق بود و پدیده‏اى موسوم به نظم نوین جهانى شکل مى‏گرفت و در درون خود شبکه‏هاى سنتى سلطه را نیز حفظ مى‏کرد. زمانى که ستیزه‏هاى بین‏المللى به تدریج‏به سود قدرتمندان جهانى تبدیل به همکارى بین المللى شده و نظام استعمار و سلطه شکل نوینى گرفت و اکنون که در آخرین سال‏هاى قرن بیستم هستیم، نظم نوین جهانى با پشتیبانى قدرتهاى نظامى و فوق صنعتى در شرف وقوع است، امریکا با هجوم گسترده موسوم به جنگ نفت علیه عراق (به بهانه اشغال کویت توسط آن کشور) زهرچشمى از اعراب و دولتهاى مترقى عرب گرفت. به لیبى حمله کرد و در بمباران مقر حکومت قذافى رهبر لیبى، تنى چند از اعضاى خانواده او کشته شدند اما آب از آب تکان نخورد ودنیاى اسلام فقط نظاره گر این حادثه بود اکنون در سایه راه‏اندازى بحران‏ها و جریانات انحرافى (و سرگرم کردن مسلمانان به مسائل متفرقه و پرداختن به مسائلى نظیر انفجار بوئنوس آیرس، خطر هسته‏اى ایران و پاکستان و ... ادعاى مالکیت‏سه جزیره ایرانى توسط امارات و جنگ داخلى بوسنى و صرب و غیره) مسئله فلسطین را مى‏خواهند حل کنند و سوریه را که سال‏ها بر موضع سازش ناپذیرى با اسرائیل پاى مى‏فشرد مجبور به مذاکره و سازش کرده‏اند. کشور اسلامى سومالى توسط امریکایى‏ها اشغال شد و جنوب عراق در تصرف قواى امریکایى هاست امریکایى‏ها نفت عراق را خود استخراج مى‏کنند و مى‏فروشند و پس از کسر کردن غرامت جنگى و هزینه قشون خویش، هرچه را که خواستند به دولت عراق مى‏پردازند. خلیج فارس نیز جولانگاه ناوگان‏هاى امریکایى گردیده است و دنیاى اسلام در برابر همه این فجایع خاموش است و گاه به اعتراضات شفاهى اکتفا مى‏کنند.

اکنون جو غالب بر اعراب جو مذاکره، سازش و تسلیم در برابر اسرائیل است. هنگامى که سادات قرارداد کمپ دیوید را امضاء کرد،مصر از جرگه اعراب اخراج شد و امروز نه تنها مصر به جرگه اعراب بازگشته است که افتخار تقدم سازش با اسرائیل و به سمیت‏شناختن آن را نیز به دوش مى‏کشد و ممالک مترقى ضدصهیونیستى هم اسرائیل را به رسمیت مى‏شناسند و بدینسان یک اقلیت کوچک یهودى اراده خویش را به یک میلیارد مسلمان تحمیل و بر آنان حکمفرمایى مى کند.

 

ما این حوادث را به مثابه برگى از کتاب براى آیندگان ثبت مى‏کنیم تا آیندگان بدانند خادم و خائن چه کسانى بودند و روندانحطاط چگونه آغاز شد و چه کسانى تا واپسین دم از حقوق غصب شده یک ملت دفاع کردند و ....

در روزگارى که، افشاى صهیونیزم حتى در ممالک غربى مدعى دمکراسى، تهدید، ترور و محاکمه در پى داشت و نشانه نفوذصهیونیزم بر ارگانهاى حکومتى آنان بود و یا در برخى از ممالک جهان سوم مانند حکومت‏شاه در ایران که سازمان اطلاعات وامنیت آن (ساواک) با همکارى اسرائیل طراحى و تربیت‏شده بود سخن گفتن علیه اسرائیل ممنوع بود در خرداد سال 1342 امامخمینى در نطق معروف خویش که منجر به بازداشت ایشان و قیام پانزده خرداد شد چنین گفت:

 

"امروز به من اطلاع دادند که بعضى از اهل منبر را برده‏اند در سازمان امنیت و گفته‏اند شما با سه موضوع کار نداشته باشید، پس از آن هر چه خواستید بگویید. یکى اینکه با شاه کارى نداشته باشید و از او حرف نزنید و یکى هم اینکه با اسرائیل کار نداشته باشید و یکى هم اینکه نگویید دین در خطر است." (2)

وقوع انقلاب اسلامى در سال 1357 و جهت‏گیرى ضدصهیونیستى اش پدیده‏اى غیرمنتظره و نگران کننده براى اسرائیل بود.ایران در زمان شاه، بازار واردات انبوه کالاها و محصولات اسرائیلى بود که رونقى به اقتصاد اسرائیل مى‏بخشید و از آن سو با صادرات نفت‏به آن جان مى‏داد و نفت ایران تبدیل به گلوله و سلاح مى‏شد و بر سینه فلسطینیان مى‏نشست. ایران تبدیل به پایگاهى براى اسرائیل شده بود و همین امر از دلایل دشمنى متقابل اسرائیل با انقلاب اسلامى ایران بود. امام خمینى مى‏گویند:

"یکى از جهاتى که ما را در مقابل شاه قرار داده است کمک او به اسرائیل است من همیشه در مطالبم گفته‏ام که شاه از همان اول که اسرائیل بوجود آمد با او همکارى کرده و وقتى که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود، شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل مى‏داد و این امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است." (3)

با وقوع انقلاب اسلامى همه این روابط گسسته شد و سفارت اسرائیل در تهران تبدیل به سفارت فلسطین گردید. بدیهى است که در مصاف انقلاب با امپریالیسم، توطئه‏هاى اسرائیل بخشى از توطئه‏ها علیه انقلاب اسلامى ایران خواهد بود. جنگ تحمیلى یکى از آنها بود که مانع از رویارویى انقلاب اسلامى با اسرائیل شد.

"آنچه که موجب تاسف بسیار است آن است که ابرقدرت‏ها بویژه امریکا با فریب صدام، با هجوم به کشور ما دولت مقتدر ایران راسرگرم دفاع از کشور خود نمود تا مجال به اسرائیل غاصب تبهکار دهد تا به نقشه شوم خود که تشکیل اسرائیل بزرگ که از نیل تافرات است، اقدام نماید." (4)

عقوبت مبارزه با اسرائیل فقط تهدید و ترور نبود. در مقیاسى بزرگ، جنگ تحمیلى نیز راهى بود براى مستهلک کردن انرژىملت‏هاى مسلمان، به فراموشى سپردن مسئله اسرائیل و یا در درجه دوم قرار دادن آن.در عین حال رهبر کبیر انقلاب اسلامى علیرغم جنگ تمام عیار با عراق، از مسئله فلسطین و اصلى بودن مبارزه با اسرائیل غافل نبودند به طورى که یکى از راههاى‏انگیزه بخشى به مردم ایران و نسل انقلابى و حزب اللهى، شعار (راه قدس از کربلا مى‏گذرد)بود و امام خمینى با توجه به جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و شرایطى که در پایان قرن بیستم با آن روبرو هستیم، مبارزه باصهیونیزم را جز لاینفک انقلاب اسلامى ایران اعلام داشتند.محورهاى اساسى در دیدگاههاى امام خمینى پیرامون فلسطین (5)

استفاده از حربه نفت علیه امریکا و اسرائیل:

پس از فتح قسطنطنیه به دست‏سلطان محمد فاتح در سال 1453م، دوران انقلاب و نوزائى فکرى و فرهنگى (رنسانس) در غرب آغاز شد و در نیمه دوم قرن هیجدهم به انقلاب صنعتى و اقتصادى انجامید. اما درست از همان آغاز اولین انقلاب فکرى در غرب،دنیاى شرق انحطاط خویش را آغاز کرد به گونه‏اى که در قرن بیستم دیگر هیچ توازنى میان آنها وجود نداشت. جهان به دو قطب پیشرفته صنعتى و ثروتمند یعنى غرب سیاسى و مسیحى و قطب عقب مانده و فقیر موسوم به جهان سوم تقسیم شد که ممالک اسلامى در زمره آن بودند و به مدد بهره‏گیرى از ثروت و تولید و امکانات و سلاح‏هاى مدرن بود که غرب توانست اسرائیل را با جمعیت‏اندکى به اعراب مسلمان تحمیل کند. تجربه جنگ‏هاى متعدد اعراب و اسرائیل، بالاخص جنگ رمضان که ارتش‏هاى چندکشور عربى مورد حمایت ابرقدرت شوروى، از اسرائیل کوچک شکست‏خوردند. نمودارى از ضعف آنان بود و این احساس ضعف وحقارت ناشى از این شکست‏ها و تلقى اینکه تداوم دشمنى با اسرائیل که با برخى از آنان مرزهاى مشترک دارد، امنیت ملى آنها رابه خطر مى‏اندازد، زمینه‏هاى سازش را در اعراب بوجود آورد. در چنین شرایطى، امام خمینى بر ادامه مبارزه با اسرائیل تاکیدکرد و راه موثر در این مبارزه را استفاده از حربه تحریم نفت علیه اسرائیل و حامیانش دانست. ایشان در پیامى به دول و ملل اسلامى به مناسبت جنگ رمضان اعراب و اسرائیل در تاریخ 16/8/1352 گفتند:

"دولتهاى ممالک نفت‏خیز اسلامى لازم است از نفت و دیگر امکاناتى که در اختیار دارند، بعنوان حربه علیه اسرائیل واستعمارگران استفاده کرده، از فروش نفت‏به آن دولتهایى که به اسرائیل کمک مى‏کنند خوددارى ورزند."

"با داشتن آن همه ذخایر، آن همه امکانات اگر یک هفته نفت‏خودشان را به روى این جنایتکارها ببندند، تمام مسائل حل خواهدشد معذلک مى گویند که ما این کار را نمى کنیم." (6)

"اسرائیل قیام مسلحانه بر ضد کشورهاى اسلامى نموده است و بر دول و ملل اسلام، قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت‏حرام و مخالف با اسلام است." (7)

"آیا جا ندارد که اعتراض کنیم: آقا نفت مسلمین را چرا به کفار مى‏دهى، به کفارى که در حال جنگ و تجاوز به سرزمین و امت اسلام هستند. (8)

حقیقت این است که نفت چون خون در رگهاى اقتصاد و صنعت دنیاى پیشرفته صنعتى است و کاهش یا قطع صدور نفت موجب کم خونى و ضعف و مرگ آن خواهد شد، غرب سیاسى علیرغم همه پیشرفت هایش، مانند غول شیشه‏اى است که با قطع صدور نفت از پاى در مى‏آید. ممکن است تصور شود، همان‏اندازه که غرب به نفت محتاج است، فروشندگان نفت نیز که داراى اقتصاد تک پایه‏اى نفت مى باشند، زندگى شان به همان‏اندازه وابسته به درآمد نفت است اما حقیقت این است که در صورتى که کشورهاى تولید کننده نفت در یک مدت زمان، سیاست ریاضت اقتصادى و استفاده از ذخایر خویش را اتخاذ مى‏کردند، غرب سریعتر از آنان از پاى مى‏افتاد. فقط با یکماه قطع نفت‏بحران اقتصادى، اجتماعى و سیاسى عظیمى غرب را فرا مى‏گرفت و آنان را به تسلیم وامى داشت‏بویژه که در آن هنگام هنوز کشورهاى صنعتى تدابیرى از قبیل ایجاد چاهها و منابع ذخیره نفتى را نیندیشیده بودند اماپس از آنکه مدت‏ها نظریه تحریم اقتصادى غرب بخاطر حمایتش از اسرائیل مطرح شد (ولى متاسفانه توسط همه ممالک اسلامى به اجرا در نیامد)، مصرف کنندگان نفت‏به صرف احتمال وقوع چنین امرى در فکر ایجاد منابع ذخیره نفتى به مدت سه ماه افتادند و آنرا عمل کردند زیرا اقتصاد ممالک صنعتى بسیار آسیب پذیر است و برنده نهائى در جنگ نفت فقط کسى است که بتواندچند روز بیشتر مقاومت کند و ذخیره سازى نفت‏به منظور افزایش زمان و ضریب مقاومت‏بود اما اگر اعراب حاضر به جنگ نفت‏بااسرائیل و حامیان نیرومند غربى اش نشدند خود دلایلى داخلى داشت که این دلایل در نهایت‏به ماهیت وابسته، رفاه طلب، عافیت جو، استبدادى و عدم پایگاه مردمى حکومت‏هاى ممالک اسلامى مربوط مى‏شد.

وابستگى، عدم مشروعیت مردمى و روش استبدادى حکومت‏هاى منطقه مانع اصلى نجات فلسطین:

لازمه اتخاذ سیاست ریاضت اقتصادى این است که مردم مبتلا به بیمارى و تب مصرف نباشند و اگر هم بودند آنقدر به زمامداران خویش اعتماد داشته باشند که با آنان همکارى و همراهى کنند، ولى خفقان و استبداد به حدى بود که مردم و مخالفین حکومت نه تنها حاضر به همکارى نبودند بلکه درکمین فرصت‏ها مى‏نشستند تا به محض ضعیف شدن حکومت، آن را از پاى درآورند. به همین روى در صورت اتخاذ روش ریاضت اقتصادى کوتاه مدت، که نتیجه آن کمبود ارزاق، کالاها و صعود تورم بود. نارضایتى‏هاى سیاسى و اجتماعى وسعت مى‏گرفت و براى حکومت‏ها خطرساز بود، بویژه آنکه در بسیارى از کشورهاى عربى اصولا حکومت‏ها یاپادشاهى بودند و پارلمان و انتخابات وجود نداشت و یا اگر هم مانند کویت پارلمانى وجود داشت‏یک مجلس تشریفاتى بود که

مطابق قوانین آن کشور پادشاه حق انحلال آن یا عزل و نصب اعضاى مجلس را داشت و یا اگر هم نظام حکومتى جمهورى بود،تفاوتى با نظام سلطنتى استبدادى نداشت و رئیس جمهور مادام العمر بود. در نتیجه از آنجا که مردم نقشى در روى کارآوردن دولت‏ها نداشتند، مسئولیتى هم در قبال آن احساس نمى‏کردند و دلیلى هم براى شرکت اختیارى و داوطلبانه در خطرنمى‏دیدند. به همین دلیل است که امام خمینى کرارا به اعراب مى گوید شما هم مانند ایران شاه را کنار بزنید:

"ما تا به اسلام برنگردیم اسلام رسول الله - تا به اسلام رسول الله برنگردیم، مشکلاتمان سر جاى خودش هست، نه مى‏توانیم قضیه فلسطین را حلش کنیم، نه افغانستان را نه سایر جاها را. ملت‏ها باید برگردند به صدر اسلام، اگر حکومت‏ها هم با ملت‏ها برگشتند که اشکالى نیست و اگر برنگشتند ملت‏ها باید حساب خودشان را از حکومت‏ها جدا کنند و با حکومت‏ها آن کنند که ملت ایران با حکومت‏خودش کرد، تا مشکلات حل شود..." (9)

تاکید امام بر قیام و مبارزه علیه حکومت‏ها بعنوان راه نجات فلسطین:

امام خمینى کرارا در مواضع و بیانات خویش، علاوه بر تاکید بر اتحاد و تمسک به اسلام و بازگشت‏به ارزشهاى اسلامى قیام علیه حکومت‏ها را در ممالک اسلامى یکى از مقدمات واجب براى نجات فلسطین مى داند زیرا حکومت‏هاى استبدادى به دلیل فقدان پایگاه داخلى، براى حفظ خود در برابر نارضایتى‏ها و مخالفت‏هاى داخلى نیاز به حمایت‏خارجى دارند و بدینسان میان استبداد واستعمار اتحاد بوجود مى‏آید.

طبیعى است که مبارزه با استبداد داخلى مقدم بر مبارزه با استعمار خارجى است زیرا مادامى که دشمن در خانه است، مبارزه درجبهه خارجى بى ثمر خواهد بود. براى مبارزه با استعمار نخست‏باید پایگاههاى داخلى آن یعنى استبداد و حکومت‏هاى وابسته وسرمایه‏هاى وابسته و پایگاههاى اقتصادیش را از میان برد به همین دلیل از دیدگاه امام خمینى ، سرنگونى حکومت‏هاى وابسته ومسلط بر ممالک اسلامى، فورى ترین راه نجات فلسطین است.

همانطور که گفته شد، از راههاى اساسى مبارزه با اسرائیل و حامیان قدرتمند غربى آن، تحریم اقتصادى و نفتى بود اما این واقعه محتمل بود که فقط با تحمل ریاضت اقتصادى خاتمه نیابد و غرب براى نجات خویش دست‏به تهاجم به منابع نفتى خاورمیانه و اشغال آنها بزند. اگرچه نظام دو قطبى جهان و وجود ابرقدرت شوروى در همسایگى کشورهاى اسلامى سبب خوددارى غرب ازچنین اقدامى مى‏گردید زیرا قهرا پاى روس‏ها را به میدان جنگ مى کشید و جنگ جهانى سوم را شعله‏ور مى ساخت که در آن صورت اثرى از حیات روى کره زمین نمى‏ماند و از طرفى هرگونه درگیرى امریکا و غرب با کشورهاى نفت‏خیز منطقه خاورمیانه،نتیجه اش گسترش بیشتر نفوذ شوروى در این کشورها مى‏شد و سرنوشت امروز جهان بگونه‏اى دیگر بود و غرب نیز به دلیل فقدان نفت در جنگ با کشورهاى نفت‏خیز تاب مقاومت نمى‏آورد اما مهمتر از همه این موارد آن بود که در برابر سلاحهاى مدرن وتجهیزات پیشرفته کشورهاى غربى، جهان سومى‏ها فقط با تکیه بر امواج انسانى مومن و فداکارى که به فرماندهى حکومت‏هاى خویش اعتماد دارند و با استفاده از روش جنگ‏هاى چریکى مى توانستند وارد هماوردى با غرب شوند که این امر به دلایل مختلف بعید مى‏نمود زیرا هم حکومت‏ها به دلیل غیر مردمى بودن قدرت بسیج امواج انسانى مومن را نداشتند و هم به دلیل ماهیت وابسته عده‏اى از آن ها، به سادگى، توده‏هاى مردم وجه المصالحه قرار مى‏گرفتند، چه اساسا برخى از این حکومت‏ها با کمک امریکا و انگلیس به قدرت رسیده بودند. به همین دلیل امام خمینى علاوه بر راه تحریم نفتى، سرنگونى رژیم‏هاى وابسته و غیرمردمى منطقه توسط مردم آن کشورها را اصلى ترین و مقدم ترین راه مى‏دانستند:

"مشکل مسلمین، حکومت‏هاى مسلمین است. این حکومت‏ها هستند که این مسلمین را به این روزانداخته‏اند ملت‏ها مشکل مسلمین نیستند. این حکومت‏ها هستند که بواسطه روابطشان با ابرقدرت‏ها و سرسپردگى شان با ابرقدرت‏هاى چپ و راست،مشکلات را براى ما و مسلمین ایجاد کرده‏اند مشکل مسلمین فقط قدس نیست، این یکى از مشکلاتى است که مسلمین دارند.افغانستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ پاکستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ ترکیه مگر از مشکلات مسلمین نیست؟مصر مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ عراق مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ باید ما تحلیل کنیم که مشکلى که در همه اقطارمسلمین هست از کجا پیدا شده است و راه حلش چیست؟ چرا مسلمین در همه جاى دنیا تحت فشار حکومت‏ها و ابرقدرتهاهستند و راه حل این مسئله چیست؟ تا اینکه هم رمز پیروزى بر همه مشکلات بدست‏بیاید و هم قدس و افغان و سایر بلادمسلمین آزاد بشوند.

مشکل مسلمین حکومت‏هاى مسلمین است این حکومت‏ها هستند که مسلمین را به این روز رسانده‏اند، ملت‏ها مشکل مسلمیننیستند، ملت‏ها با آن فطرت ذاتى که دارند مى‏توانند مسائل را حل کنند لکن مشکل، دولت‏ها هستند شما سرتاسر ممالک اسلامى را وقتى که ملاحظه کنید کم جایى را مى‏توانید پیدا بکنید که مشکلاتشان بواسطه حکومت هایشان ایجاد نشده. این حکومت‏ها هستند که بواسطه روابطشان با ابرقدرت‏ها و سرسپردگى‏شان با ابرقدرت‏هاى چپ و راست مشکلات را براى ما و همه مسلمین ایجاد کرده‏اند اگر این مشکل از پیش پاى مسلمین برداشته بشود، مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه حلش با دست ملت هاست." (10)

 

افشاى مکرر نقشه اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات:

دلایل مختلف نشان مى‏داد که مرزهاى جغرافیایى اسرائیل محدود به اراضى اشغال شده فلسطین نخواهد ماند:

الف: از یک سو شعار اصلى پارلمان اسرائیل که برگرفته از کتاب تورات است این بود که "اسرائیل، مرزهاى تو از نیل تا فرات است"

و این شعار در دوران ضعف و نوپایى اسرائیل که اشغالگران از جمعیت و قدرت‏اندکى در برابر دنیاى اسلام برخوردار بودند مطرح مى‏شد و بدیهى است که به هنگام قدرت آن را عملى سازند.

ب: صهیونیست‏ها نژادپرست‏بودند و نژاد خود را برترین نژادها و بنى اسرائیل را فرزندان خدا مى‏دانستند که باید حکومت جهان را به دست گیرند و دست کم زمانى که قدرت آن را ندارند از نیل تا فرات را به دلایل مذهبى خود، از آن خویش مى‏دانستند. همین عقاید و روحیات یکى از دلایل رواج جهودکشى بود بطورى که حکومت تزارى روسیه آنان را قلع و قمع مى‏کرد و هیتلر بعنوان نژادپرست دیگرى که این گروه را رقیب خویش مى‏دید، براى براندازى نسل یهود و بنى اسرائیل آنان را فوج فوج به هلاکت مى‏رساند.

ج: دنیاى غرب با آینده نگرى که داشت نیازمند تسلط پایدار بر سرزمین‏هاى طلاى سیاه (نفت) و معادن عظیم دیگر درخاورمیانه و قبضه کردن بازار مصرف آن بود و اسرائیل وسیله مناسبى براى تحقق این رویا بود. اما این کار نیاز به زمانى طولانى وزمینه سازیهائى ماهرانه داشت. اسرائیل همواره یکى از مهمترین عوامل ناامنى منطقه بود که اعراب و مسلمانان همواره ناچار ازتجهیز و تسلیح خویش براى حفظ امنیت ملى بودند و همین امر خاورمیانه را به زرادخانه امریکا و غرب تبدیل کرد و از این رهگذر میلیاردها دلار را به جیب سرمایه‏داران و دولت‏هاى غربى سرازیر ساخت.

د: تجربه تحمیل یک اقلیت کوچک یهودى بعنوان حکومت اسرائیل، بر اکثریت اعراب و مسلمانان ساکن فلسطین نشان داد که تکرار این تجربه در سایر ممالک عربى هم امکانپذیر است. بخصوص وقتى که اعراب در جنگ با اسرائیل شکست‏خوردند امید به تحقق اسرائیل بزرگ و تکرار آن تجربه بیشتر شد. امام خمینى کرارا به هدف و نقشه اسرائیل بزرگ در سخنان خویش اشارهداشته است. از جمله مى‏گوید:

"این مهره دومى که حالا آمده است، اسحاق شامیرى که الان آمده است و مى خواهد نخست وزیر بشود از اول برنامه خودش راگفته است. از اول گفته است که اسرائیل بزرگ باید تحقق پیدا کند - باید فلسطین به کلى از بین برود. تمام جاهایى که دست اسرائیل است اینها لاینفک از اسرائیل است، اسرائیل بزرگ یعنى از نیل تا فرات، یعنى تمام منطقه‏اى که عرب نشین است، حجازهم جز این باید باشد، مصر هم جزو این است و اینها (دولتهاى عربى) نشسته‏اند آنجا دارند تماشا مى‏کنند و عده کثیرشان هم همراهى مى‏کنند و اسرائیل را مى‏خواهند (به رسمیت) بشناسند" (11)

امام خمینى معتقد بود که اهداف نهائى اسرائیل حتى فراتر از نیل تا فرات است و آنان حتى دراندیشه تسلط بر ایران هم بوده‏اندزیرا صهیونیست‏ها سال‏ها پیش از اشغال فلسطین و تشکیل دادن حکومت دراندیشه کودتا در ایران بوده‏اند:

"عمال اسرائیل در ایران (در زمان محمد رضا شاه پهلوى) هر جا انگشت مى‏گذارى مى‏بینى که یکى از اینها در مراکز حساس،مراکز خطرناک، والله مراکز خطرناک براى تاج این آقا (شاه)، ملتفت نیستند اینها، اینها (یهودى ها)، آنها بودند که در شمیران توطئه کردند ناصرالدین شاه را بکشند، مملکت ایران را قبضه کنند شما تاریخ را نگاه کنید، تاریخ که مى‏دانید، در نیاوران توطئه کردند، در نیاوران چند نفر رفتند ناصرالدین شاه را ترور کنند و یک عده هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند. اینها حکومت را از خودشان مى‏دانند، اینها در کتاب هاشان نوشته‏اند، در مقالاتشان نوشتند حکومت مال ماست، باید ما یک سلطنت جدیدى بوجود آوریم" (12)

 

مسئله یهود و صهیونیزم جداست:

رفتار بنى اسرائیل با حضرت موسى (ع)، نشان مى‏دهد که آنان به پیشوا و پیامبر خویش هم جفا نمودند و در خلال مدت 40 روزغیبت موسى (ع) مجددا به بت پرستى گراییدند و 40 سال قوم بنى اسرائیل بخاطر این عمل آواره شدند. تاریخ نشان مى‏دهد که از سرسخت ترین و خطرناک ترین دشمنان پیامبر اسلام، قوم یهود بودند که نه تنها نبوت او را انکار مى‏کردند که براى نابودى او ویا شکست دادن حکومت نوپاى پیامبر در برابر مشرکین توطئه مى‏کردند اما در یهودیان، در همان روزگار نیز دو گروه مشاهده مى‏شدند. عده‏اى با پیامبر اسلام دشمنى مى‏کردند و گروهى نیز خواستار همزیستى مسالمت آمیز و انجام مناسک همزیستى خویش بودند تا قرن‏ها پس از ظهور اسلام، یهودیان به استناد روش تسامح و مداراى پیامبر با پیروان مذاهب گوناگون (که تا وقتى توطئه نمى کردند آزاد بودند) با مسلمانان در کنار هم زندگى مى‏کردند. وقتى عمربن خطاب با مرکب و لباسى ساده پس از چند ماه محاصره اورشلیم وارد این شهر شد برخلاف انتظار یهودیان با آنان به نیکى رفتار کرد و یهودیان، قرن‏ها با مسلمانان در کنار هم مى‏زیستند و اما افراطیون و نژادپرستان یهودى در امتداد خط همان نیاکان خویش که موجب آوارگى قوم موسى شدند و بعدها فتواى قتل حضرت عیسى (ع) را دادند و با مذهب مسیح به جدال برخاستند و با پیامبر اسلام نیز دشمنى مى کردند، دراندیشه تحقق رویاى باستانى اسرائیل بزرگ افتادند. صهیونیست‏ها ادامه همان خطى بودند که حسابشان را باید از یهود جدا ساخت.

یهودیانى که مى‏خواستند مذهبى باشند و خود را آلوده به بازى‏هاى سیاسى نکنند از آغاز نهضت صهیونى بویژه در امریکا و اروپا، مخالفت‏خویش را با آن اعلام کردند و در مواردى سازمان‏هاى مختلف یهودى دست‏به مبارزه با صهیونیزم زدند. پس از انقلاب اسلامى ایران، اگرچه تفکیک روشنى در این مورد بعمل نیامد و یهودیان زیادى بودند که از عدم مرزبندى دقیق میان یهود و صهیونیزم و یک کاسه کردن آنها کدورت خاطر داشتند اما شواهدى از سخنان امام خمینى دال بر این مرزبندى وجود دارد:

"ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیست‏ها جدا مى‏دانیم، آنها (صهیونیست ها) اهل مذهب نیستند، و قیام بر ضد مستکبرین، طریقه حضرت موسى سلام الله علیه بوده و این درست‏برخلاف صهیونیست هاست‏حساب جامعه یهود غیر از حساب جامعه صهیونیست است و ما با آنها مخالف هستیم و مخالفت ما براى این است که آنها با همه ادیان مخالف هستند، آنها یهودى هستند، آنها مردمى سیاسى هستند که به اسم یهود کارهایى مى‏کنند و یهودى‏ها هم ازآنها متنفر هستند و همه انسان‏ها باید ازآن‏ها متنفر باشند" (13)

 

صهیونیزم یک پدیده سیاسى با آرمان‏هاى جاه طلبانه، نژادپرستانه و استعمارگرانه است که زیر پوشش مذهب یهود، جلوه مذهبىبه خود مى‏گیرد و بعنوان ناجى قوم یهود خواسته است این ملت را زیر چتر خویش جمع کند.

 

مسئله اصلى صهیونیزم، اسلام است:

همانطور که در تاریخ صدر اسلام مشهود است، افراطیون و نژادپرستان بنى اسرائیل و یهود، علیرغم سیاست مدارا از سوى حکومت پیامبر و آزادى آنان در اعمال و مناسک مذهبى خویش، دست‏به فتنه گرى و بستن پیمان با دشمنان خارجى مى‏زدند وحتى اقدام به ترور پیامبر اکرم نمودند اما ناکام ماندند. رویه دشمنى آنها با اسلام همواره ادامه داشت و در دهه‏هاى اخیر نیز به اشکال و طرق گوناگون در تخریب ا سلام کوشیده‏اند و براى تحریف کتاب آسمانى مسلمانان و احکام دینى آنها نیز به ترفندهاى گوناگونى متوسل شده‏اند که امام خمینى به نمونه‏اى از آن اشاره دارد:

"این اسرائیلى که همین چند وقت پیش از این، همین اخیرا به قرآن کریم نسبت داد به اینکه جنایت‏بعضى از امراض در آلمان گردن قرآن است‏براى اینکه قرآن دستور داده است، در سوره پنجم آیه ششم دستور داده است که مسلمین وقتى مستراح مى‏روندحق ندارند با صابون بعدش دست‏خودشان را بشویند .... از این جهت میکروب سرایت مى‏کند به دست و کذا. آن آیه ششم سوره پنجم چه است؟ آیه وضو است و آیه غسل است این هم در آلمان یک بساطى درست کرد این مطلب، آن طورى که نوشتند به بهدارى ها، به چه و چه و اسرائیل نقل کرد این مطلب را که به قرآن یک همچنین نسبتى داده" (14)

حفارى مسجدالاقصى قبله اول مسلمین و ویران کردن آن و کشتار جمعى مسلمانان، نمونه‏اى دیگر از دلایل دشمنى اسرائیل بااسلام و مسلمین است و مسلمانان در برابر اسرائیل باید به اسلام و قرآن که وجه مشترک همه مسلمانان است تمسک کنند.

 

اسلام و اتحاد راه نجات فلسطین:

امام خمینى همواره بازگشت‏به اسلام و متحد شدن را شرط نجات فلسطین و جلوگیرى از امیال توسعه طلبانه صهیونیزم دانسته‏اند و همواره با تاکید بر اینکه مسئله اصلى اسرائیل نابود کردن اسلام است، خواستار کنار گذاشتن اختلافات از جمله اختلافات مذهبى بود. اگرچه اکثریت اعراب و مسلمانان ساکن فلسطین، پیروان مذاهب اهل سنت‏بودند اما امام خمینى بعنوان یک فقیه و مرجع شیعه از هیچگونه حمایتى نسبت‏به آنان فروگذار نمى‏کرد. این رویه برخلاف کسانى بود که چون اهل سنت راغاصب و کافر مى‏دانستند معتقد بودند که سنى‏ها دارند مجازات مى‏شوند و حمایت از فلسطین را به این بهانه که تقویت اهل سنت است تجویز نمى‏کردند. امام خمینى مسئله را نه در چارچوب‏هاى تنگ دعواى شیعه و سنى که مربوط به کیان اسلام مى‏دانست وبه همین رو، پیوسته شیعیان لبنان را در کمک به فلسطین تشویق مى‏ساخت زیرا شیعیان لبنان در برابر اسرائیل هم سرنوشت هستند. امام خمینى حکمفرمایى یک عده قلیلى صهیونیست را بر یک میلیارد مسلمان جهان ننگ و عار مى‏دانست و مى‏گفت:

"چرا باید یک کشورهایى که داراى همه چیز هستند و داراى همه جور قدرت هستند اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها اینطورحکمفرمایى کند؟ چرا باید اینطور باشد؟ جز این است که ملت‏ها از هم جدا و از دولت‏ها جدا و دولت‏ها از هم جدا و یک میلیاردجمعیت، یک میلیارد جمعیت مسلمین با همه تجهیزاتى که دارند نشسته‏اند و اسرائیل آن جنایات را به لبنان مى‏کند و به فلسطین مى‏کند." (15)

نه تنها کنار گذاشتن اختلافات مذهبى که کنار گذاشتن اختلافات سیاسى میان دولت‏ها و ملت‏ها و متحد شدن علیه اسرائیل شرط دیگر نجات فلسطین و پاک کردن لکه ننگ سلطه یک عده قلیل بر اراده یک میلیارد مسلمان جهان است و این سخن معروف امام خمینى رهبر فقید انقلاب اسلامى است که اگر همه مسلمین جمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند، اسرائیل را آب مى‏برد:

"براى من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامیه و ملت‏هاى اسلام مى‏دانند که درد چیست؟ مى‏دانندکه دست اجانب در بین است که اینها را متفرق از هم بکنند، مى‏بینند که با این تفرقه‏ها ضعف و نابودى نصیب آنان مى‏شودمى‏بینند که یک دولت پوشالى اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده که اگر مسلمین مجتمع بودند و هر کدام یک سطل آب مى ریختند او را سیل مى‏برد، معذلک در مقابل او زبون هستند." (16)

 

روز جهانى قدس روز بسیج مسلمانان علیه اسرائیل و امریکا:

تجربه چند دهه اخیر حاکى از آن است که با یک گام عقب نشینى اعراب، اسرائیل چند گام به جلوبرمى داشت و از هنگامى که طرح‏هاى سازش کارانه در اعراب وارد بورس دیپلماسى شد، اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرد و وقتى طرح‏هاى سازشکارانه فهد و فاس وطائف هم به کمپ دیوید افزوده شد ضعف اعراب و عدم تصمیم دولت‏هاى وابسته و مرتجع عربى براى مبارزه با اسرائیل به نمایش در آمد و اسر ائیل نیز از همین ضعف‏ها و فرصت‏ها بهره‏گیرى کرد و گام‏هاى دیگر را برداشت از جمله آنکه،علیرغم مخالفت‏هاى وسیع، پس از مدت‏ها تلاش، پایتخت‏خود را به قدس انتقال داد که فقط با مخالفت‏هاى زبانى دولتهاى عربى واسلامى مواجه گردید. امام خمینى در مقابل این عقب نشینى ها، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس اعلام کرد. در این روز اجتماع مسلمانان در فضایى روحانى، زمینه بسیار مناسبى براى طرح همزمان مسئله فلسطین در جهان اسلام است. اعلام روز قدس حرکتى بود در مقابل یهودى کردن بیت المقدس، سازشکارى‏هاى اعراب و پیشروى‏هاى اسرائیل. روز قدس حرکتى بود در راستاى استراتژى اتحاد مسلمین و روز قدس بستر خیزش امواج انسانى و احیاى وسیع مسئله قدس و بیدارى مسلمین بود.چون حکومت‏ها در خط امتیازدهى پى در پى به اسرائیل افتاده بودند، روز قدس عامل توقف این روند و روزى بود که ملت‏ها را نیز وارد معادله سرنوشت‏ساز قدس مى‏ساخت.

"مسلمانان ننشینند که حکومت هایشان برایشان عمل بکنند و اسلام را از دست صهیونیزم نجات بدهند ننشینند که سازمان‏هاى بین المللى براى آنها کار بکنند، ملت‏ها خودشان قیام کنند و حکومت‏هاى خودشان را وادار کنند در مقابل اسرائیل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن" (17)

"من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى‏خواهم که براى کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندندو جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى‏کنم، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و مى‏تواند تعیین کننده سرنوشت فلسطین نیز باشد بعنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مسلمانان اعلام نمایند." (18)

امام خمینى مى‏گفتند اگر یک میلیارد جمعیت مسلمانان مجتمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند اسرائیل را آب مى‏برد وروز قدس مقدمه‏اى بود براى به راه‏انداختن راهپیمایى‏ها و تظاهرات همزمان مسلمانان جهان و راه‏اندازى امواج انسانى علیه اسرائیل و براى نجات فلسطین.[5]

سخن اهل دل

ویژه فلسطین در شعر امروز ایران

طیرا ابابیل(1)

این کعبه «قدس» است و گردش لشکر فیل

یا رب تو امدادى کن از «طیرا ابابیل»

این کودکان «گنجشکهاى الجلیل»اند

منقارشان لبریز «تَرمیهِم بِسجّیل»

یا جنگ جالوت است با طالوت امروز

گسترده میدان غزا از دجله تا نیل

و ان نوجوان، داوود و در دستش فلاخن

بى‏باک از فولاد و از سرب و سرابیل

روییده از این دره فرخنده نخلى

بار و برش قرآن و تورات است و انجیل

هر سو نظر کن: آیت معراج و اِسراء

هر جا گذر کن: مهبطِ وحى است و تنزیل

این «الخلیل»، آن «ناصره»، وین «بیتْ لَحْم» است

پیچیده در هر کوچه‏اش آواز جبریل

این مسجدالأقصاست یا محراب مریم ـ

کز اشک و خون بر طاقهایش بسته قندیل؟

غَرب و عَرَب انگار قابیل و غرابند

تنها تویى برخیز اى فرزند هابیل!

وقت است ـ عبدالمطلب! ـ خیز و دعا کن

کاین کعبه قدس است و گردش لشکر فیل

 

نرگس گنجى

دخمه ‏هاى نمور

نواى ناله‏اى از قعر چاه مى‏آید

غریو شیون و فریاد آه مى‏آید

صداى ضجه یاران پاى در زنجیر

ز دخمه‏هاى نمور و سیاه مى‏آید

گرفته آتش کین در حریم خانه قدس

که دود آه از آن قبله‏گاه مى‏آید

به آبیارى گلهاى مانده در آتش

زلال چشمه رحمت، ز راه مى‏آید

ز دشتهاى عطش‏زا، سوار آزادى

به دادخواهى هر بى‏پناه مى‏آید

قسم به چشمه جوشانِ خون گرم شهید

که فجر نور ز مرز پگاه مى‏آید

عباس براتى‏پور

زخم ‏خورده و دربند

خیزید اى نام‏آوران گاه رحیل است

تیغ فلق در دست و خضر ره دلیل است

خیزید اى دریادلان چابک‏سواران

رزم‏آوران، شیر اوژنان خنجرگذاران

خیزید و بر پشت تکاور زین گذارید

در سینه، سوزِ آذرِ برزین گذارید

خیزید اینک از تَفِ قهرِ جهان‏سوز

رزم‏آوران، شیر اوژنان خنجرگذاران

بازو در این پیکار چون آرش گشایید

بر قلب خصم خیره‏سر، آتش گشایید

خیزید کاین هنگامه را هنگام آمد

وین ماجراى تلخ را فرجام آمد

بس فتنه از صهیونیان بر مسلمین رفت

کز درد آن خوناب غم از چشم دین رفت

زین ناکسان دریاى خون شد خاک لبنان

اسلام در ماتم شد از این جور و طغیان

این سرکشان یاوه خصمِ حَرث و نَسلند

گر فرع بیدادند، خود در فتنه اصلند

جرم است اگر این فتنه در دوران بماند

اى ننگ بر ما گر که نام از آن بماند

خیزید اى رزم‏آوران گاه ستیز است

هنگام یارى کردن قدس عزیز است

اى مهبط افلاکیان اى ارض موعود

وى معبد خاص خدا، اى گنج مقصود

اى سرزمین پاکى و نور و طهارت

وى جایگاه وحى و انذار و بشارت

آرامگاه انبیا و کوى زهاد

مهد رجال الغیب و منزلگاه اوتاد

نوح نجى یک تن ز خیل جاشوانت

شخص خلیل از خرقه پوشان نوانت

اى خاک پاکت توتیاى چشم یعقوب

وى چشمه‏سارت کیمیاى رنج ایوب

یحیى به کویت کاهنى، موسى شبانى

عیسى به مهدت کودک شیرین‏زبانى

اى زائرت در لیلة‏الاسرا محمد

با قول «بارکنا» تو را بستوده ایزد

اى قدس اى آزاده از تیغ شقاوت

وى ناى تو مجروح از چنگ قساوت

اى زخمها از خنجر بیداد خورده

وى قلبت از ماتم درون سینه مرده

اى خلق محروم تو اندر تیه خذلان

آسیمه سر آواره در کوه و بیابان

خوش زى که آن دوران جان‏فرسا سر آمد

مهر ظفر از مطلع ایران برآمد

ما فارسان عرصه احزاب و خیبر

ما وارثان تیغ دشمن‏سوز حیدر

با لشکرى هر یک ز هیبت همچو طالوت

آییم چون سیلى دمان بر محو جالوت

اول سوى بغداد چون صرصر بتازیم

فرعون را در دجله خون غرقه سازیم

سازیم پاک از ننگ او روى زمین را

گیریم، از آن اهرمن تخت و نگین را

رانیم از آنجا سوى قدس و طور سینین

میعادگاه ما بود ارض فلسطین

بار دگر ما قلعه خیبر بگیریم

از مرحبان کافر آیین سر بگیریم

سازیم بر اهریمنان آن خطّه را تنگ

شوییم از دامان تو این لکه ننگ

بر خصم دون چون شام تاریک است آن روز

اى قدس باور کن که نزدیک است آن روز

محمد شاهرخى (جذبه)

بر کنگره قدس

این عاشقان که رونق شب را شکسته‏اند

آیینه‏دار طلعت صبحى خجسته‏اند

بر محشرِ حماسه شورآفرینشان

کروبیان به بام تماشا نشسته‏اند

در هیأت جلیلِ دلیرانِ این مصاف

یک آسمان فرشته به پَرْ تیغ بسته‏اند

تفسیر آیه‏هاى نشاط است چشمشان

اکسیر شادمانى این خلق خسته‏اند

نقش است بر نگین سَحَر نام پاکشان

چون آفتاب در رگ آفاق جسته‏اند

در جاده بهشت ظفر گام مى‏زنند

تا رشته‏هاى شوم هوس را گسسته‏اند

بر اوجِ وجد، بال شهامت گشوده‏اند

این بلبلان که از قفس ترس رسته‏اند

بر خشت خشتِ کنگره قدس، قدسیان

در انتظار دیدن اینان نشسته‏اند

 

زکریا اخلاقى

تا قلب پاک فلسطین

در جاده‏ها عبور تماشایى تو بود

در جاده‏هاى حادثه

در جاده‏هاى سرخ

و جاده‏ها

همه تکرار نام توست

نامى که در رگان شقایق مى‏جوشد

 

درست مثل حادثه

 

مثل ابر

ابرى که بر زمین مى‏بارد

بر زمین خشک، سوخته، ویران

ویرانه‏هاى دل من

ویرانه‏اى که بارى گورى‏ست

گورستانى است بزرگ

براى جنازه‏اى کوچک

جنازه مردى که با روش غرب

و با سلاح شرق

غرب نجیب قلب مرا

در خون کشید

و ویران ساخت

امّا

آن جاده‏اى

که تو با خون

بر روى خاک کشیدى

تا قلب غرب

تا قلب پاک فلسطین

و تا انتهاى جهان ادامه دارد

و جاده

و تمامت جاده

همرنگ خون تو

خونى که در رگان شقایق مى‏جوشد.

ضیاءالدین ترابى[6]

 



[1] http://www.hawzah.net/Per/Vigenam/GHODS/index.htm

[2] http://www.hawzah.net/per/magazine/hz/045/hz04504.aspمجلات >حضور>شماره 45

[5]مجلات > حضور >شماره 12

 1- ن، ک، بررسى انقلاب ایران. ع. باقى ص‏16.

 2- صحیفه نور، جلد 1، ص 54 ، سخنان 13/3/1342.

 3- صحیفه نور ، جلد 4، ص 30 ، مصاحبه با امل در تاریخ 16/9/1357.

 4- صحیفه نور، جلد 18، ص 120، سخنان مورخ 31/6/1362.

 5- تقدم و تاخر محورهایى که در این مقاله مطرح شده به مفهوم اولویت و اهمیت هر بند نسبت‏به بند بعدى نیست‏بلکه برعکس،

هر کدام از محورها مقدمه و زمینه‏اى براى بحث‏بعدى است و به همین دلیل اهمیت این بندها از دیدگاه امام خمینى در دو بند

آخر بحث است که به نوعى نتیجه‏گیرى از مجموعه بحث‏هاى پیشین مى‏باشد.

 6- در دیدار با نمایندگان جنبش‏هاى آزادیبخش در تاریخ 24/3/1361. صحیفه نور، جلد 16، ص‏197.

 7- اعلامیه مورخ 18/3/1346 خطاب به ملل و دول اسلامى بمناسبت جنگ 1967 اعراب و اسرائیل. صحیفه نور، جلد 1، ص‏139.

 8- سخنرانى علیه جشن‏هاى دو هزاروپانصد ساله شاهنشاهى در تاریخ 6/3/1350. صحیفه نور، جلد1، ص‏165.

 9- صحیفه نور، جلد 12، ص‏282، سخنان مورخ 18/5/1359.

 10- صحیفه نور، جلد 12، ص 278، سخنان مورخ 18/5/1359.

 11- صحیفه نور، جلد 18، ص 98، سخنان مورخ 15/6/1362.

 12- صحیفه نور، جلد، ص 96، سخنان مورخ 18/6/1343.

 13- صحیفه نور، جلد 6، ص 163، سخنان مورخ 24/2/1358 امام خمینى در جمع نمایندگان کلیمى.

 14- صحیفه نور، جلد1، ص 172، سخنان مورخ 6/3/1350.

 15- صحیفه نور، جلد 10، ص 93، سخنان مورخ 10/8/1358.

 16- صحیفه نور، جلد 8، ص 235، سخنان مورخ 25/5/1358.

 17- صحیفه نور، ج 15، ص 262، سخنان امام خمینى در تاریخ 25/9/1360.

18- صحیفه نور، ج 8 ، ص 229، پیام امام به مسلمانان جهان و اعلام روز قدس در 16/5/1358

[6] مجله پیام زن شماره 113

مجلات >پیام زن>شماره 117

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :