- خدا (٤٥)
- عشق (۱۱)
- حسین (٧)
- رمضان (٦)
- علی (٥)
- توبه (٥)
- زینب (٤)
- شهادت (۳)
- دل (۳)
- عاشورا (۳)
- دوست (۳)
- دنیا (۳)
- موعظه (۳)
- امام خمینی (۳)
- کورایم (۳)
- صفایی (٢)
- کورائیم (٢)
- گنه (٢)
- ذیحجه (٢)
- زهرا (٢)
- فراموش (٢)
- فاطمه (٢)
- زیبایی (٢)
- غیبت (٢)
- قرآن (٢)
- کوفه (٢)
- غفلت (٢)
- غافل (٢)
- آخرت (٢)
- مهدی (٢)
- سفر (٢)
- اشک (٢)
- مرگ (٢)
- هدیه (٢)
- عمر واقعى (٢)
- روزی (٢)
- عید (٢)
- امام (٢)
- کربلا (٢)
- شیطان (٢)
- محبت (٢)
- آدم (٢)
- ادریس (۱)
- یوسف (۱)
- سلیمان (۱)
- از دیدگاه خدا (۱)
- نورچشم (۱)
- صدیق (۱)
- استاد (۱)
- خـــــون (۱)
- جمعه (۱)
- مادر (۱)
- پدر (۱)
- میلاد (۱)
- مهمانی (۱)
- هدف (۱)
- نماز (۱)
- خانه (۱)
- خشم (۱)
- تعلیم (۱)
- ویروس (۱)
- غدیر (۱)
- شیعه (۱)
- حج (۱)
- عقل (۱)
- دو (۱)
- عاقبت (۱)
- سرانجام ها (۱)
- علم خداوند (۱)
- دختر (۱)
- منتظر (۱)
- محمد (۱)
- تربیت (۱)
- سایه (۱)
- موفقیت (۱)
- گریه (۱)
- حکمت (۱)
- ایمان (۱)
- انسان (۱)
- مجلس (۱)
- آرزو (۱)
- خامنه ای (۱)
- انتخابات (۱)
- پول (۱)
- رضا (۱)
- زن (۱)
- انتظار (۱)
- خانواده (۱)
- لحظه (۱)
- اشرفی (۱)
- خواب (۱)
- مرد (۱)
- عالم (۱)
- ضیافت (۱)
- خواستن (۱)
- شرم (۱)
- جهاد (۱)
- دجال (۱)
- الگو (۱)
- عیسی (۱)
- ام البنین (۱)
- بوشهری (۱)
- پاک (۱)
- انبیا (۱)
- عمل (۱)
- خودسازی (۱)
- بقیع (۱)
- بشارت (۱)
- نیکوکاران (۱)
- شناخت (۱)
- کور (۱)
- تجملات (۱)
- آداب (۱)
- اماما (۱)
- زینتگر براى شوهر (۱)
- سیزده (۱)
- مکافات (۱)
- اسرار (۱)
- بنده (۱)
- تمثیل (۱)
- استکبار (۱)
- خضر (۱)
- معصومه (۱)
- اولیا (۱)
- پرستار (۱)
- ائمه (۱)
- امام حسن عسگری (۱)
- شیطان پرستان (۱)
- لقمان (۱)
- آشتی (۱)
- دیدار (۱)
- امام حسن (۱)
- شوخی (۱)
- عوام (۱)
- پیامبر (۱)
- اربعین (۱)
- امامت (۱)
- خرمشهر (۱)
- گناه (۱)
- چهل (۱)
- قهرمان (۱)
- حساب (۱)
- شهوت (۱)
- جبهه (۱)
- مبارزه (۱)
- مسلم (۱)
- قم (۱)
- بهلول (۱)
- اعمال (۱)
- عرفه (۱)
- کوه (۱)
- مجنون (۱)
- مورچه (۱)
- تدریس (۱)
- پیام (۱)
- عبادت (۱)
- اداب (۱)
- باقر (۱)
- آیه تبلیغ (۱)
- اکمال دین (۱)
- ثار الله (۱)
- شهربانو (۱)
- مسیر عشق (۱)
- شیخ عبدالله کورائیمی (۱)
- لبیک (۱)
- موقع (۱)
- کریمه (۱)
- ذوالقعده (۱)
- اندزگو (۱)
- بهجت (۱)
- اویس (۱)
- ناظر (۱)
- سالک (۱)
- رجب (۱)
- ویندوز ویستا (۱)
- جزا (۱)
- خدیجه (۱)
- چنگیز (۱)
- سجاد (۱)
- خویشتن (۱)
- سیره (۱)
- خلیفه (۱)
- احد (۱)
- نسیبه (۱)
- خندق (۱)
- تبعیت (۱)
- افصل (۱)
بسمه تعالی
ضرورت تحول در حوزه های علمیه
بالندگی و پویایی هر جریان، فکر و اندیشهای مستلزم به روز بودن، تحول و نوخواهی است
حوزههای علمیه به عنوان مرکز ثقل نظام شیعی نیز مسلمآ از این امر مستثنی نخواهند بود. اگر بخواهیم نگاهی گذرا به تاریخ حوزههای علمیه طی سدههای اخیر بیندازیم، فراز و نشیبهای فراوانی در این عرصه را مشاهده خواهیم کرد.
پس از روی کارآمدن صفویه به عنوان اولین نظام شیعی که بر کل ایران مستقر شد، حوزههای علمیه امروزی نیز بتدریج شکل سازمان یافته به خود گرفتند.
این جریان در طول سه قرن اخیر با فراز و نشیب فراوانی همراه بوده است. از تبدیل شدن حوزهها و روحانیت به ابزاری در دست حکومت در زمان برخی شاهان صفوی گرفته تا تعطیلی کلی حوزهها در زمان حکومت پهلوی اول.
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 57 که محصول قیام مردم مسلمان ایران به رهبری حوزهها و مرجعی والامقام برخاسته از متن حوزه (حضرت امام خمینی)، بیشک در فعالیتها و شیوه کاری حوزهها رونقی حاصل شد که قابل مقایسه با قبل از آن نیست.
اگر حوزههای علمیه را پایه فکری نظام اسلامی و پشتوانه تئوریک انقلاب در همه عرصههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی بنامیم، سخنی به گزاف نگفتهایم.
با توجه به مطالب فوق ضرورت تحول در این مراکز علمی دوچندان میشود
مقام معظم رهبری از حوزه علمیه بعنوان موجود زنده یاد میکند میفرماید: حوزه به مثابهى یک کل که داراى ابعاض و اجزائى است، یک موجود زنده است. یعنى رشد دارد، نُکس دارد، تحرک و نشاط دارد، جمود و رکود دارد، حیات دارد، ممات دارد؛ یک موجود زنده است. دلیلش هم تاریخ حوزههاى علمیه است
ودر عالم هستی لاجرم هر موجود زنده ای باید تحول را بپذیرد که رونده است اگر بخواهد تحول را نپذیرد باید بمیرد
در حوزه علمیه هم چنین است در طول تاریخ حوزه تحول داشته یک زمان حله یک زمان نجف یک زمان اصفهان ومردان تحول آفرین که نامهایشان زینت بخش محفل علمی ما طلبه هاست حال با این شتابی که در تحول علمی جهان حاکم است کار محققان واساتید وحوزویان ومسولان را برای تحول حوزه بیشتر میکند بفرموده مقام ولایت که میفرماید: یک موجودى را فرض کنیم که تن به تحول ندهد؛ از یکى از دو حال خارج نیست: یا خواهد مُرد یا منزوى خواهد شد. یا در غوغاى اوضاعِ تحول یافته مجال زندگى پیدا نمیکند، زیر دست و پا له میشود، از بین میرود؛ یا اگر زنده بماند، منزوى خواهد شد. ، میشود از تحول دورى گزید، اما با انزوا. اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد، منزوى خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند. البته مایهى دین مانع مردن میشود، اما منزوى خواهد شد؛ روزبهروز منزوىتر خواهد شد.
با این بیانات مقام عظمای ولایت وبا دید باز به دنیای امروز نگریستن در می یابیم که تحول در حوزه امری اجتناب نا پذیر است
چند امر این ضرورت را در زمان فعلی بیشتر میکند که بصورت تیتر نه توضیح بیان میشود:
1.گستردگی معارف دینی
دین داری ابعادی فردی و اجتماعی است و چنین نیست که تنها به ابعاد فردی انسان توجه داشته باشد. متون دینی و دیدگاه اندیشوران و سیره رهبران نشان گر آن است که دین در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی صاحب نظر است و ابعاد اسلام، به مانند ابعاد انسان، گسترده است.
حال که اجتماع با روز شاهد تحول تازه در خود است پس باید حوزه علمیه در خود تحولی ایجاد بکند تا بتواند جواب گوی جامعه امروزی باشد تحول یعنی (به روز بودن، عقب نماندن)
2. فرازمانی بودن معارف دینی
احکام و معارف گسترده دینی، نه تنها در عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در دوران های بعد و در زمان حاضر نیز قابل استناد واستفاده است. اصولا ختم نبوت، تنها به آن دلیل بوده که بشر به جایی رسیده است که می تواند، با یافته های آسمانی دوران آخرین پیامبر، راه خویش را تا قیامت بیابد و در مسیر تقوا و سعادت گام بردارد.
حال که چنین است باید حوزه نیزجلوتر از زمان باشد تا بتواند پاسخ گوی نیاز روزباشد واینجاست که ما ضرورت تحول را در می یابیم چون میبینیم که جهان امروز هر روز تحول تازه دارد از بعد علمی واجتماعی و...
3.آمیختگی دین و سیاست
در زمانی که حاکمیت با دین است ودر راس حکومت ولایت فقیه وجود دارد باید سیاست دینی بشود نه دین سیاسی سیاسی شدن دین به معنای مایه گذاردن از دین، درجهت پیشبرد مقاصد سیاسی و روزمره کردن دین، به گونه ای که موجب سلب اعتماد مردم به معارف بلند دینی شود، از فرهنگ انقلاب به دور است ؛گرچه جدایی دین از سیاست اثرات زیانباری دارد؛ اما روزمره کردن دین،و پیشبرد اهداف فردی و جناحی با خرج کردن از دین و شخصیت های دینی و بیرون راندن رقیب، با تمسک به قرائتی خاص از دین، زیانبارتراست.
در هر دو صورت، سیاست گریزی و سیاست زدگی، دین را دچاراضمحلال می کند، چرا که اگر دین سیاست را رها کند، سیاست شیطانی دین را به حال خود نمی گذارد و آن را به گونه ای تبدیل می کندکه از آن خاصیتی بر نیاید. سیاست زدگی نیز، زمینه سلب اعتماد مردم رااز دین فراهم می کند. باید تحولی در حوزه صورت بگیرد که بتواند سایستها وسیاستمدارها را دینی کند
با مطالب بالا روشن شد که ضرورت تحول در حوزه چقدر مهم است حال چند بحث در ابعاد تحول داریم اولا باید دید مدیریت تحول با کیست وبا چه کیفیت است روشن بشود که چه کسانی میتوانند تحول را مدیریت کنند وثانیا ابعاد این تحول چکونه استوکجاست وباید کدام بعد حوزه متحول بشود
مدیریت تحول
حال که نیاز به تحول را در حوزه احساس کردیم وهمچنان که در سخنان 8آذرماه 86مقام معظم رهبری فرمودند باید تحول مدیریت بشود
میفرماید: "تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحیح و درست، تحول در جهت باطل و غلط. ما باید مدیریت کنیم که این تحول در جهت درست انجام بگیرد."
لازمه این این است که بدانیم چه کسانی میتوانند تحول را مدیریت کنند
چه کسانی باید تحول را مدیریت کنند ؟
مقام معظم رهبری میفرماید:"این وظیفهى مؤثرین در حوزه است. مدیران حوزه، فضلاى حوزه، صاحبنظران حوزه باید همتشان این باشد."
پس این تحول را باید مؤثرین حوزه مدیریت کنند
حال که ضرورت تحول را دانستیم ودانستیم که باید مدیریت بشود سخن این است که درچه ابعاد باید تحول صورت پذیرد
ابعاد تحول
1.تحول در مدیریت
اول باید در خود مدیریت حوزه تحول صورت بگیرد تا بتواند تحول در ابعاد دیگر را مدیریت کند واین مستلزم این است که بدانیم حوزه های علمیه چگونه اداره میشود
حوزه های علمیه را چند نهاد رسمی و غیر رسمی اداره می کنند.
1.از یک طرف مراجع معظم که بخش عظیمی از منابع اقتصادی حوزه را تأمین می کنند ، بر حوزه ها ولایت دارند وخیلی از تحولات کلان حوزه باید با مشورت ونظر مساعد آنها صورت پذیرد.
2.از طرفی جامعه محترم مدرسین حق سیاستگذاری وعزل ونصب مسؤولین حوزه را دارد وبه خود حق می دهد که در تمام مسائل حوزه ، قانون وضع کرده ویا مصوبه ای را نقض کنند.
3.نهاد سوم ، شورای عالی سیاستگذاری حوزه است که اسم آن روی خودش است ونیازی به توضیح ندارد.
4.اما عملا ً بسیاری از قوانین در کمیسیون ها ومعاونت های آموزش و پژوهش و پذیرش و طرح وبرنامه مرکز مدیریت تصویب می شود وهرسال دستور جدیدی ابلاغ واجرا میشود.
5.فرزند رشید مرکز مدیریت یعنی امور مدارس هم اخیراً نقش پنجمین قطب تصمیم ساز را در سطح مدارس وخوابگاه های حوزه علمیه قم وکشور به خوبی ایفا می کند.
6. مجمع نمایندگان نیز به عنوان فضلای برخاسته از متن طلاب ، طبق اساسنامه خود با 14 کمیسیون مکلف به قانونگذاری در همه ابعاد حوزه است!!
وجود 6 مجموعه تصمیم ساز و تداخل وظایف آنها را باید علاج کرد وبا طراحی یک مجموعه واحد وتفکیک وظایف وحیطه کاری هریک از این 6 مجموعه وتدوین یک قانون اساسی واحد، چالش های مدیریت در حوزه راباید برطرف کرد تا فرق مسؤولیت این نهاد متعدد برداشته شود.
2.تحول در ورودی وخروجی حوزه
در حقیقت این خود دو بعد حساب میشود بعد ورود وبعد خروج
پذیرش حوزه تا حدودی دراین اواخر نظم خوبی پیدا کرده وثبت نام وپذیرش تا حدودی خوب صورت میگیرد .
ولی باز نیاز به تحول است باید اول حوزه را شناساند بعد دید آنهای که وارد حوزه میشوند با چه انگیزه ای وارد حوزه میشوند در این صورت باید تفکیک کرد تا با نظم بیشتری وبا تصمیم دقیقتر بشود مدیریت کرد وهمچنین از چه سطح علمی وارد حوزه میشوند .
و در خروجی حوزه باید فکری بشود کهچه میخواهد تحویل جامعه بدهد مدرکی که داده میشود چرا روی این مدرک دقیق فکر نشود چه مدرکی وچگونه باید داده شود چرا ادای دانشگاه را در بیاوریم ومعادل به طلبه بدهیم ومعادلی که دور از انصاف است اگر سالها را هم در نظر بگیریم در دانشگاه میشود دو تا دکترا گرفت یایند لیسانس میدهند طوری باید تحول ایجاد کردکه هم مدرک زدگی در حوزه نباشد وهم مدرک فرا خور حوزه داده شود
که مقام معظم رهبری نیزمیفرماید:
" بنده جزو کسانى هستم که از اوائل بر روى مدرک مستقل حوزهاى تکیه کردم، الان هم اصرار دارم. مدرک؛ خود حوزه با اعتبار خودش نه به اعتبار وزارت علوم؛ چون اعتبار حوزه عمیقتر، ثابتتر و مهمتر از اعتبار هر وزارتى است. با اعتبار خودش، حوزه مدرک بدهد. حالا اسم مدرک را هر چه میخواهند بگذارند. بعضى از دوستان اعتراض کردند که چرا میگریزید از اسم دکترا و کارشناسى ارشد و اسمش را گذاشتهاید سطح سه و سطح چهار؛ اینها را من بحثى ندارم. اینها را بنشینند بحث کنند، هر جور تصمیم گرفتند، همان درست است؛ لیکن اصلِ مدرک را بنده قبول دارم، اما مدرکزدگى آفت مدرک است. طلبه براى مدرک درس بخواند، این عیب بزرگى است. این، همان خط میانهى تحول است. این، مدیریت تحول در زمینهى مدرک. مدرک بدهید، اما از مدرکگرایى و مدرکزدگى که ما همیشه آن را عیب تعلیمات جدید میدانستیم، پرهیز کنید."
3.تحول در نظام آموزشی
در نظام آموزشی حوزه چندان توجهی به بعد علمی نمیشود ونیاز روز چندان سنجیده نمیشود بطور مثال ما در حوزه مکاسب میخوانیم ومردم در بیرون مکاسبی غیر از حوزه دارند چرا باید حوزه درگیر متن باشد وغافل از فهم ؟چرا در امتحان شفاهی بخاطر اعراب وبنا که از وحشت اتاق امتحان شفاهی غلط میخواند توجه شود ولی به فهمی که در وجود طلبه است توجه نشود ؟دروسی که واقعا مورد نیاز طلبه وجامعه است جنبی ودروسی هم که قابل فهم طلبه نیست باید اصلی بشود؟ آیا حوزه چشم اندازی برای آینده دارد ؟آیا واقعا وحدت حوزه ودانشگاه صورت گرفته ویا یک شعار است ؟ وقتی میتوان گفت که وحدت حوزه ودانشگاه صورت گرفته که این دو مسایل دینی را تحقیق شده تحویل جامعه بدهد مثلا قسمت تفسیر وسند روایت را حوزه بگوید وفلسفه پزشکی وغیر ه را دانشگاه
چرا حوزه خود ترجمه قرآن نمیتواند بیرون دهد ومردم را برای فهم بیشتر قرآن کمک کند ؟
آیاواقعا درست است که درس خارج شیخ انصاری مقدمه برای درس خارج بزرگان دیگر بشود؟
یا کفایه ای که درس خارج استادی است که در پای در س او چندین مجتهد مینشستند حال من طلبه که فقط فکرم این است که بتوانم به امتحان برسم بخوانم؟
بیشترین وقت درس سطح را خبر واحد میگیرد چقدر ثمره دارد؟
آیا نمیشود در حوزه بجای بعضی از درسها کدها وقاعده ها را یاد گرفت؟
"اگر کسی را دوست داری صیدی برایش نده صیادی را یادش بده "
در کجا نمره قبولی 14 است؟
آیا نمیشود بحث شاگردی واستادی در حوزه مطرح شود یعنی استادی که به طلبه درس داده خودش امتحان بگیرد وامتحانات به این سبک جمع شود ؟
وقتی که در امتحان شفاهی تعلیقه کتاب ودرس خود استاد را قبول ندارند حال طلبه ای که از این استاد این درس را گرفته چه کند؟آیا ما حتما باید برایفهم مطلب از متنهای سنگین عربی گیر کنیم کسی که هدفش رسیدن به منزل است آیا عاقلانه است که در کوچه های تنگ گیر کند واز اتوبان نرود ؟
در اینجا لازم است کلمات آن استاد دلسوز آن مقام عظمای ولایت روحی له الفدا را بیاورم که فرمودند:
" تغییر کتاب درسى لازم است، حتماً هم باید تغییر پیدا کند؛ در این هیچ شکى نیست. استدلالى که یکى از برادران ما اینجا ذکر کردند، من یادداشت کردم؛ استدلال بسیار متینى است که اگر قرار بود ما کتاب درسى را عوض نکنیم، باید همان «معالم» را میخواندیم، دیگر «قوانین» چرا نوشته شد؟ «رسائل» چرا نوشته شد؟ «فصول» چرا نوشته شد؟ «کفایه» چرا نوشته شد؟ خوب، این درست است؛ الان هم همین است. الان هم بایستى حتماً کتاب درسى تغییر کند؛ بایستى کارى کرد که همّ طلبه، فهمیدن مطلب باشد، نه فهمیدن عبارت. هیچ هنرى نیست در اینکه ما عبارت را جورى مغلق بگیریم، یا اگر تعمداً هم مغلق نگیریم، بى مبالاتى کنیم که عبارت بشود مغلق، تا طلبه مبالغى وقتش صرف این کار بشود. این چه هنرى است؟ این چه لطفى دارد؟ چه خیرى در این نهفته است. نخیر، عبارت را آنچنان واضح بیان کنیم که آن کسى که استعداد فهمیدن مطلب را دارد، راحت از عبارت، مطلب را بفهمد. استاد هم براى تفهیم عبارت دچار مشکل نشود و فقط مطلب را بیان کند.
کفایه را تبدیل کنیم به کفایهى جدید؛ چه اشکال دارد؟ مکاسب را که در او شیوهى شیخ در بیان مطلب، دائم آمد و رفتِ اجتهادى است؛ چون درس خارجِ شیخ انصارى است - مکاسب را دست کم نباید گرفت. حالا کى مثل شیخ انصارى است؟ این همه مکاسب نوشتهاند. این درس خارج که حالا به صورت تدوین شده در آمده، خصوصیتش براى آن کسى که در درس خارج شیخ نشسته، خوب است؛ مطلب را دائم به این طرف بکشاند و به آن طرف بکشاند، دائم ابداع احتمال کند، اما براى کسى که میخواهد فقه استدلالى را از روى متن یاد بگیرد، نه؛ خوب نیست؛ طلبه دچار مشکل است - تسهیل کنند. همان مطالب شیخ را بیاورند در یک کتاب دیگرى، منتها سرراست و روشن. تحقیق شیخ را در هر مسئلهاى قشنگ بیان کنند، اما متعبد و مقید باشند به همان که شیخ بیان کرده؛ او را بیان کنند در این کتاب جدید. این میشود مکاسب جدید، که لازم است."
حوزه واقعا نیاز به تحول در بعد آموزشی دارد گفتند درسها را تخصصی کنیم اما عملا دیدیم که دکانهی تخصصی باز شد با ارایه مدرک ونتیجه علمی چندانی نداشت چه فرق میکند که طلبه دانشگاه برود یا در جای که ماکت دانشگاه است مشغول شود واین تخصصیها درس حوزه را ازارزش انداخته طلبه خجالت میکشد بگوید من سطح چند حوزه هستم چون رفیقش میگوید من در فلان تخصصی شرکت میکنم یعنی من از تو بالاترم حوزه با این برنامه با این چشم انداز آیا برای فردا جوابی نیروی دارد ؟خوب است اینجا بیانات دلسوزانه مقام معظم رهبری را بیاورم که میفرماید:" اگر امروز ارکان حوزه یعنى مدیران، صاحبنظران، اساتید، برجستگان همت بکنند، درست فکر کنند و برنامهریزى کنند، حوزه بیست سال دیگر از لحاظ سطح و عمق و عرض و طول و توسعهى نفوس، از حالا بمراتب بهتر خواهد بود. اگر حالا ما پیشبینى نکنیم، نه؛ هیچ معلوم نیست حوزهى قمى در آینده با همین عرض و طول فعلى هم وجود داشته باشد. بزرگانى، محققینى، علماى خوبى، فقهائى، فلاسفهاى از حوزه گرفته میشوند؛ مىروند - ننقصها من اطرافها - جاى اینها باید شخصیتهائى رشد کنند، ببالند؛ جاى اینها را پر کنند و بیش از آنچه که آنها انجام دادند، انجام بدهند. اگر این کار شد، این آیندهنگرى انجام گرفت، فردا خوب خواهد بود. اگر این آیندهنگرى امروز در حوزهى قم انجام نگیرد و به وضع موجود راضى باشیم؛ به همینى که حالا حوزه را یک جورى اداره کنیم؛ به این اگر قناعت کنیم، فردا یا حوزهاى نداریم یا حوزهاى رو به انحطاط خواهیم داشت.
ما امروز داریم فکر روزى را میکنیم که کشور ما نفت نداشته باشد؛ انرژى، انرژىِ بدون نفت. کشورى که نفت ندارد، شاید در منابع دنیا هم نفت باقى نماند. دنیا دارد فکر انرژى آن روز را میکند. ما هم با این دردسرهائى که ملاحظه میکنید، ایستادهایم براى اینکه آن آینده را، امروز تأمین کنیم. اگر نکنیم، آن روزى که نفت تمام میشود، ما نیستیم، اما اثر سوء این عمل ما آن روز خواهد بود. ما مسئول خواهیم بود. باید این فکر را در حوزه نهادینه کنید. هم مدیران حوزه، هم شوراى عالى حوزه، هم بزرگان حوزه، هم حضرات مراجع باید این را بدانند و به این توجه کنند که ما امروز باید به فکر حوزهى قم یا اصفهان یا مشهد یا بقیهى شهرها در بیست سال آینده باشیم؛ در سى سال آینده باشیم. سى سال آینده یعنى چه؟ یعنى دنیائى که احتمالاً هیچ شباهتى با امروز ندارد؛ از لحاظ امکان اثرگذارى، امکان تسخیر دلها، امکان تسخیر سرزمینها. بیست سال قبل این فناورى اطلاعات که این آقاى عزیز به این خوبى آمدند اینجا شرح دادند، وجود نداشت؛ چیزکى بود، امروز ببینید چه خبر است!
آن روز ما وقتى که فکر امروز را بکنیم، امروز در خلأ باقى نمیمانیم. امروز در هر خانهاى، در هر مدرسهاى، در هر گوشهاى، به قول یکى از آقایان شاید در هر روستائى اگر برویم، از فناورى اطلاعات یک چیزى آنجا مشاهده میکنیم. حوزهى علمیه میخواهد عقب بماند؟ سى سال آینده را به همین قیاس کنید؛ البته با یک شتاب بیشترى. یعنى شتاب علم در این بیست سالى که گذشت، یقیناً بمراتب کمتر خواهد بود از شتاب علم و پیشرفت علم و فناورى در بیست سالى که پیش روى ماست؛ در سى سالى که پیش روى ماست.
آن روز اى بسا صاحبان افکار گوناگون، مکاتب گوناگون، نحلههاى منحرف، صاحبان اغراض فاسده بتوانند خیلى آسان کلاسهاى درس دانشگاههاى شما را، مدرسههاى شما را، فرزندان شما را در خانههایتان در مشت بگیرند، در تصرف بگیرند؛ شما هم هیچ کار نتوانید بکنید. فکر آن روز را حوزهى علمیه باید بکند. مسئول، حوزهى علمیه است. مسئول دیندارى مردم، روحانیت است. روحانیت هم مولود و ساختهى دست حوزهى علمیه است. با این نگاه مسئولیت را بسنجید؛ این جورى توزین بکنیم مسئولیت را تا بفهمیم بر دوش ما، بار سنگینى که هست، چیست. "
4.تحول درنظام پژوهش
الان در زمان فعلی پرسشهای فراوانی وجود دارد که احتیاج به پژوهش دارد تا بتواند پاسخ گوی نیاز جامعه باشد
بقول مدیر امور مدارس حوزه علمیه قم
حجتالاسلام والمسلمین مولایی که در مراسم تقدیر از پژوهشگران برتر مدرسه علمیه علوی قم سخن می گفت: با اشاره به اهمیت پژوهش در زمینه علوم دینی فرمود: در عرصه پژوهش بسیار عقب هستیم و بدون پژوهش نمی توانیم نیازهای جامعه را پاسخ دهیم.
حوزه با تقاضاهای مکرر جهانی مواجه است، ولی متأسفانه کار بایسته ای در پاسخگویی به این پرسش ها انجام نگرفته است.
حجتالاسلام والمسلمین مولایی می فرماید: امروز هزاران پرسش اقتصادی، سیاسی، قضایی، حقوقی و اجتماعی روی میز پژوهش حوزه است و این امر رسالت طلاب جوان را بیش از گذشته، سنگین می کند. [1]
4.تحول در شهریه
در زمانی که جهان بسوی شهر الکترونیکی کشور الکترونیکی وجهان الکترونیکی شدن پیش میرودآیا نمیشود فکری برای پرداخت شهریه طلاب کرد ؟
شهریه ها را دری ک جا جمع کرد؟
این نوعی آموزش تگدیگری نیست ؟
طلبه عادت میکند که باید همیشه دست داراز کند علاوه بر این طلابی هستند که وقت نمیکنند دکتر بروند آیا لازم است یکروز خود را در صف شهریه بگذراند ؟
موقع شهریه چرا بیشتر کلاسها کم جمعیت میشود ؟
باید تصمیمی گرفته شود هم عزت حوزه وطلبه حفظ شود وهم جهت مادی طلبه بطور احسن تامین شود
5.تحول در امر تبلیغ
باید طلاب از هر حیث ساماندهی بشوند هم آمار دقیقی از طلاب در دست باشد و هم توانمندیهای طلبه در نظر گرفته شود که در کجا وچه نوع توانمندی تبلیغی دارد
وهم چنین حمایت لازم بشود
نهادهای که برای تبلیغ وجود دارند باید منسجم بشوند
[1] بنقل از سایت خبر تبیان شنبه 1/10/1386http://www.tebyan.com/education/hawzah/hawzahnews/2007/12/22/56339.html
- به این وبلاگم سر بزنید
- آیت اللّه شیخ عبداللّه کورائمی
- عکسهای کورایم (زیباترین نماز ظهر عاشورا )کورائیم
- چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸
- انسانهای متفاوت
- آموزش پارتیشن بندی ویندوز ویستا
- عید فطر، مظهر تجدید حیات(ماه شوال)
- طلایى ترین فرصت پاکسازى درون و بهترین پالایشگاه روح رمضان است .
- سلام بر رمضان المبارک
- مناسبتهاى ماه رمضان المبارک ماه مناجات و دعا
- روزی که دختران شرم را رها کنند چشمها نا بینا باید بشوند
- آمدن ماه رجب مبارک(این رجبیون)
- این جهان کوه است وفعل ما ندا
- متن کامل نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی
- من از مجنون عاشقترم!!!!
- آداب مجلس
- تعلیم وتربیت
- چه کسی میتواند آرزوی مرگ بکند ؟
- عارف کامل سالک الی الله(ایت الله العظمی محمد تقی بهجت) امروز بسوی خدا رفت
- فاطمه معصومه علیهاالسلام(بمناسبت وفات فاطمه معصومه)
- عیدتان مبارک
- شهادت امام حسن عسگری
- خداحافظی استاد صفایی بوشهری
- خداحافظی گرم استاد صفایی بوشهری با شاگردان
- اربعین حسینی یا چله عارفان؟
- کلمه های زندگی
- پرسشهاى خضر پیامبر و پاسخهاى امام علی علیه السلام
- در مورد اینکه مرد چگونه باید به زن خود پول برای خرج منزل و خودش بدهدبنویسید
- شهادت امام سجاد(علیه السلام)
- عزاداری کورایم
- اخبار
- اخلاق
- اداره کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل
- اوقات شرعی
- ايران صدا
- ایران سیما
- بانک پارسیان
- بورس اوراق بهادار تهران
- پاسخ شبهات دینی شما
- پست جمهوری اسلامی ایران
- پيام اردبيل
- پی سی دانلود
- تبيان
- تشخیص آنلاین وآفلاین در یاهو
- جستجو
- جستجو در پرسش و پاسخ:
- چه کتابی در مورد مسایل دینی میخواهی همه کتابها اینجاس اینجا را کلیک کن تا پیداکنی
- حجاب
- حوزه علميه
- خرید وفروش املاک
- دانشکده علوم حدیث
- دانلود
- راديو معارف گنجينه مسايل ديني
- رایانه واینترنت
- روزنامه جمهوری اسلامی
- روزنامه رسالت
- سبک بالان
- سوال از شما جواب از ما
- شهرداري كورائيم
- شهرداري كورائيم
- علماءومراجع
- قدس
- قمه زنی
- قوانين
- کیهان
- لینگستان
- محمد نصیری
- مرکز اطلاع رسانی فلسطین
- مسافر
- مشاوره
- نو اندیش
- نير
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
