کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

آخرین یادگار کربلا

زمین و آسمان اى شیعه در حزن و غم است امشب

                                 همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب

 امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون

                                  مدینه غمسرا از این غم و زین ماتم است امشب

 

الف : مختصرى از زندگى نامه امام باقر(ع )

حضرت امام محمد باقرعلیه السلام در سال 57 هجرى در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این نقل را روایاتى که دلالت بر این دارد که امام محمد باقرعلیه السلام به هنگام شهادت جد بزرگوارش در کربلا حضور داشته و سه سال از عمر مبارکش مى گذشته ، سازگار است .

در روز و ماه و ولادت آن حضرت مانند سال ولادت ،نقل هاى مختلفى ذکر شده است : در برخى نقل هااوّل رجب سال 57 هجرى  و در برخى دیگر سوم  و پنجم  صفرسال 57 هجرى آمده است ، امّا سوم صفر سال 57 هجرى از نظر محقّقین ترجیح دارد.

در سال شهادت امام باقرعلیه السلام آراء مختلفى هست : بعضى آن را روز هفتم ماه ذىالحجّه سال 114 مى دانند و برخى دیگرسال 117 و 118 و 116 هجرى ذکر نموده اند، ولى در بیش ترمنابع سال 114 هجرى روایت شده است

منابع روایى و تاریخى علّت شهادت آن حضرت را مسمومیّت دانسته اند به وسیله زین آغشته به سم به صورتى که بدن مبارک از شدّت تاءثیر سم به سرعت ورم کرده و سبب شهادت امام باقرعلیه السلام شده است

امام باقرعلیه السلام این چنین مظلومانه شهید شد و در بقیع ، کنار مرقد پدربزرگوارش اما سجّادعلیه السلام مدفون گردید. آن امام همام علیه السلام حدود19 سال پس از شهادت پدر در مقام امامت بود


 

امام باقر(ع ) احیاگر سنّت پیامبر(ص )

درست در سال هاى امامت امام باقرعلیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش ، یعنىسالهاى 114 94 ق . زمان پیدایش مشرب هاى فقهى ونقل حدیث درباره تفسیر بود. از علماى اهل سنّت کسانى مانند ابن شهاب زهرى ،مکحول ، قتاده ، هشام بن عروه و... در زمینه نقل حدیث و ارائه فتوا فعالیت مى کردند.وابستگى عالمانى مانند زهرى ، ابراهیم نخعى ، ابوالزناد، رجاء بن حیاة که همگى کم وبیش به دستگاه حاکمیّت اموى وابستگى داشتند، ضرورت احیاى سنّت پیامبرصلى الله علیه و آله را به دور از شایبه تحریف عمدى خلفا و علماى وابسته مطرح مى کرد.

با نگاهى به فراوانى روایات نقل شده در این دوران و شهرت علم فقه در میان محدّثاناین زمان ، مى توان گفت که علم فقه نزد اهل سنّت از این دوره به بعد وارد مرحله تدوین خود شده است . فروکش شدن تنش هاى سیاسى پس از حادثه کربلا و شکست خوردن و ازمیان رفتن ابن زبیر و یکپارچه شدن حاکمیت مروانیان ، به ناچار بسیارى از علما را ازصحنه سیاست دور کرد و به حوزه درس و حدیث سوق داد و آن ها را واداشت که به شکلى ،اختلاف روایات را حل کنند و قواى فقهى براى مردم ارائه دهند. نخستین بار درسال 100 هجرى عمر بن عبدالعزیز فرمان تدوین احادیث را خطاب به ابوبکر بن حزم صادر کرد

 

این خود بهترین شاهد است بر آغاز تکاپوى فرهنگىاهل سنّت در آغاز قرن دوّم ، مقارن با دوران امامت امام باقرعلیه السلام از این رو، امام احساس کرد که مى بایست با ابراز و اشاعه نظریّه هاى فقهىاهل بیت علیهم السلام در برابر انحرافاتى که به دلایل مختلفى در احادیث اهل سنّت رسوخ کرده بود، موضع گیرى نماید. نظریّه هاى فقه شیعه گر چه تا آن زمان به گونه محدود و در حدّ اذان ، تقیه ، نماز میّت و... روشن شده بود، با ظهور امام باقرعلیه السلام قدم مهمّى در این میان برداشته شد و یک جنبش فرهنگى تحسین برانگیزى در میان شیعه پدید آمد. در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود شامل فقه و تفسیر و اخلاق را آغاز کرد. پیش از آن در جامعه اسلامى ، فقه واحادیث فقهى به طور کامل مورد بى اعتنایى قرار گرفته بود. جلوگیرى از تدوین حدیث ، که به دستور خلیفه اوّل و دوّم انجام گرفت ، ازعوامل عمده انزواى فقه بود؛ فقهى که دست کم هشتاد درصد آن متّکى به احادیث روایت شده از پیامبرصلى الله علیه و آله بود. ذهبى از ابوبکرنقل مى کند که گفت :

فلا تحدّثوا عن رسول اللّه صلى الله علیه و آله شیئا، فمن ساءلکم فقولوا:بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ کِتابَ اللّهَ فَاستَحِلُّوا حلالَه و حَرِّمُوا حَرامَه .

از رسول خداصلى الله علیه و آله چیزى نقل نکنید و در جواب کسانى که از شما درباره حکم مسئله اى پرس و جو مى کنند، بگویید: کتاب خدا (قرآن ) میان ما و شما است ، حلال شرا حلال و حرامش را حرام بشمارید.

در این باره از عمر نیز چنین نقل شده :

اءقِلُّوا الرِّوایَةَ عَنْ رَسُولِ اللّه و اَنا شَریکُکُم

 

نجات نسل دو پرنده و تسلیم نخل خشکیده

جابر بن یزید جُعفى حکایت کند:

در یکى از سال ها، به همراه حضرت باقرالعلوم علیه السلام رهسپار مکّه معظّمه شدم .

در بین راه ، دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاى کجاوه امام محمّد باقر علیه السلام نشستند و مشغول سر و صدا شدند، من خواستم آن ها را بگیرم تا همراه خود داشته باشم ، ناگهان حضرت با صداى بلند، فرمود: اى جابر! آرام باش و پرندگان را به حال خود واگذار، آن ها به ما اهل بیت عصمت و طهارت پناه آورده اند.

عرضه داشتم : مولاى من ! مشکل و ناراحتى آن ها چیست ، که این چنین به شما پناهنده شده اند؟!

حضرت فرمود: آن ها مدّت سه سال است که در این حوالى لانه دارند و هرگاه تخم مى گذارند تا جوجه شود، مارى در اطراف آن ها هست که مى آید و جوجه هاى آن ها را مى خورد.

اکنون پرندگان به ما پناهنده شده تا از خداوند بخواهم که آن مار را به هلاکت رساند؛ و من نیز در حقّ آن مار نفرین کردم و به هلاکت رسید؛ و پرندگان در امان قرار گرفتند.

جابر گوید: سپس به راه خود ادامه دادیم تا نزدیک سحر و اذان صبح به بیابانى رسیدیم ؛ و من پیاده شدم و افسار شتر حضرت را گرفتم ؛ و چون حضرت فرود آمد، در گوشه اى خم شد و مقدارى از شن ها را کنار زد و در حال کنار زدن شن ها، چنین دعائى را بر لب هاى خود زمزمه مى نمود: خداوندا! ما را سیراب و تطهیر و پاک گردان .

ناگهان سنگ سفیدى نمایان شد و امام علیه السلام آن سنگ را کنار زد و چشمه اى زلال و گوارا آشکار گردید، و از آن آب آشامیدم و نیز براى نماز وضو گرفتیم .

و بعد از خواندن نماز، سوار شدیم و به راه خود ادامه دادیم تا آن که صبحگاهان به روستائى رسیدیم ، که نخلستانى کنار آن روستا بود، در آن جا فرود آمدیم ؛ و حضرت کنار نخل خرمائى - که از مدّتها قبل خشک شده بود - آمد و خطاب به آن کرد و اظهار داشت : اى درخت خرما! از آنچه خداوند متعال در درون شاخه هاى تو قرار داده است ، ما را بهره مند ساز.

جابر افزود: ناگهان دیدم درخت خرما، سرسبز و پربار شد و خود را در مقابل امام علیه السلام خم کرد؛ و ما به راحتى از ثمره آن مى چیدیم و مى خوردیم .

در همین اثنا، یک مرد عرب بیابان نشین که در آن حوالى بود، وقتى این معجزه را مشاهده کرد، به حضرت خطاب کرد و گفت : سحر و جادو کردید؟!

امام علیه السلام در پاسخ ، به آن عرب خطاب نمود و به آرامى اظهار داشت :

اى مرد! به ما نسبت ناروا مده ، چون که ما از اهل بیت رسالت هستیم ؛ و هیچ کدام از ما ساحر و جادوگر نبوده و نیستیم ، بلکه خداوند متعال از اسامى مقدّسه خود کلماتى را به ما آموخته است که هر موقع هر چه را بخواهیم و اراده کنیم ، به وسیله آن کلمات ، خداوند متعال را مى خوانیم و تقاضا میکنیم ، آن گاه دعاى ما به لطف او مستجاب خواهد شد.

 

 

شکافنده علوم

ابو جعفر، محمد بن زین العابدین علیه السلام ، ملقب به باقر، ابن خلکان در تاریخش درباره آن حضرت مى گوید:

و باقر، عالم و آقاى بس بزرگى بود. به او باقر مى گفتند؛ زیرا او علم را مى شکافت و حقیقتش را آشکار ساخته ، آنرا توسعه مى داد. تبقر به معناى توسع است و قرظى شاعر در مدح آن امام همام علیه السلام سروده است :

یا باقر العلم لاهل التقى

و خیر من لبى على الاجبل

 

- وصى اوصیا و وارث علم انبیاء (ع )

مفید - ره - در ارشاد مى گوید: از هیچ کدام از فرزندان حسن و حسین علیه السلام ، چنین علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون آداب که از ابو جعفر علیه السلام ظاهر گشت ، به ظهور نرسید.

اذا طلب الناس علم القرآن

کانت قریش علیه عیالا

و ان قیل این ابن بنت النبى

نلت بذاک فروعا طوالا

نجوم تهلل للمدلجین

جبال تورث علما جبالا

 

و نیز عبدالله عطاى مکى نقل کرده است که او گفت :

کسى ندیدم که علما نزد او چنان که نزد ابو جعفر بن على بن الحسین علیه السلام کوچکند، اظهار عجز و کوچکى نمایند.

حکم بن عتیبه را دیدم که با آن عظمت و عزتى که در مردم دارد، مانند طفلى که جلوى معلمش زانو مى زند، در پیش او نشسته است و جابر بن یزید جعفر چون از محمد بن على علیه السلام قولى را نقل مى کرد، مى گفت : وصى اوصیا و وارث علوم انبیاء محمد بن على بن الحسین علیه السلام مرا گفت .

 

- سخاوت امام محمد باقر (ع )

مفید مى گوید:

علاوه بر آن چه از فضل و علم و سیادت و آقایى و ریاست و امامتش ‍ گفتیم ، او از نظر جود و بخشش در خاص و عام شهرت داشت و همگى بر کرم و سخاوتش آگاه بودند و او به فضل و احسان - علیرغم کثرت عیال و متوسط بودن وضعیت مالى اش - معروف بود.

 

- امام محمد باقر (ع ) در مقام رضا

آورده اند که :

جابر بن عبدالله انصارى که یکى از اکابر صحابه بود، در آخر به ضعف پیرى و عجز مبتلا شده بود، محمد بن على بن الحسین علیه السلام ، المعروف بالباقر به عیادت او رفت و او را از حال او سوال فرمود، گفت : در حالتى ام که پیرى از جوانى و بیمارى از تندرستى و مرگ از زندگانى دوست تر دارم .

محمد گفت که :

من با وى چنانم که اگر مرا پیرى دوست تر دارم و اگر جوان دارد، جوانى دوست تر دارم و اگر بیمار دارد، بیمارى و اگر تندرست دارد، تندرستى و اگر مرگ دهد، مرگ و اگر زندگانى زندگانى ، را دوست تر مى دارم .

جابر چون این سخن را شنید، به روى محمد علیه السلام بوسه داد و گفت : صدق رسول الله صلى الله علیه وآله که مرا گفت مه یکى از فرزندان مرا ببینى همنام من و هو یبقر العلم بقرا کما یبقر الثور الارض و به این سبب او را باقر علوم الاولین و الاخرین گفتند.

و از معرفت این مراتب معلوم شود که جابر در مرتبه اهل صبر بوده است و محمد علیه السلام در مرتبه رضا.

 

- اوصاف باقر آل محمد (ع )

ابن الحجر در الصواعق المحرقه مى گوید:

ابو جعفر، محمد باقر، او را باقر خواندند، چون باقر از بقر الارض است به معناى شکافتن زمین و آشکار ساختن پوشیدگیهاى و مکامن آن . از این رو، او چنان گنج هاى مخفى معارف و حقایق احکام و لطایف را ظاهر ساخت که بر کسى جز آن که چشم بصیرتش کود است و یا باطن و نهادش فاسد، پوشیده نماند. از این جهت است که گفته اند: آن بزرگوار، شکافنده و جامع علم است و صفاى قلبش ، او را رفعت داده و علم و عملش را پاک ساخته و نفسش را طهارت و خلقتش را شرافت بخشیده و عمرش را در طاعت خدا سپرى کرده است . او به مقاماتى عرفانى واصل بود که زبان وصف کنندگان از وصفش عاجزند و او را کلماتى است بسیار، در سلوک و معارف که در این مختصر نمى گنجد.

 

 

- روح پاک

حجت کافى از جابر از ابو جعفر علیه السلام روایت شده که : جابر گفت : از علم عالم (امام ) پرسیدم ، در پاسخ به من فرمود: اى جابر! در انبیاء و اوصیاء پنج روح است : روح القدس و روح ایمان ، روح حیات و روح قوه و روح شهوت . اى جابر! آنها به روح القدس از تحت عرش تا تحت ثرى (خاک ) را مى دانند.

سپس فرمود: اى جابر! این چهار روح ، ارواحى اند که حوادث به آنها دسترسى دارد، مگر روح القدس که لهو و لعب نمى کند .

 

عبادت حضرت امام محمد باقر (ع ) 

 

- کرم بین و لطف خداوندگار

در کتاب شریف کافى ، زراره از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام نقل مى کند: خداى تبارک و تعالى براى آدم در فرزندانش ‍ چنین مقرر فرمود که چون کسى همت به انجام کارى نیک بندد و آنرا به انجام نرساند، یک حسنه برایش نوشته شود و چون آنرا به انجام رساند، ده حسنه برایش نوشته شود، و چون کسى همت به انجام کارى زشت بندد و آنرا انجام ندهد، چیزى بر او نوشته نشود، و اگر آنرا به انجام رساند، تنها یک گناه بر او نوشته شود.

 

- چرا زاهد اندر هواى بهشت است ؟!

وقتى ، به حضور شریف علامه طباطبایى (رضوان الله تعالى علیه ) تشرف حاصل کرده بودم و عرض حاجت نمودم ، فرمود: آقا سحر حضرت باقر علوم نبین علیه السلام را فراموش نکن که در آن ، بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نیست .

اگر بهشت شیرین است ، بهشت آفرین شیرین تر است !

چرا زاهد اندر هواى بهشت است

 

چرا بى خبر از بهشت آفرین است

 

- تعلیم وضو

از قیس بن ربیع روایت شده است : ابو اسحاق سبیعى را دوباره مسح از روى کفش پرسیدم ، که آیا جایز است یا نه ؟

او پاسخ داد: من دیده بودم که مردم از روى کفش مسح مى کنند؛ تا آن که مردى از بنى هاشم را دیدم که تا آن زمان کسى چون او را ندیده بودم و او محمد بن على بن الحسین علیه السلام بود، مساءله را از او پرسیدم ، ایشان مرا از این کار نهى فرمود و گفت : امیرالمؤمنین علیه السلام ، چنین مسح نمى کرد.

و فرمود: مسح بر کفش جایز نیست !

وقتى این را از ابو اسحاق شنیدم ، دیگر هیچ گاه از روى کفش ، پاى را مسح نکردم .

 

 

- ثبات حکمت در دل

ثقه الاسلام کلینى - رضوان الله تعالى علیه - در جامع کافى از ابى جعفر امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که : ما اخلص ‍ عبدالایمان بالله اربعین یوما او قال ما اجمل عبد ذکر الله اربعین یوما الا زهده الله فى الدنیا و بصره دائها و دوائها و اثبت الحکمه فى قلبه وانطق بها لسانه .یعنى امام علیه السلام فرمود: هیچ بنده اى ذکر خدا را در چهل روز نیکو نگردانیده است ، مگر این که خداوند وى را از دنیا بیزارى دهد و به درد و دوایش بینایى ؛ و حکمت را در دلش ثابت گرداند و زبانش را بدان ناطق .

 

- حقایق ایمان ، وسیله رؤیت خدا

عبدالله بن سنان از پدرش نقل مى کند که : خدمت امام ابو جعفر علیه السلام رسیدم ، مردى از خوارج بر آن حضرت گفت : اى ابو جعفر! چه چیزى را عبادت مى کنى ؟

حضرت فرمود: خدا را.

پرسید: آیا او را دیده اى ؟

فرمود: آرى ! چشمان او را با مشاهده نمى بینند، ولى قلبها با حقایق ایمان مى بینند. با قیاس شناخته نمى شود و با حواس درک نمى گردد و شبیه مردم نیست . موصوف به آیات و شناخته شده با نشانه هاست . در حکمش ستم نمى کند؛ این است خدایى که جز او خدایى نیست .

در این هنگام مرد خارجى (برخاست ) و رفت ، در حالى که مى گفت : خدا داناست که رسالتش را کجا قرار دهد!

 

-         اى ابا نعمان ! فریبت ندهند

-          

ابو نعمان گوید:

شنیدم که ابو جعفر علیه السلام فرمود: اى ابا نعمان ! مردم تو را فریب ندهند و از نفست غافل نکنند؛ هر چه به تو رسد، همراه تو خواهد بود نه همراه آنان . روزت را به بیهودگى سپرى مکن ؛ چه همراه تو کسانى هستند که عمل تو را ثبت مى نمایند. پس نیکوکارى کن که هیچ چیزى را به جستجو و طلب نمى بینم که از عمل نیک ، که گناه پیش را از میان مى برد، بهتر باشد.

 

- دعاى امام باقر (ع )

از امام باقر علیه السلام (و شکافنده ) علوم پیامبران علیه السلام در دعاى افتتاح چنین آمده است : اللهم انى اساءلک من اسماءک باکبرها و کل اسماءک کبیره ، اللهم انى اساءلک من کلماتک باتمها و کل کلماتک تامه ؛ یعنى بار خدایا! من از تو به بزرگترین اسماى تو خواهانم ، و همه اسماى تو بزرگند. خدایا! از تمام ترین کلمات تو، از تو خواهانم و همه کلمات تو تمامند.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :