کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸

شاعرى گفته است :

از جنازه هاى که از راه مى رسند، در هراسیم . و چون از ما پنهان مى شوند، از یاد مى بریم . ترس ما، همچون ترس گوسفندان از گرگست ، که چون از دیدشان پنهان شد، باز، به چرا مى پردازند.

شوقى ! غم شوخ دلستانى دارى  گر پیر شدى ، چه غم ؟ جوانى دارى

 

شمشیر کشیده ، قصد جان ها دارد   خود رابرهان ! تو نیز جانى دارى .

 

 

مجنون گفت :

از شنیدن سخن دیگران باز مانده ام . مگر آن چه که از آن تست که این ، کار منست . نگاهم را به آن که با من سخن مى گوید پیوسته مى دارم و تمامى خردم با تست .

 

لیلى گفت :

هر حالى که مجنون داشت ، من نیز داشتم اما برترى من بر او آشکار است و آن ، اینست که او پدیدار کرد و من در رازدارى فرو مردم .

نیز لیلى گفته است :

مجنون عامرى ، قصه عشق خویش آشکار کرد. اما من نهفتم و در اشتیاق خویش نابود شدم اگر به قیامت ندا دهند که قتیل عشق ، کیست ؟ این تنها منم که پیش خواهم آمد.

 

حال من نیز ....

زیبارویى را دوست دارم ، که آیت همه روشنى هاست . بسیار کسان در وصال او ناکام مانده اند. و حدیث درماندگى خویش را پنهان مى دارند. به سرگذشت من نمى پردازد. چه ، مى ترسد که اگر به من گوش فرا دهد، دلش ‍ به رقت آید.

 

توهم بداد دل خویش برس تا وانفسا در روز واپسین نزنی ای همسفرم

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :