کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧
از بندر بود سخنانش بوی خدا میداد میگفت........
سال 1380بود
ده هزار تومان در بانک واریزکردم
به همون خدایی که شاهده همون زمان که حساب باز کردم
به نیت حج عمره
بسم الله گفتم وگفتم ای خدا
من این حساب رو به نیت حج عمره یا زیارت خونه خودت
تا اینکه سال 85بد جوری عشق امام حسین در وجودم طنین انداخت
که شب وروز وخواب وخوراک نداشتم
همسرم هم مشغول خواندن درس بود
البته خودش قبلا با مادرش رفته بود
اون وقتی که دید من خیلی بی قرارم
اوایل سال 86
200000تومان داد
گفت برو تو که این قدر نیت صافه یه حساب برا خودت باز کن
شاید خدا خواست وبرنده بشی
منم با شور وعشق فراوان رفتم
۱۰۰۰۰۰تومان در یک بانک و
۱۰۰۰۰۰تومان دیگشم
رفتم همون بانکی که قبلا حساب داشتم
10000تومان باز کرده بودم به نیت حج عمره
زمانی که رفتم بانک
قبل از اینکه نوبتم بشه
گفتم ای خدا این حساب رو به نیت سفر کربلا باز میکنم
کمکم کن
بعد گفتم ای خدا هم مکه وهم کربلا
بعدش یکدفعه به خودم اومدم گفتم نباید توقعم بشه
همون کربلا کافیه
زمانی که نوبت من رسید
گفت خانم چقدر در حسابت پول داری
گفتم 10000تومان
گفت چقدر میخوای واریز کنی گفتم 100000تومان
یکدفعه کارمند بانک گفت اشتباه نمیکنی/
منم گفتم نه
گفت کارت قرعه کشی نداشتی
گفتم نه همین دفتر چه قرض الحسنه
خلاصه بعد از کلی پرسش وپاسخ به من گفت
خانم با پولی که الان واریز کردید به حساب
720000تومان به حسابتون هست
من اولش تعجب کردم
اما خدایش ذوق زده نشدم مثل بعضیها
اما بعدش بهم گفت اشتباه شده
گفت سال 84
یه 10000تومان برنده شدی
نا امید شدم اما خدایش خدا را شکر کردم
گفتم اگر حق من هست که گیرم میاد
اگر هم نه حلال ومبارک صاحبش باشه
اما دفترچه قدیمو برداشت
وشماره همراهمو یاد داشت کرد
دفترچه جدید با تاریخ همون روز برام باز کرد
خالاصه اومدم از بانک بیرون با همسرم تماس گرفتم وجریان رو گفتم اخه ایشون خودشون هم کارمند بانک هستند
گفتند من الان سرم شلوغه وخودت باهاش صحبت کن
منم گفتم روم نمیشه واز این حرفها
اومدم سوار ماشین شدم واومدم بیام منزل
همسرم تماس گرفتند وگفتند چکار کردی
گفتم هیچ ولش کردم
از ماشین که پیاده شدم
باز تماس گرفتند گفتم میای با هم بریم که منم میام
والا خودم تنهایی نمیرم
گفت تاریخ افتتاح دفترچه جدید مال کیه گفتم امروز
منظورم همون تاریخی که رفتم
فکر کنم 6فروردین بود
گفت بر گرد منم میام بانک
همسرم اومد دفترچه رو بهش نشون دادم
گفت بیا بریم پیش رئیس شعبه
ما رفیتیم پیش رئیس شعبه
با رئیس شعبه صحبت کردیم وجریان رو بهش گفتیم
زمانی که رئیس شعبه اومد پیش کارمندش
دفتر چه جدید با 720000تومان به من تحویل دادند
گفت این خانم سال 1382یک هزینه سفر زیارتی حج عمره برنده شدن
ما پولشو واریز کردیم به حسابشون
ما فقط حساب سال 1384دیدیم خبری نبوده
به همین خاطر این اشتباه پیش اومده بود
باور کن
خلاصه این طور شد که من هزینه یک سفر حج عمره برنده شدم
همه ما اینطور هستیم ولی اسباب را میبینیم باید مسبب الاسباب را دید
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :