کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

شهادت

 دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟درست نمى‏دانیم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟، روشن نیست.کمترین مدت را چهل شب و بیشترین مدت را هشت ماه نوشته‏اند و میان این دو مدت روایت‏هاى مختلف از دو ماه تا هفتاد و پنج روز، سه ماه، و شش ماه است.

 چون فاطمه(ع)درگذشت.امیر المؤمنین او را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر او را از میان برد.سپس رو به مزار پیغمبر کرد و گفت:

 -اى پیغمبر خدا از من و از دخترت که به دیدن تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، بر تو درود باد!

 خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به تو بپیوندد.پس از او شکیبایى من به پایان رسیده و خویشتن‏دارى من از دست رفته.اما آنچنان که در جدایى تو صبر را پیشه کردم، در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره ندارم که شکیبایى بر مصیبت سنت است.اى پیغمبر خدا!تو بر روى سینه من جان دادى!ترا به دست خود در دل خاک سپردم!قرآن خبر داده است که پایان زندگى همه بازگشت به سوى خداست.

 اکنون امانت به صاحبش رسید، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید.

 اى پیغمبر خدا پس از او آسمان و زمین زشت مى‏نماید، و هیچگاه اندوه دلم نمى‏گشاید.

 چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم کباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.

 مرگ زهرا ضربتى بود که دل را خسته و غصه‏ام را پیوسته گردانید.و چه زود جمع ما را به پریشانى کشانید.شکایت خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم!خواهد گفت که امتت پس از تو با وى چه ستمها کردند.آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى بدو بگو!تا سر دل بر تو گشاید، و خونى که خورده است بیرون آید و خدا که بهترین داور است میان او و ستمکاران داورى نماید.

 سلامى که بتو مى‏دهم بدرود است نه از ملامت، و از روى شوق است، نه کسالت.اگر مى‏روم نه ملول و خسته‏جانم و اگر مى‏مانم نه به وعده خدا بدگمانم.و چون شکیبایان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم که هر چه هست از اوست و شکیبایى نیکوست.

 اگر بیم چیرگى ستمکاران نبود براى همیشه در کنار قبرت مى‏ماندم و در این مصیبت بزرگ، چون فرزندمرده جوى اشک از دیدگانم مى‏راندم.

 خدا گواه است که دخترت پنهانى به خاک مى‏رود.هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبانها نرفته، حق او را بردند و میراث او را خوردند.درد دل را با تو در میان مى‏گذارم و دل را به یاد تو خوش مى‏دارم که درود خدا بر تو باد و رضوان خدا بر فاطمه.

 متأسفانه جاى مزار دختر پیغمبر نیز مانند تاریخ وفاتش روشن نیست.از آنچه درباره مرگ او نوشته شد، و کوششى که در پنهان داشتن این خبر به کار برده‏اند، معلوم است که خانواده پیغمبر در این باره خالى از نگرانى نبوده‏اند.این نگرانى براى چه بوده است؟درست نمى‏دانیم.یک قسمت آن ممکن است به خاطر اجراى وصیت زهرا(ع)باشد که نخواسته است کسانى که او از آنان ناخشنود بود، در تشییع جنازه، نماز و مراسم دفن او حاضر شوند.اما آثار قبر را چرا از میان برده‏اند؟و یا چرا پس از به خاک سپردن او صورت هفت قبر، یا چهل قبر در گورستان بقیع و یا در خانه او ساخته‏اند؟

 مجلسى از دلائل الامامه و او به اسناد خود روایتى از امام صادق آورده است که بامداد آن روز مى‏خواسته‏اند جنازه دختر پیغمبر را از قبر بیرون آورند و بر آن نماز بخوانند و چون با مخالفت و تهدید سخت على(ع) روبرو شده‏اند از این کار چشم پوشیده‏اند.

 به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پیغمبر ناخشنود بودن او را از کسانى چند نشان مى‏دهد و پیداست که او مى‏خواسته است با این کار آن ناخشنودى را آشکار سازد.

 فسلام علیها یوم ولدت و یوم ماتت و یوم تبعث حیا.[1]



[1] مأخذ

 زندگانى فاطمه زهرا نوشته دکتر سید جعفر شهیدى با تلخیص و اضافات

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :