کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧
سعدى مى نویسد دانشمند نکوکارى به در خانه توانگرى رفت و گفت : چنین به من رسیده که تو چیزى از مال خود نامزد ارباب استحاق کرده اى و من بسیار مستحق و محتاجم ، آن مرد بهانه آورده گفت : من آنچه گفته ام نامزد کوران نموده ام و تو کور نیستى دانشمند گفت : تو اشتباه نموده اى کور حقیقى من هستم که روى از رزاق خلق برتافته در به چون تو بخیل شتافته ام و روى از توانگر گردانید و رفت ، آن مرد از سخن وى متاثر شد خادمى را از عقبش روانه نمود خادم هر چند در خواست کرد که مراجعت نماید قبول نکرد.

 

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :