کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - جمعه ٢٦ بهمن ۱۳۸٦
مناطق و محل اسکان انبیاء
حضرت آدم : منطقه جزیره العرب (مکه یا جده ).
حضرت ادریس : شهر بابل در عراق .
حضرت نوح : در عراق منطقه جنوبى آن .
حضرت هود: پیامبر قوم عاد در احقاف (منطقه اى در جنوب عربستان ، شمال یمن ).
حضرت صالح : پیامبر قوم ثمود در منطقه الحجر یا مدائن الصالح تقریبا در شمال غرب عربستان و شمال شرق دریاى سرخ .
حضرت ابراهیم : پیامبر قوم کلدانیان در شهر اءور عراق تقریبا در شمال شرقى بصره فعلى .
حضرت لوط: پیامبر قوم لوط در شهر سدوم شام که الان در اردن در جنوب دریاچه لوط واقع شده است .
حضرت اسماعیل : پیامبر عمالقه و قبایل یمن ، مکه و اطراف آن .
حضرت اسحاق : پیامبر قوم کنعانیون ، شهر الخلیل در فلسطین که امروزه به همان نام است .
حضرت یعقوب : پیامبر بنى اسرائیل ، در شام همان منطقه الخلیل .
حضرت یوسف : پیامبر بنى اسرائیل ، در مصر.
حضرت شعیب : پیامبر قوم مدین و اصحاب الایکة ، در شهر مدین در منتهى الیه دریاى سرخ .
حضرت ایوب : پیامبر قوم العموریون ، شهر حواران در شام در جنوب دمشق .
حضرت ذوالکفل : پیامبر قوم العموریون ، شهر دمشق و اطراف آن .
حضرت الیاس : قوم فینیقیون ، شهر بعلبک در شام و لبنان امروزى .
حضرت الیسع : قوم بنى اسرائیل ، شهر بانیاس در شام ، تقریبا شمال غربى دریاى مدیترانه .
حضرت یونس : قوم آشوریون ، شهر نینوا در عراق در غرب موصل .
حضرت سلیمان و زکریا و یحیى و عیسى : قوم بنى اسرائیل ، فلسطین
نویسنده: منصور - سه‌شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٦

 نکاتی در باره ازدواج آدم و حوّا و چگونگى آغاز نسل

          1.آیا دختران وپسران آدم باهم ازدواج کردند؟

          کتاب (علل الشرائع) با اسناد به زاره مى‏گوید: از امام صادق (ع) سؤال شد که برخى از مردم هستند که مى‏گویند: خداوند تبارک و تعالى به آدم (ع) وحى کرد که دختران خود را به عقد پسرانش در آورد و همه این خلق اصلشان از ازدواج خواهر و برادر نشأت گرفته است، امام صادق (ع) فرمود: منزّه است خدا از این سخن تنزیهى بسیار بزرگ، کسانى که چنین کلامى مى‏گویند در واقع مى‏خواهند بگویند خداوند برگزیدگان خلقش و پدر انبیاء خود را از حرام آفریده و قدرت ایجاد آنها از راه حلال را نداشته است، خداوند تعالى این چنین خبر داده که حتّى بعضى از حیوانات هم از ازدواج با خواهر خود بیزارى مى‏جویند.

          2.کیفیّت خلقت حوّا چگونه بوده است؟

           آنگاه از آن حضرت در باره کیفیّت خلقت حوّا سؤال شد و گفته شد: بعضى از مردم مى‏گویند خداوند حوّآ را از دنده چپ و پایینى آدم خلق کرده است.

          امام صادق (ع) مجددا خداوند را تنزیه کرده و فرمود: آیا خداوند قدرت نداشت که حوّا را از غیر دنده آدم خلق کند؟ و به این ترتیب بعضى از متکلّمین بگویند: آدم با قسمتى از بدن خود ازدواج کرده است؟ خداوند بین ما و ایشان حکم کند، سپس فرمود: خداوند تعالى وقتى که آدم را از گل آفرید، ملائکه را مأمور به سجده او نمود و آن وقت خواب را بر او مستولى کرد، سپس براى آدم به خلق جدیدى پرداخت و آن وقت حوّا به حرکت در آمد و آدم از جنبش او بیدار شد و وقتى آدم به او نظر کرد او را با سیمایى بسیار زیبا و شبیه خود دید و مشاهده کرد که او به زبان خودش تکلّم مى‏کند، پس به او گفت: تو کیستى؟ حوّا گفت: من مخلوقى هستم که همان طور که مى‏بینى، خدا مرا آفریده، پس آدم گفت: پروردگارا این مخلوق زیبا کیست که من به نزدیکى با او و نظر به او مأنوس شده‏ام، فرمود: این کنیز من حوّاست، آیا دوست دارى که همراه و انیس تو باشد و با تو سخن بگوید و امر تو را مطیع باشد؟ گفت:

          بله، خداوندا تا وقتى زنده‏ام تو را از این بابت شکر و سپاس مى‏گویم، آن وقت خداوند خطبه نکاح آدم و حوّا را جارى کرد و خداوند نیروى شهوت را در آن دو ایجاد نمود، آدم گفت: خداوندا چگونه رضایت تو را در این باره بدست آورم؟

          فرمود: رضایت من در این است که معالم دین مرا به او تعلیم دهى، آن وقت آدم به حوّا گفت: نزدیک من بیا، حوّا گفت: نه بلکه تو به نزد من بیا و خداوند به آدم امر کرد که برخاسته و بسوى او برود و اگر چنین نبود هر آینه همواره زنان به خواستگارى مردان مى‏رفتند، این بود قصه خلقت حوّا که سلام خدا بر او باد.

          در این خصوص مى‏گوئیم: مشهور بین اهل سنّت این است که حوّا از دنده چپ آدم خلق شده و بعضى اخبار این معنا را تأیید مى‏کند، امّا این حدیث و احادیث مشابه آن این معنا را نفى مى‏کنند و بنا بر این آن روایات یا محمول بر تقیّه هستند و یا همان طور که شیخ صدوق رحمة اللَّه علیه نقل کرده حوّا از زیادى گل آدم خلق شده.

          رازى در (مفاتیح الغیب) در تفسیر آیه (اى مردم از پروردگارتان پروا کنید همان که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او قرار داد )، مى‏گوید: مراد از زوج حوّا است و امّا در باب اینکه حوّا از آدم خلق شده دو قول وجود دارد:

          1) قول اوّل: که اکثریّت معتقدند و آن این است که خداوند وقتى آدم را خلق کرد، نور خود را بر او تابانید و آن وقت حوّا را از یکى از دنده‏هاى چپ او آفرید و وقتى که آدم از خواب برخاست او را دید و به سوى او تمایل یافت، چون او از جزئى از وجود خودش نقل شده بود و در گفتار خود به روایتى از رسول اکرم (ص) تمسّک مى‏جویند که فرموده‏اند: آفرینش زن از دنده مرد است و چنانچه قصد کنى که آن را از هیئت اعوجاج خارج کنى، خواهد شکست و امّا اگر او را به حالت خود رها کنى، از او بهره‏مند خواهى شد.

          2) قول دوّم که مورد نظر (ابو مسلم اصفهانى) است اینست که: مراد از این آیه اینست که خداوند حوّا را از جنس آدم خلق کرد، همچنان که در جاى دیگر مى‏فرماید: (خداوند براى شما از نفس خودتان همسرانى خلق کرد ) و یا فرمود: (آن زمان که در میان ایشان پیامبرى از جنس خودشان برانگیخت ).

          امّا (قاضى) مى‏گوید: قول اوّل قویتر است، چون اگر این طور بود که حوّا مستقلا خلق شده باشد در این صورت خلقت انسانها از دو نفر بود و صحیح نبود که خداوند بفرماید: خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ* البته ممکن است (من) در این آیه من ابتدائیه باشد در این صورت یعنى آغاز خلقت و ایجاد از یک نفس یعنى همان آدم (ع) بوده است و به علاوه همان طور که خداوند قادر بود آدم را از گل بیافریند البته قادر بود که حوّا را نیز از گل بیافریند و حال که چنین است به چه دلیل باید حوّا را از دنده چپ آدم خلق کرده باشد؟! و بعضى از اهل حدیث گفته‏اند: ممکن است مراد از خلقت از نفس واحده خلقت از ناحیه پدر واحد باشد، همان طور که مثلا بنى تمیم را به پدرشان تمیم نسبت مى‏دهند و هیچ منافاتى با مشارکت مادر آنها در خلقتشان ندارد و شاید هم منظور از (منها) در این آیه تعلیل باشد، یعنى خداوند بخاطر آدم حوّا را خلق کرد.

          و در همان کتاب از (زرارة) از امام صادق (ع) در باره ازدواج برادران و خواهران مى‏نویسد: واى بر این افراد که قولشان نه مطابق فقهاى حجاز است و نه فقهاى عراق، خداوند عزّ و جل دو هزار سال قبل از خلق آدم به قلم آفرینش امر نمود و قلم بر لوح محفوظ جارى گشته و تمام موجودات عالم تا روز قیامت بر آن رقم خورده است و از ابتداى آفرینش چنین رقم خورده که ازدواج خواهران و برادران حرام است و ما در کتب آسمانى مشهور (تورات، انجیل، زبور و قرآن) چنین مطالبى را خوانده‏ایم و خداوند این تحریم را از لوح محفوظ بر انبیاء خود (که سلام خدا بر آنان باد) فرو فرستاده و هرگز این مطلب را حلال نکرده و کسى که چنین مطالبى را بگوید فقط گفتار مجوس را تقویت کرده که این نوع ازدواج را حلال مى‏شمارند.

          3.پس نسل آدم چگونه بوجود آمده است؟

          سپس آغاز نموده تا کیفیت ایجاد نسل را براى ما بیان کند و فرمود: همانا آدم حوّا را هفتاد شکم باردار نمود که در هر شکم یک پسر و یک دختر بود تا اینکه هابیل بدست قابیل کشته شد و آدم در مرگ او آنقدر بیتابى کرد که تصمیم گرفت پنجاه سال از حوّا دورى گزیند، امّا وقتى که جزع او کاهش یافت با حوّا در آمیخت و خداوند در یک شکم به او (شیث) را عطا کرد و شیث همتا و جفتى در شکم مادر نداشت و وقتى شیث به سن ازدواج رسید خداوند حوریه زیبایى بنام نزله را در روز پنج شنبه از آسمان فرستاد و به آدم امر کرد که او را به ازدواج شیث در آورد و آدم آنها را به عقد ازدواج هم در آورد و فرداى آن روز حوریه دیگرى به نام (منزله) از آسمان نازل شد و خداوند امر کرد که آدم او را به (یافث) فرزند دیگر خود تزویج‏کند، آنگاه شیث صاحب یک پسر شد و یافث صاحب یک دختر و وقتى به سن ادراک و بلوغ رسیدند خداوند امر کرد که آن پسر و دختر با هم ازدواج کنند و از ازدواج آنها نسل پاک از انبیاء و فرستادگان پا به عرصه وجود نهادند.

          پس از این گفتار آنها که ازدواج خواهر و برادر را جایز مى‏شمارند به خدا پناه مى‏بریم،

         

         

           و از آن حضرت (ع) نقل شده که فرمود: آدم شیث هبة اللَّه را وصىّ خود قرار داد و شیث پسرش شیبان را وصىّ خود نمود و این پسر فرزند (منزله) حوریه بهشتى بود که خداوند آن را از بهشت براى تزویج پسر آدم فرستاد

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :