کورایم
یکی درد ویکی درمان پسندد یکی وصل ویکی هجران پسندد من از درمان ودردو وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندد
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور - پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸

سلام بر تو اى رمضان

رمضان ! اى ماه نور و پاکى ، اى حجم وسیع صفا و خلوص ، اینک تو آمدى ، مقدمت گرامى باد.

رمضان ، تو قصیده بلند فضیلتى ، رمضان ، تو دشت وسیع رحمتى ، تو اقیانوس ‍ فراخ برکتى .

رمضان ! اینک تو با تمام خلوص و صفایت بسراغمان آمده اى ، اینک تو با تمامى توان و توشه ات ، بیاریمان آمده اى تا دستمان گیرى و از گرداب گناه و فساد و معصیت و نافرمانیهاى یکساله مان ، رها ماه سازى ، اینک تو آمده اى تا با تلاشت ، تارهاى ضخیم غفلت و عصیانى را که بدور خویش تنیده ایم ، بگسلى و در فضاى پاک و مطبوع توبه و استغفار به تفرجمان گمارى که با تمام وجود سر تا پا نیازمان ، به استان رب رویم و کوبه درگاه ملکوتیش را بصدا در اوریم که : ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سئیاتنا و توفنا مع الابرار.

ارى اى رمضان ، اى چکامه پر شور عشق ، اى سرود پر سوز عرفان ، آمده اى تا درس طریقتامان اموزى و چون سالکى پیر و شیخى پر سوز و گداز، در سلک عشق الهى ، به سلوکمان وادارى که غلها و زنجیرهاى دست و پاگیر زمینى را بگسلیم و دستى بر آسمان بر اریم و پروازى روحانى به عالم ملکوتیان نمائیم و حجاب ضخیم عالم ماده و اخس مراتب وجود را از هم بدریم .

رمضان ! اى پیر دیر، اى خانقاه عشق .

اینک تو آمده اى تا دلهاى معصیت اندود و غبار گناه گرفته ما را جلا بخشى و آینه دلمان را صیقل زنى که فقط و فقط نور حق را انعکاس دهد و روشنى عشق الهى را نمایانگر باشد.

رمضان اى فریاد گر پر سوز، اى منادى عشق و شور:

اینک تو آمده اى تا دستمان گیرى و به کلاس دعایمان برى . ارى ، دعا و نیایش ‍ نیایش عارفان حقیقى خداى ، دعاى شوریدگان واقعى حضرت رب الا رباب ، سرود شیفتگان وادى عشق کمال مطلق ، سرود امامان پاک تشیع .

آمده اى تا در کناره بحر عمیق ابو حمزه سیرمان دهى و از اقیانوس عشق و شور و گذار افتتاح ما را جرعه اى نوشانى . که شورى در سرمان افتد و شررى بر جانمان و خداى را بخوانیم که :

اللهم عرفنى نفسک ، اللهم عرفنى نفسک ،

اللهم اجعلنا من اخص عارفیک و اخلص عبادک :

بار الها، ایزدا، خودت را بما بشناسان ، خدایا دلهامان ، بنور معرفتت روشن فرما، بار معبودا، شراره هاى آتش عشقت ، بر خرمن وجودمان انداز که سراپا و هماره در ان سوزیم ،

بار پروردگارا، ایزدا، چنانمان کن که از خاصان وادى عرفان و عشق تو باشیم و از سالکان حقیقى سبیل تو. و از خالصان رهپوى

طریق عبودیتت قرارمان ده .

ارى رمضان ، تو پیام اور معنویتى ، تو رسول درگاه ربوبیتى .

مقدمت گرامى باد.

 

نویسنده: منصور - پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧

بسمه تعالی

  1. چرا یادمان رفته که مستمندان دست یاری دراز کردند بسوی توانمندان مگر نه این است که: در روز عاشورا وقتى که حسین (علیه السلام ) را به شهادت رساندند، و بدنش را عریان گشت ، آثار خراشیدگى در پشت حضرت دیده شد، از امام سجاد (علیه السلام ) علت آن را پرسیدند.

امام سجاد (علیه السلام ) فرمود: این خراشیدگیها، اثر انبانها و ظرفهاى پر از طعام است که پدرم ، آن ها را به پشت مى گرفت و به منزلهاى یتیمان و بیوه زنان و مستمندان مى برد.

 

ویا خود سید الساجدین امام صادق (علیه السلام ) فرمود: روزى وقتى که امام سجاد (علیه السلام ) روزه بودند دستور داد گوسفندى را ذبح کردند و قطعه قطعه نموده پختند و هنگام غروب کنار دیک آمد، و فرمود کاسه ها را بیاورید، همه غذا را در میان آن کاسه ها ریخت و فرمود: بین فلان طایفه از اول تا آخر تقسیم کردند، دیگر غذا نماند، و خود با کمى نان و خرما افطار کردند.

 

  1. چرا یادمان رفته که خدا منتظر گنه کاران است

حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود در کوه طور عرض کرد: یا اله العالمین (اى معبود جهانیان ).

جواب شنید: لبیک (یعنى نداى تورا پذیرفتم ).

سپس عرض کرد: یا اله المحسنین (اى خداى نیکوکاران ) همان جواب را شنید سپس عرض کرد: یا اله المطیعین : (اى خداى اطاعت کنندگان ) باز همان پاسخ را شنید.

سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران ).

سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک لبیک .

موسى (علیه السلام ) عرض کرد: خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادى ؟!

خداوند به او خطاب کرد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکى و اطاعت خود، اعتماد دارند، ولى گنهکاران جز به فضل من ، پناهى ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه کسى پناهنده شوند؟!.

 

 

  1. چرا یادمان رفته که کسب وکار طلب حلال صدقه از خداست

داود بن سرحان مى گوید: روزى دیدم امام صادق (ع ) با دست خود، مقدارى خرما را با پیمانه ، مى سنجد، عرض کردم : ((قربانت گردم ، اگر به بعضى از فرزندان و غلامان ، دستور مى دادى تا این کار را انجام دهند، بهتر بود!)).

امام در پاسخ من فرمود:((اى داود! زندگى یک انسان مسلمان ، سامان نمى یابد، مگر با سه کار: 1- دین و احکام آن را بشناسد. 2- در گرفتارى ها، صبر و تحمل کند. 3- اندازه گیرى در معاش زندگى را به نیکوئى حفظ نماید.

و فرمود: (جدم ) على بن الحسین (ع ) وقتى که صبح مى شد، به دنبال کسب و کار، از خانه بیرون مى آمد، شخصى عرض کرد: ((اى پسر رسول خدا کجا مى روى ؟)).

فرمود: ((اتصدق لعیالى )) میروم تا براى افراد خانواده ام ، صدقه تهیه کنم ، او پرسید: ((آیا صدقه طلب کنى ؟!)).

فرمود: ((من طلب الحلال فهو من اللّه صدقة علیه )) ((هر کس که (با کار و کاسبى ) کسب مال حلال کند، آن مال از جانب خدا، صدقه براى او است )).

 

  1. چرا یادمان رفته خالقی داریم وبر در خلق نامرد سر خم میکنیم

شخص همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به خانه او مى آمد تا کمکى مادى نصیبش شود. عمر از دست او خسته شده و به او گفت : اى آقا به در خانه خدا هجرت کرده اى یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و از تعلیمات قرآن بیاموز، که تو را از آمدن به درب خانه ام بى نیاز مى سازد.

او رفت ، و ماهها گذشت و دیگر نیامد. عمر جستجو کرد و اطلاع پیدا کرد که او از مردم دورى کرده و در جاى خلوتى به عبادت اشتغال دارد.

عمر به سراغ او رفت و به او گفت : مشتاق دیدار تو شدم (و آمدم از تو احوال بپرسم )، فلانى بگو بدانم ، چه چیزى سبب شده که از ما دور گشتى و بریدى ؟!

او در پاسخ گفت : قرآن خواندم ، قرآن مرا از عمر و آل عمر بى نیاز ساخت . عمر گفت : کدام آیه را خواندى که چنین تصمیم گرفتى ؟

او گفت : قرآن مى خواندم ، به این آیه رسیدم (و فى السماء رزقکم و ما توعدون ، روزى شما با همه وعده ها که بشما دادند در آسمان (بامر خدا مقدر) است).)

با خود گفتم : رزق و روزى من در آسمان است ولى من آن را در زمین مى جویم ، پس براستى بد مردى هستم . عمر از این سخن تحت تاءثیر قرار گرفت و گفت : راست مى گوئى

 

  1. چرا یادمان رفته که حسین گفت:خدا با ماست

حضرت زینب کبرى (س ) توجه به سر برادر نمود، حضرت به او فرمود: ((یا اختاه اصبرى فان الله معنا))؛ خواهر جان ، صبر کن که خدا با ماست

 

نویسنده: منصور - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

بسمه تعالی

امام موسی الکاظم علیه السلام ازمحلی ردمیشد دیدسروصدا میادسازونازونوازدید کنیزی از خونه بیرون اومدبراانداختن اشغال حضرت پرسید:صاحب این خانه آزاداست یابنده؟ کنیز گفت: آزاد امام فرمود: اگر بنده بود چنین نمیکرد

کنیزبرگشت صاحبخانه پرسید: چرادیر کردید؟

 گفت :یه آقا دم در پرسید صاحب اینخانه آزاد است یا بنده ؟منم گفتم آزاد بعدسخن امام کاظم را نقلکرد

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: منصور - دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧

امام صادق (ع ) فرمود:

توبه ، ریسمان خداوند ومدد عنایت اوست وبنده باید در هر حالى بر توبه مداومت ورزد.

وهر گروه از بندگان را توبه اى است :

1 توبه انبیا وآن توبه از اضطراب ودگرگونى احتمالى باطن است ؛

2 توبه اولیا از اندیشه هاى گونه گون است ؛

3 توبه برگزیدگان که از غفلت در هر نَفَس است ؛

4 توبه خواص از پرداختن به غیر خداوند متعال است ؛

5 توبه عوام که توبه از گناهان است .

نویسنده: منصور - دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧

خواستم تنها بمانم تنهای تنها  اما دیدم نیستم تنهای تنها

هر جا روکردم دیدم تو با منی رفیق ومونس وهم دمی

صدایت کردم دیدم چه با صفا جوابم دادی نگاهت کردم دیدم همه چیز تویی

دیدم رفیقترین رفیقم دلسوز ترین یارم تویی

هر جا بخواهم در کنارمی هر جور بخواهم تو یارمی

شیفته ات شدم در نهان وآشکار با تو نجواها کردم آنقدر کریمی همه راشنیدی

آنقدر بزرگواری خطاهایم را میبخشی دیدم خیلی مهربانی مرا تنها نگذاشتی روز به روز نازم کردی

نعمت تازه بخشیدی روزیم دادی

راستی تو کیستی ؟

مونسم،آرزویم،عشقم،همدمم،معبودم،خالقم،رازقم،محبوبم،دلسوزم،نازکشم،تنهاترین یارم،

آری تو خدای منی

خدایا با خاک چه میخواهی بکنی ببخش که گرفتارم اجابت کن که محتاجم

ذلیلم وحقیرم و فقیرم وجز در تو در دگر نمیشناسم

غفلتم حهالتم مرا واداشت تا گناهی بکنم اما بخود آمدم دیدم با کریمی روبرو هستم بابی باز کرده اسمش را توبه گذاشته

داخل شدن از این در چه لذیذ است چون به پیامبر ش گفته بگو سلام علیکم خدایت مهربان است

ای مهربان یارم ،یاریم کن

ای بخشنده ترین بخشایشگر، ببخش مرا

وای دلنواز ترین محبوب ،اذن خلوتم ده

گفتم بهترین دلنوازترین.......ولی نظیری در عالم نیست که مقایسه کنم

با صدای بلند میگویم الله اکبر

ای خدا دوستت دارم تو همانی که من دوست دارم مرا هم آن کن که تو میپسندی

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادوستت دارم

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :