روز قدس تنها روز فلسطین نیست

روز قدس فقط روز فلسطین نیست, روز اسلام است"

                                                                                           امام خمینی(ره)

 

"من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم."(صحیفه نور/جلد8/ص233 و 250 به نقل از کتاب شخصیت و دیدگاههای فقهی امام خمینی ص 188)

 "روز قدس یک روز جهانی است، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست، روزی است که باید مستضعفین مجهز شوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند، روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می نامند و عمل می کنند به آنچه باید بکنند و منافقین، آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی، در این روز بی تفاوت هستند، یا ملتها را نمی گذارندکه تظاهر کنند. روزقدس ، روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود. باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین، باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید وخواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جرثومه های فساد را به زباله دانها بریزند. روز قدس، روزی است که باید این دنباله روهای رژیم سابق در ایران و آن توطئه چینهای رژیم فاسد و ابرقدرتها در سایر جاها خصوصا در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند. روزی است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم و برادران لبنانی را از این فشارها نجات بدهیم، روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم، روزی است که باید جامعه مسلمین، همه، اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله هایی که مانده است از آنها، چه در ایران و چه در سایر جاها... روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سرجای خود بنشینند.

روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامی است، روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها، بیرق آن برافراشته شود، روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم(ص) می دانم و روزی است که باید ما، تمام قوای خودمان را مجهز کنیم و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند، خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب، با تمام قوا ایستاده ایم و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند و مسلمین نباید اجازه دهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند. روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیمهایی با توطئه گرهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهایی که شرکت ندارند، مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائیل و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام که در رأس آنها آمریکا و اسرائیل است. روز امتیاز حق از باطل است، روز جدائی حق از باطل است."( صحیفه نور/جلد8 ص4-232 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص 2-181)

"مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حق تعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است."(صحیفه نور/جلد15 ص75 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص3-182)

"هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی! بپاخیزید و مقدرات خود را بدست گیرید. تا کی نشسته اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کنند؟ تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های آمریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود؟ تا کی سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه آنان باشند؟ تا کی قریب یک ملیارد مسلمان در جهان و قریب صد ملیون عرب با کشورهای وسیع و ذخایر بی پایان، شاهد چپاولهای شرق غرب ستمگری و قتل عامهای غیر انسانی آنان و تفاله های آنان باشند؟ تا کی تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به ندای آنان جواب نمی دهند؟ تا کی به جای مقابله با دشمنان اسلام و برای نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامی و الهی غفلت نموده و کارهای سیاسی و برخوردهای سازشکارانه با ابرقدرتها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایتهای بی امان داده و شاهد قتل عامها باید بود؟ آیا سران قوم نمی دانند و ندیده اند که مذاکرات سیاسی با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنایات و سمتگریها افزوده خواهد شد؟

باید برای آزادی قدس از مسلسلهای متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده و  بازیهای سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگه داشتن ابرقدرتها  به مشام می رسد کنار گذاشت. باید ملتهای مسلمان خصوصا ملت فلسطین و لبنان، کسانی را که با مانورهای سیاسی وقت گذرانی می کنند، تنبه نمده و زیر بار بازیهای سیاسی که نتیجه ای جز زیان و ضرر برای ملت مظلوم ندارد نروند. تا کی اسطوره های دروغین شرق و غرب ، مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوقهای تبلیغاتی میان تهی آنان را وحشت زده می نماید؟ تا کی مسلمین از قدرت اسلام بزرگ غافلند؟ مسلمانانی که در نیم قرن آن فتوحات عظیم و تحولات شگرف را با دست خالی از ساز و برگ جنگی و دلی آغشته به ایمان و زبانی متذکر به الله اکبر به دست آورده و اسلام و توحید را در جهان قدرتمتد آن روز پایه گذاری نمودند... کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان که قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده های شرق و غرب و وابستگان و تفاله های آنان نهراسند و با اعتقاد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف  و فلسطین را سرلوحه برنامه قرار دهند و ننگ سلطه صهیونیست، تفاله آمریکا را از دامن خود بزدایند و روز قدس را زنده نگهدارند. امید است با زنده نگه داشتن از روز، بی تفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. و با قیام ملتهای شریف، بعضی از سران خائن را که به رغم مسلمانان و اسلام، دست در دست اسرائیل و چشم به فرمان امریکا بر خلاف مصالح مسلمین به زندگانی سیاسی ننگین خود و به زندگی جنایتبار خویش ادامه می دهند، از صحنه خارج و در گورستان تاریخ مدفون نمایند. حکام غاصبی که در جنگ بین کفاری چون اسرائیل و صدام با مسلمین، طرف کفار را گرفته و به اسلام و مسلمین ضربه وارد می کنند، از صحنه اسلام باید خارج شوند و از حکومت بر مسلمین باید برکنار گردند."(صحیفه نور/جلد 15 ص4-73 به نقل از کتاب اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی ص4-183)[1]

آرزوی دیرینة امام

(گفتگو با سفیر فلسطین)

 

داود رضایی چراتی

 

آرزوی دیرینه امام خمینی آزادی فلسطین و قدس شریف بود که از سالهای دور در کلام و رفتار امام تجلی می‌نمود. امام، این اندیشه را به عنوان سرنوشت دنیای اسلام همواره خطاب به ملل و دولتهای اسلامی تأکید کرد و آنان را از نقشه‌های شوم استکباری به سرکردگی صهیونیسم غاصب آگاه می‌ساخت. آرمان امام خمینی علاوه بر تأثیر بر تمامی عرصه‌های بین‌المللی، موجب شادابی روح مبارزه و ظلم‌ستیزی ملت بزرگ فلسطین گردید که این طراوت را می‌توان همچنان بر چهره مبارزان فلسطینی مشاهده کرد. بدون شکّ استمدادجوئی از اندیشه‌های امام خواهد توانست توطئه‌های جدید استکبار جهانی را نقش برآب سازد. طرح نقشه‌های مختلف استکباری از جمله «نقشه راه» بهانه‌ای شد تا با یکی از اعضاء هیئت مؤسس جنبش فتح و سفیر دولت فلسطین در ایران (آقای صلاح الدین زواوی) گفتگویی انجام دهیم که از نظر می‌گذرد:

 

  

حضور: ضمن تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، لطفاً در ابتدا مختصری از فعالیتهای خودتان را برای خوانندگان فصلنامه حضور شرح دهید.

صلاح الدین زواوی: من، صلاح‌الدین احمد زواوی هستم. در سال 1937 در منطقه الجلیل فلسطین به دنیا آمده‌ام و از همان آغاز انقلاب فلسطین در سال 1965 به این انقلاب پیوستم. تاکنون مناصب دیپلماتیک متعددی داشتم. در جنبش فتح به عنوان پیشاهنگ در پستهای سازماندهی مختلفی شرکت کرده‌ام. دبیر جنبش فتح در سوریه و عضو دفتر بسیج و سازماندهی مرکزی جنبش فتح بودم. بر کنفرانسهای متعددی برای سازماندهی جنبش فتح در کشورهای مختلف نظارت داشتم. در سال 1968 سفیر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در الجزایر و بعد سفیر این سازمان در برزیل، نماینده کل جنبش فتح در آمریکای لاتین، سفیر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در کنیا و همچنین نمایندگی سازمان را در کنفرانسهای منطقه‌ای و بین‌المللی عهده‌دار بودم. از سال 1981 تاکنون به عنوان سفیر دولت فلسطین در جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کنم.

حضور: به نظر شما چرا امام خمینی مسئله فلسطین را از اهم مسائل کشورهای اسلامی و مسلمین می‌دانست؟

زواوی: در ابتدا باید عرض کنم که امام راحل شخصیت تاریخی منحصر به فردی داشتند. این شخصیت دانشمند و پرهیزکار، مسائل جهان اسلام را با تمام وجود خود و از سر مسؤولیت احساس می‌کرد و غمخوار محرومان و مستضعفان بود. تردیدی نیست که مسأله فلسطین در صدر افکارش جای داشت و نقطه مرکزی جهادش علیه شاه بود. مواضع امام راحل در مورد فلسطین تأثیرات بسیاری داشت. اصلی‌ترین علت مخالفتش با شاه به خاطر سرسپردگی به آمریکا و نظام صهیونیستی بود. این مواضع سرسختانه عاقبت به بازداشت و تبعید وی از کشور انجامید. ولی زندان و تبعید نتوانست نظر امام را از مسئله فلسطین برگرداند. امام راحل دارای شخصیت عرفانی بود و بسیاری از مسائل را با دیدة دل درک می‌کـرد. بـه ایـن ترتیـب پرچم فلسطین همواره در کنار پرچم کشورش ـ ایران ـ در اهتزاز ماند.

امام می‌دانست که غرب استعمارگر با وجود اشغال بیت‌المقدس در مدتی نزدیک به دویست سال، در جریان جنگهای صلیبی عاقبت شکست خورد و ناگزیر شد عقب‌نشینی کند و به سرزمینش برگردد. از این رو دریافت که طرح صهیونیسم همانا جنگ صلیبی از نوع جدید است که غرب آن را با سرگذشتهای تاریخی یهود و نظریات دروغین و پوسیده پیوند داده است. این کیان همه جایی که غرب آن را در دل فلسطین، مرکز جهان اسلام و مرکز مقدسات اسلامی کاشت، می بایست پایگاهی برای سیطره بر تمام جهان اسلام باشد. از این رو امام پس از پیروزی، قاطعانه گفت: امروز ایران و فردا فلسطین. و فرمود: انقلاب ما تنها با آزادی فلسطین تکمیل می‌شود و آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کردند زیرا به خوبی دریافته بود که توطئه بزرگی علیه قدس شریف، مرکز تمدن و ادیان الهی در شرف تکوین است. امام مسائل را روشن می‌دید و می‌خواست این احساس خود را درباره خطر صهیونیسم به تمام مسلمانان و مستضعفان جهان منتقل کند. امام معتقد بود که مسأله فلسطین علاوه بر جنبه اسلامی، برای امنیت ملی ایران هم اهمیت دارد و صهیونیسم تمام جهان اسلام را تهدید می‌کند. از این رو دیدیم که 40 هزار مستشار آمریکایی را از ایران بیرون راند و نفت را از اسرائیل و آفریقای جنوبی قطع کرد. امام این بود که در این جا، که قبلاً دشمن صهیونیستی بر آن تکیه زده بود سفارتی برای فلسطین برپا داشت. امام فرزانه عصر خود بود و از مسائل زمان و غمهای ملت خود و ملل دنیا بیش از دیگران آگاهی فراوان داشت زیرا به ملکوت الهی نزدیک بود.

حضور: پیروزی انقلاب اسلامی بطور کلی در روند تحولات مبارزات مردم فلسطین چه نقشی داشته است؟

زواوی: بی‌تردید انقلاب اسلامی در ایران رویداد محلی و منطقه‌ای نبود بلکه رویدادی بین‌المللی بود که آثارش از منطقه‌ای معین و ملتی مشخص، بسیار فراتر رفت و ارزشهای بسیار والایی را در جهان جان دوباره بخشید و توانست عرصه‌های وسیعی برای خود در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بیابد، حتی به اروپا و آمریکای شمالی هم راه پیدا کرد. این عجیب نبود چراکه انقلاب اسلامی ارزشهای اسلامی را زنده کرد و به آنها حیات دوباره‌ای بخشید و سعی کرد تهمتهای ناروایی را که به دامان اسلام چسبیده بود بزداید و اسلام را در خور حل مشکلات بشریت و مسائل جهان معاصر ارائه کند. این انقلاب می‌تواند آینده‌ای در خور امت مسلمان و ملل مختلف دنیا پی‌ریزی کند و آنها را از چنگال قهر و ستم استعمار خارجی برهاند. طبعاً اهمیت مسأله فلسطین برای این انقلاب روشن است از این رو مبانی انقلاب اسلامی و ارزشهای جهادی آن و پیوند آنها با مسئله فلسطین روز به روز در میان فرزندان فلسطین به خاطر رنجی که از صهیونیسم کشیده‌اند رو به فزونی است. ایمان به پیروزی و توکل برخدا و تکیه بر جهاد و شهادت در میان فرزندان فلسطین به ویژه پس از شکست اسرائیل در لبنان به دست حزب‌الله و جنبش مقاومت ملی و اسلامی، رشد پیدا کرده و قوت بیشتری یافته است. آرمانهای امام و پیروزی انقلاب باعث شدند که امید ما به آزاد کردن سرزمین‌مان و مقدساتمان تقویت شود. به ویژه که تجربه‌های طولانی ما با جامعه بین‌المللی و سازمانها و طرحهای قدیم و جدید آن، چندان به کارمان نیامدند و ما را حتی یک گام به هدفمان نزدیک نکردند. بلکه بر شرارت دشمنان ما افزودند و اشکال تهاجم و طرحهای توسعه‌طلبانه دشمن را افزایش دادند. دشمن صهیونیستی تمام ارزشها و معیارها را نادیده گرفته و به هیچ فشاری در سطح بین‌المللی هم گردن نمی‌نهد. جز جهاد و شهادت بر ایمان راهی باقی نمانده، با آنکه این مهم هزینه‌ها و دردهای خود را دارد. به هر حال اینها همه از تأثیرات امام راحل و انقلاب اسلامی بود.

حضور: اصولاً آنچه امروز از طرف سازمانهای جهانی به عنوان کشور فلسطین به رسمیت شناخته شده بخش اندکی از فلسطین واقعی است. به عقیده شما چه مشکلاتی برای فلسطین امروز به عنوان یک کشور وجود دارد و در برابر جنایات مداوم صهیونیستها و عدم تمکین آنان به قطعنامه‌های سازمان ملل مسلمانان چه وظیفه‌ای دارند؟

زواوی: باید توجه داشت که فلسطین سرزمین اسلامی مقدسی است. این سرزمین نه فقط به مردم فلسطین، بلکه به تمام مؤمنان به قدسیت فلسطین تعلق دارد. از این رو هیچ کس نمی‌تواند از دست رفتن حتی یک وجب از خاک آن را نادیده بگیرد. اینجا باید به گفته مرحوم سلطان عبدالحمید در پاسخ هرتسل (پایه‌گذار صهیونیسم) اشاره کرد که وقتی هرتسل به او پیشنهاد کرد تمام بدهی‌های عثمانی را پرداخت کند و در مقابل اسکان یهودیان در فلسطین او را نیز غرق پول کند، آن سلطان در پاسخ گفت: اگر تمام طلای دنیا را به من بدهی حتی یک وجب از این خاک مقدس را به تو نخواهم داد. در پس این، دشمن صهیونیستی روابط خود را با کشورهای غربی و در رأس آنها انگلستان استحکام بخشید و انگلستان چندی بعد، یعنی از 24/7/1922 قیومیت فلسطین را برعهده گرفت. باید دانست که صدور وعده شوم «بالفور» در 2/11/1917 بخشی ناگسستنی از وظائف دولت قیمومیت بود و بر تأسیس وطنی ملی برای یهودیان در فلسطین اشعار می‌داشت. همچنین باید از ناکامی غرب در سیطره بر اماکن مقدس اسلامی و عقب‌نشینی وی از سرزمینهای اسلامی پس از اشغال دویست ساله آن یاد کرد. ولی غرب پس از آن صهیونیسم را پرورش داد و توصیه کنفرانس لندن ـ که نخست‌وزیر انگلیس در سال 1907 بانی آن بود ـ را پذیرفت، که تأکید داشت برای رسیدن به هدف، بهترین راه تشکیل مانعی بشری و قدرتمند در قسمتی از خاک منطقه است، یعنی همان جا که اروپا را به جهان کهن و به دریای مدیترانه متصل می‌کند. این منطقه که در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد می‌تواند با ملل منطقه دشمن و با کشورهای اروپائی دوست باشد و منافع آنها را پاس بدارد. این امر در سال 1948 در سرزمین فلسطین محقق شد و به این معنی که جهان غرب به یهودیان کمک کرد تا نظام صهیونیستی را در خاک فلسطین پی‌ریزی کنند. و به این شکل به رویاها و دعاوی تاریخی دروغین خود جامعه عمل بپوشاند. با اینکه قرارداد ظالمانه سازمان ملل متحد مبنی بر تقسیم فلسطین در 29/11/1947، تنها 56 درصد از خاک آن را به دولت یهودی اختصاص داده بود ـ یهودیان در آن موقع تنها 6درصد خاک فلسطین را در اختیار داشتند ـ و44 درصد باقیمانده را به فلسطینیان واگذار کرده بود، ولی دشمن صهیونیستی بیش از 78 درصد از خاک فلسطین را اشغال و اشغال خود را در ژوئن 1967 کامل کرد. و بر قسمتی از خاک مصر و سوریه چیره شده و باعث رانده شدن 800 هزار فلسطینی از کرانه باختری گردید. این تعداد البته غیر از آوارگان رانده شده از فلسطین در سال 1948 بود. هم اکنون نظام صهیونیستی دارای مدرن‌ترین و نیرومندترین سلاحهای نظامی در جهان است و به گفته مسؤولان آن انبار سلاحهای هسته‌ای آنان مشتمل بر 400 کلاهک هسته‌ای است و این البته غیر از موشکها و ضد موشکها و سلاحهای شیمیائی و بیولوژیکی و میکروبی اوست. با این همه از ترس فعالیتهای هسته‌ای صلح‌آمیز ایران همه جهان را به کمک خوانده است. در این دعوای باطل همه قدرتهایی که او را تا به امروز با اسلحه و دلارهای میلیاردی شان سرپا نگهداشته‌اند، حمایت می‌کنند. اسرائیل وحامیانش فراموش می‌کنند که کشورهای عربی بالاتفاق در کنفرانس سران بیروت در ماه سوم سال 2002 به او پیشنهاد داده‌اند که در مقابل به رسمیت شناختن کامل، نیروهای خود را از سرزمین اشغال شده عرب ( از جمله جولان و مزارع شبعا) و سایر اراضی فلسطین بیرون ببرد و بعد از برچیدن شهرکهای صهیونیستی و بازگشت آوارگان و سایر اراضی فلسطین که قطعنامه بین‌المللی 194/48 بر آن تأکید دارد، دولت مستقل فلسطین به پایتختی قدس را به رسمیت بشناسد. ولی اسرائیل با بی‌اعتنایی به این همه، بار دیگر کرانه باختری و نوار غزه را اشغال می‌کند و به کشتار ملت ما ادامه می‌دهد و تمام زیرساختهای دولت ما را از بین می‌برد و بیش از یک میلیون درخت زیتون و مرکبات را از ریشه درآورد، میلیارها دلار خسارت می‌زند و تازه بعد از اینهمه نقش یک قربانی را در مقابل جهانیان بازی می‌کند در حالیکه همچنان به جنایت خود ادامه می‌دهد. بدون تردید این دشمن سعی می‌کند بین ملل عرب و مسلمان شکاف ایجاد کند و این را قبلاً امام راحل خوب درک کرده بود و فرمود: اگر هر مسلمان یک سطل آب بر روی غده سرطانی اسرائیل بریزد قطعاً از بین خواهد رفت.

حضور: شما در بخشی از صحبتهایتان به تلاش اسرائیل در ایجاد شکاف در بین کشورهای اسلامی و گروههای اسلامی اشاره کردید. می‌دانیم که طبق تئوری بن گوریون(از پایه‌گذاران نظام صهیونیستی) اختلافات بین ملل عرب و ملل اسلامی بهترین استراتژی برای دولت یهود است. سؤال اینجاست که با توجه به تلاشهای بزرگان جهان اسلام بخصوص امام خمینی در جهت حفظ وحدت به عنوان جوهره پیروزی در همه عرصه‌ها، بویژه در مسئلة فلسطین، آیا فلسطین از درون هم به سوی وحدت پیش می‌رود یا نه؟

زواوی: در کل اکنون ما به سوی وحدت رهسپاریم و تصمیم داریم عوامل ضعف را از صفوف خود بیرون کنیم. ما همچنان بر جهاد پافشاری می‌کنیم به قدرت ایمان خود نیز اعتقاد داریم و این وجه مشترک همة ماست و این خود نشان از وحدت در درون محسوب می‌شود. ما به وعده الهی که فرمود: «وَ کانَ حقاً عَلَینا نَصرُ المُومنین» و همچنین به قول پیامبر(ص) که فرمود:‌ «شام را از العریش تا رود فرات بر شما خواهد گشود و مردان و زنان و کنیزکان‌تان تا روز قیامت در نبرد هستند» اعتقاد راسخ داریم. پیامبر اسلام از سرزمین ما عروج کرد و شاهد پیامبرانی چون عیسی، موسی، یعقوب، یوسف، اسحاق است. این نعمت و برکتی است که خداوند تنها به ملّت ما ارزانی داشته. پیغمبر اسلام فرمود:« هرکس بخواهد به بقعه‌ای از بقاع بهشت نظر کند، به بیت المقدس نگاه کند.» به هر شکل اینها الگوهای وحدت ما را تشکیل می‌دهند. هرچند که صهیونیستها به شدت به دنبال گسستن آن هستند.

 

از آنجایی که امام خمینی ادامه دهنده راه صالحان بود و کلام او برگرفته از روح قرآن است ما علاوه بر تلاش در جهت ایجاد وحدت بین گروهها در داخل، سعی داریم کشورهای اسلامی را نیز به وحدت دعوت کنیم چراکه ما هر شکستی که تاکنون تجربه کردیم و هر امتیازی که اسرائیلی‌ها از ما گرفته‌اند ناشی از تفرقه بین خودمان بوده. اما باید گفت که اسرائیل برای از بین بردن بنیان این وحدت تلاش بسیاری چه در بین گروههای فلسطینی و چه در جوامع بین‌المللی و یا سازمانهای بین‌المللی انجام می‌دهد. اما استراتژی کلی ما این است که به سوی وحدت حرکت کنیم هرچند که هنوز از ایده‌آل‌مان فاصله داریم.

حضور: اخیراً یکی از توطئه‌هایی که با نظر آمریکا و اسرائیل طراحی شده «نقشه راه» است که صحبتهای زیادی در محافل سیاسی از آن می‌شود. توضیح بفرمائید که اساساً این طرح چه هست؟ چگونه به وجود آمد؟ و آیا این طرح می‌تواند منافع واقعی ملت فلسطین را تأمین کند؟

 

در ابتدا باید بگویم که ما فلسطینی‌ها تجربه‌های فراوانی را از سر گذرانده‌ایم، صدها هزار شهید و اسیر و معلول داده‌ایم و تجربه پناهندگی، فرار و محرومیت از تمام نقاط دنیا درسهایی به ما داده که فهمشان برای کسانی که آنها را تجربه نکرده‌اند دشوار است.

 

نقشه‌های فریبکارانه دشمن صهیونیستی و هم پیمانانش و طرحها و پیشنهادهای رنگارنگی که برما عرضه شده کم نبوده به طوری که هنوز هم زنگ خطرشان در گوشمان طنین انداز است. خوب است که به عنوان مثال به تعدادی از آنها اشاره کنم:

 پس از شکست سال 1948: کمیسیونهای تحقیق، کتابهای سفید، کمیته کینگ براین، کمیته شاو، کمیته جان سیمپسون، طرح لودرمیلک، کنفرانسهای لندن و پاریس؛ اصول کندی، اصول جانسون، طرح راجرز، قطعنامه‌های 242، 338 شورای امنیت و دهها قطعنامه بعدی، طرحهای آلون وایبان و ملک حسن (1969)، و بیانیه 9 دولت بازار مشترک اروپا، بیانیه شوروی و آمریکا، بیانیه ونیز، قطعنامه شورای اروپا در لوزامبورک، طرح ریگان، طرح فاس، طرح برژنف، طرح ملک حسین(1984)، کنفرانس ژنو، قراردادهای اسلو، شرم الشیخ، طابا، وای ریور، کمپ دیوید دوم، و سرانجام اقدام کنونی طرح نقشه راه بوش که از آمریکا شروع شد و بعد از موافقت سازمان ملل و اتحادیه اروپا و روسیه جنبة بین‌المللی پیدا کرد.

پیش از این که به این طرح بپردازم، مایلم از مقام رفیع علمی و فرهنگی ملت ما و تجربه مبارزاتی طولانی آن یاد کنم. مبارزه ملت ما در طول صدسال اخیر هیچگاه متوقف نشده و فرزندان ملت ما هیچگاه از مبارزه مأیوس نبوده‌اند. و از این بابت خدا را شکر می‌کنیم زیرا ما با ماهیت این کشمکش و دول ذینفع در آن ـ ذینفع در ادامه و یا توقف آن ـ خوب آشنا هستیم.

به عقیده من دو طرح وجود دارند که در یک راستا عمل می‌کنند و در یک راستا مکمل یکدیگرند. طرح اصلی که همان طرح غربی است و می‌خواهد بر جهان اسلام و ثروتها و امکانات آن مستولی شود تا بتواند از آنجا بر تمام جهان مسلط گردد و دیگری طرح تابع (طرح صهیونیستی) که تلاش می‌کند طرح اصلی را در رسیدن به اهدافش یاری نماید. مطمئناً توهم تناقض بین این دو طرح و ابزارهای اجرایی آنها ما را از نبرد سختی که برای محافظت از سرزمین و ملت و مقدساتمان داریم، منصرف نمی‌کند. به طرح «نقشه راه» باید از این زاویه نگاه کرد. این طرح می‌گوید که دولت مستقل فلسطین تا سال 2005 یعنی تا دو سال دیگر تشکیل خواهد شد. و بند اول آن خواستار پایان اعمال خشونت‌آمیز (یا به تعبیری پایان انتفاضه) است و بر پایان عملیات شهرک‌سازی و حمله به شهروندان غیرنظامی و اجرای انتخابات در فلسطین براساس قانون اساسی فلسطین مصوب مجلس قانونگذاری فلسطین تأکید دارد. دشمن با این بند سعی دارد جنگ داخلی در فلسطین برپا کند. ولی رهبری فلسطین توانست آتش بس 3 ماهه را برقرار کند و به این شکل از یک سو شکست طرح را به گردن دشمن بگذارد و از سوی دیگر نقشه دشمن را برای ایجاد جنگ داخلی در صفوف ملت فلسطین نقش برآب سازد چرا که چنین جنگی، هم به حکم اخلاق و هم به حکم دین ما، حرام است.

ما می‌دانیم که دشمن در پی راه صلح مسالمت‌آمیزی که منجر به تشکیل دولت مستقل فلسطینی شود، نیست. بلکه می‌خواهد با جنگ داخلی، احتمال برپایی چنین دولتی را ناممکن سازد. می‌خواهد با این طرح ما به دست خودمان، خودمان را از بین ببریم. اما تجربه گذشت ده سال از قرارداد اسلو کافی است تا بفهمیم با دشمن مکاری سرو کار داریم که رویای دیرینی در سر دارد و آن برپایی دولتی است که از فرات تا نیل امتداد دارد. تجربه کمپ‌دیوید دوم نشان داد که دشمن صهیونیستی در پی سیطره بر مسجد مبارک الاقصی است و می‌خواهد معبد سلیمان را بر ویرانه‌های این مسجد بنا کند و آنچه در این مهم یاری‌اش می‌دهد، هم پیمانی‌اش با مسیحیت صهیونیستی در آمریکا است، یعنی همان مسیحیتی که اعتقاد دارد که برپایی اسرائیل در فلسطین وعده الهی است و انهدام مسجدالاقصی و برپایی مجسمه سلیمان بر ویرانه‌های آن ضرورتی برای بازگشت حضرت مسیح(ع) از آسمان و فرمانروایی یهودیان بر این منطقه به مدت هزار سال است و از این قبیل خرافات که تعدادی از رؤسای جمهور آمریکا از جمل

/ 0 نظر / 26 بازدید